ليست براساس بازديد

زمان ايجاد خودکار ليست: 14:12 جمعه 27 مهر 1397

عروسی لیلا و محمود-[حیدر ذوقی]-[بازديد:480391]
روز عروسی فرا رسیده بود. لیلا با اشتیاق از خواب بیدار شده بود و بی صبرانه منتظر سمیه بود تا به کمک او خودش را برا
  ادامه شعر...

لباساتو در بیار الان می آم ... -[حمید رضا یعقو ب زاده]-[بازديد:300166]
مظفر برعکس اسمش خیلی لاغر و نحیف بود ... هر وقت اونو می دیدم با خودم می گفتم الانه که بیفته و بمیره ...
تو یکی از عر
  ادامه شعر...

هم آغوش،زیر دوش (18+)-[پیام رنجبران(اکنون)]-[بازديد:196693]
لخت و عریان در مقابل آینۀ قدی حمام می ایستم و خود را در آن برانداز می کنم، تکانی می خورم و نوک انگشتانم را روی شی
  ادامه شعر...

دختر خاله عذرا .....-[میر حسن علوی]-[بازديد:195358]


احمد پدر پیر و دنیا دیده ای داشت و از پولدار های شهر بود.
غ
  ادامه شعر...

دخترخاله ی دوستم -[حمید رضا یعقو ب زاده]-[بازديد:101632]
آنقدر با آب و تاپ از دخترخاله اش حرف می زند که دهنم آب افتاده بود
بعد بمن گفت دوست داره که با دخترخاله اش ازدوا
  ادامه شعر...

حمام -[ع ر ح]-[بازديد:86213]
چند روزی بود مستاجر جدید برامون آمده بود. تو این فکر بودم چطوری میتونم با دخترشون دوست بشم . اما یک مشکل بزرگ بز
  ادامه شعر...

من و خواهرم-[مصطفی ابراهیمی میمند]-[بازديد:44618]
من و او مثه داداش و آبجی بودیم
خیلی باهم دوست بودیم
همیشه مشکلاتمونو بهم میگفتیم
همدیگه رو کمک میکردیم
به هم
  ادامه شعر...

راز مامان(+18)-[آزاده اسلامی]-[بازديد:43857]

از امروز دیگر خدا را دوست ندارم، او حقه باز و دروغگوست. همین یک ماه پیش
  ادامه شعر...

تنهایی یک کودک-[ابراهیم وجدانی]-[بازديد:43337]
شب جمعه مثل همیشه عموم با پیکان سبزش اومد دنبالم تا منو ببره خونشون
خونه عموم خیلی از خونه مابزرگترهو اونجا خ
  ادامه شعر...

فرشته-[علی اکبری]-[بازديد:32767]
اینجا آخر خطی بود که باید آغاز می شد ولی چه شروع سختی.هیچ کدوم از مردها به ژیلا توجه نمی کردند انگار نه انگار که
  ادامه شعر...

برو كار كن مگو كار چيست-[فاطمه سادات حيدري]-[بازديد:31549]
برو كار كن مگو كار چيست
همانطور كه ميدانيم انسان ها از زماني كه به دينا مي ايند مدام تلاش و تكاپو هستن و دنبال ع
  ادامه شعر...

كد 39-[محمد يونس ]-[بازديد:29342]
از توي آيينه اي كه يك زنجير كوتاه با يك صليب جرم گرفته به ساقه اش آويزان بود و بازي ميكرد،يك جفت چشم درشت و ميشي
  ادامه شعر...

تخیلی اما وحشتناک-[بیتا رادمنش]-[بازديد:27826]
پیر مرد خسته ونگران از مزرعه باز می گشت و در تاریکی شب و هیاهوی باد غرق در فکر خاتون بود که چگونه برایش طبیبی را
  ادامه شعر...

پسر همسایه-[محمد طحانی سعدی]-[بازديد:24666]
پسر همسایه
دختری درس فیزیک را به خوبی یاد نمیگرفت و اغلب در این درس به مشکل بر میخورد.در طول سا
  ادامه شعر...

دختر هوس باز-[حمید محسنی]-[بازديد:23469]
هر روز با یک نفر در حیاط دانشگاه بود.در کل دانشگاه بد نام بود و همه ازش بد می گفتند.نمی دونید وقتی در موردش حرف ب
  ادامه شعر...