معرفی نادر آقازاده


نادر آقازاده
جنسیت: تاریخ تولد: پنجشنبه 22 دي 1373
کشور: ايران شهر: کرج
من و بارون خاطراتی از تو داریم
تا به هم میرسیم هر بار زنده میشه
حال من رو هیچکسی باور نداره
شایدم نمیدونه چی داره میشه
نادر


آخرین داستان ها ارسالی

آزیر قرمز

نمایش مشخصات نادر آقازاده انگار نمیدانیم کدام گره را کورتر زدیم که سرنوشت ِآن ، قیچی بود. چه سخت است قیچی بودن ، جانکاه تر از بریدنو دوختن ، بریدنو ریختن ِ موهای دختری شش ساله ست که آیینه سالها تصویر ِ زیبایی هایش را به او بدهکارست. مگردردناک تر از بغض چیزی هست؟؟؟ چه میشود گفت اما چگونه بی تفاوت بود

جارو

نمایش مشخصات نادر آقازاده برش میدارم. خسته شدم از جمع کردن آشغالای مردمی که پشت فرهنگ شهرنشینی خودشون و باد میزنن. توی راه برگشت به خونه همه یه جوری بهم نگا میکنن انگار این نایلون سیاه با تموم نایلونای سیاهی که هرشب جمعشون میکنم فرق داره. فک کنم امشب هرچقدر در خونمو قفل کنم باز احساس ناامنی تمام وجودمو میگیره

رویا

نمایش مشخصات نادر آقازاده _ سلام ، اداره ی پلیس _ بله ، بفرمایید _ببخشید چند شبی خواب میبینم که دارم یه داستانی مینویسم اما صبح که از خواب بلند میشم چیزی از محتوای داستان و یادم نمیاد امروز صبح وقتی دفتر چرک نویسم و دیدم یه داستان توش نوشته شده به دست خط من ولی یادم نمیاد کِی نوشتمش!!! نمیدونم الان که با شما صحبت میکنم بخشی از خواب منه یا اینکه بیدارم

اتوبوس

نمایش مشخصات نادر آقازاده من هرروز پیاده میرفتم مدرسه ولی اونروز عجیب دیرم شده بود بخاطر همین تصمیم گرفتم با اتوبوس برم . توی اتوبوس که نشستم متوجه شدم یه پسره خیلی داره ادا در میاره اول داشتم شاخ در میاوردم ولی بعدش متوجه شدم یه دختر اون پشت نشسته ولی این یارو رو آدم حساب نمیکنه. دختری جوونی که خیلی متین نشسته بود

شاید

نمایش مشخصات نادر آقازاده تا آخر خیابونو مثل هرروز قدم میزنم. آخه اونروز که از هم جدا شدیم تو این خیابون بودیم. همون روز بهت زنگ زدم که بیای چون یه چیزی تو دلم گیر کرده بود. بهت گفتم که داییم یه بیماریه لاعلاجی داره و تو خونه بستریه. من بخاطر اینکه تنها بود و خونش سرو صدا نداشت اونجا درسامو میخوندم ازش مراقبتم میکردم

پل قدیمی

نمایش مشخصات نادر آقازاده کنار پل قدیمی نزدیک خونمون نشستم. آسمون ابری و پرنده ام توش پر نمیزد ، دلم خیلی گرفته بود. امروز با یکی از دوستام دعوا کردم. آرش یکی از بچه های متوسط کلاسه و من از اون خرخونا، اما تو ریاضی خیلی ضعیف بود و از من خواست بهش کمک کنم. واسه چندتا امتحان باهاش کارکردم و نمره هاش بالای شونزده شد

خواب

نمایش مشخصات نادر آقازاده خواب میدیدم توی خیابون یه بچه به چشام زل زده بود. هوا روشن بود ولی خیابون عجیب خلوت بود. منم یه نیم نگاهی بهش کردم که یهو یه ماشین مدل بالا کوبوند به بچه و رفت. شاید من آخرین نفری بودم که بچه نگام کرد ولی از شدت ترس فقط جیغ میکشیدم. تو همین جریان پیش میرفتیم که از صدای جیغ یه نفر بهوش اومدم