ليست براساس بازديد

زمان ايجاد خودکار ليست: 02:22 سه شنبه 1 بهمن 1398

عروسی لیلا و محمود-[حیدر ذوقی]-[بازديد:505635]
روز عروسی فرا رسیده بود. لیلا با اشتیاق از خواب بیدار شده بود و بی صبرانه منتظر سمیه بود تا به کمک او خودش را برا
  ادامه شعر...

هم آغوش،زیر دوش (18+)-[پیام رنجبران(اکنون)]-[بازديد:328835]
لخت و عریان در مقابل آینۀ قدی حمام می ایستم و خود را در آن برانداز می کنم، تکانی می خورم و نوک انگشتانم را روی شی
  ادامه شعر...

لباساتو در بیار الان می آم ... -[حمید رضا یعقو ب زاده]-[بازديد:300166]
مظفر برعکس اسمش خیلی لاغر و نحیف بود ... هر وقت اونو می دیدم با خودم می گفتم الانه که بیفته و بمیره ...
تو یکی از عر
  ادامه شعر...

دختر خاله عذرا .....-[میر حسن علوی]-[بازديد:199130]


احمد پدر پیر و دنیا دیده ای داشت و از پولدار های شهر بود.
غ
  ادامه شعر...

دخترخاله ی دوستم -[حمید رضا یعقو ب زاده]-[بازديد:103037]
آنقدر با آب و تاپ از دخترخاله اش حرف می زند که دهنم آب افتاده بود
بعد بمن گفت دوست داره که با دخترخاله اش ازدوا
  ادامه شعر...

حمام -[ع ر ح]-[بازديد:87724]
چند روزی بود مستاجر جدید برامون آمده بود. تو این فکر بودم چطوری میتونم با دخترشون دوست بشم . اما یک مشکل بزرگ بز
  ادامه شعر...

راز مامان(+18)-[آزاده اسلامی]-[بازديد:49736]

از امروز دیگر خدا را دوست ندارم، او حقه باز و دروغگوست. همین یک ماه پیش
  ادامه شعر...

من و خواهرم-[مصطفی ابراهیمی میمند]-[بازديد:45573]
من و او مثه داداش و آبجی بودیم
خیلی باهم دوست بودیم
همیشه مشکلاتمونو بهم میگفتیم
همدیگه رو کمک میکردیم
به هم
  ادامه شعر...

برو كار كن مگو كار چيست-[فاطمه سادات حيدري]-[بازديد:43849]
برو كار كن مگو كار چيست
همانطور كه ميدانيم انسان ها از زماني كه به دينا مي ايند مدام تلاش و تكاپو هستن و دنبال ع
  ادامه شعر...

تنهایی یک کودک-[ابراهیم وجدانی]-[بازديد:43696]
شب جمعه مثل همیشه عموم با پیکان سبزش اومد دنبالم تا منو ببره خونشون
خونه عموم خیلی از خونه مابزرگترهو اونجا خ
  ادامه شعر...

تخیلی اما وحشتناک-[بیتا رادمنش]-[بازديد:35488]
پیر مرد خسته ونگران از مزرعه باز می گشت و در تاریکی شب و هیاهوی باد غرق در فکر خاتون بود که چگونه برایش طبیبی را
  ادامه شعر...

فرشته-[علی اکبری]-[بازديد:32767]
اینجا آخر خطی بود که باید آغاز می شد ولی چه شروع سختی.هیچ کدوم از مردها به ژیلا توجه نمی کردند انگار نه انگار که
  ادامه شعر...

یاد خدا-[مجتبی گودرزی]-[بازديد:29760]
روزی بود،روزگاری در زمان های خیلی خیلی قدیم پسری بود به اسم محمد ،محمد یک پسر درس خوان بود او همیشه درس هایش را
  ادامه شعر...

كد 39-[محمد يونس ]-[بازديد:29342]
از توي آيينه اي كه يك زنجير كوتاه با يك صليب جرم گرفته به ساقه اش آويزان بود و بازي ميكرد،يك جفت چشم درشت و ميشي
  ادامه شعر...

دختر هوس باز-[حمید محسنی]-[بازديد:27085]
هر روز با یک نفر در حیاط دانشگاه بود.در کل دانشگاه بد نام بود و همه ازش بد می گفتند.نمی دونید وقتی در موردش حرف ب
  ادامه شعر...