معرفی علیرضا طاهری


علیرضا طاهری
جنسیت: تاریخ تولد: پنجشنبه 9 آبان 1370
کشور: ايران شهر: اصفهان
ali2233400
از چي بگم برات ؟


آخرین داستان ها ارسالی

خوشگل ترین دختر دنیا

نمایش مشخصات علیرضا طاهری سلام ، دلم برات تنگ شده میدونی بعضی وقتا می ترسم ، بعضی وقتا ، کم میارم ، بعضی وقتا ، دیگه نمیکشم میمونم ..... تو تموم کارا ، ..میمونم دلم میخواد فقط اون روزا دنیا وایسه ، نچرخه ، دلم میخواد ، بیام بیرون از این اوضاع به هیچ چی فکر نکنم برم یه غذای خوب بخورم ، بشینم یه فیلم

جاویدالاثر

نمایش مشخصات علیرضا طاهری sیادش بخیر بچه بودم ، بچه بود، دعوا کردیم زدم تو گوشش بعد هم که گذشت نشستیم یه جایی و لواشک خوردیم ،حالا مرده . حتی جسدش هم برای خداحافظی نیومد

عاشق شده ام

نمایش مشخصات علیرضا طاهری sپاييز تمام شد . جوجه هايم را شمردم و فهميدم ، عاشق شده ام.

سرطان لعنتي

نمایش مشخصات علیرضا طاهری نشسته است سيگار مي كشد .... آن جا .. روي سنگ ها...... كنار پل خواجو.... وقتي به او ميرسم ،به من توجه نمي كند...نمي دانم چه شده كه اين موقع ظهر به من زنگ زده.....محكم پوك ميزند و بلند مي گويد: سيگار لعنتي... سيگار لعنتي ... كمي سكوت مي كند.....هميشه مي گفت از سيگار بدم مي آيد اما نمي دانم چرا سيگار ميكشيد

روز رفتن

نمایش مشخصات علیرضا طاهری ديروز که حرف رفتن را پيش کشيدي ، يادم آمد از دفتري که روي طاقچه محبت خاک مي خورد ، دفتري که در لابه لاي صفحاتش به جاي شاخه گلي سرخ ، برگهاي تنهاي پاييزي خشکيده بود ، من در آن دفتر زندگي را سروده بودم ، اولين صفحه آن را با آمدنت شروع کردم ، و نوشتم در آن ، عاشقانه هاي زندگيمان را ،

مادرم

نمایش مشخصات علیرضا طاهری sدلش شكست و هنگام جمع كردنش ؛ دستش را بريد . خون سرخش بر زمين ريخت و من ماندم با بهشتي كه زير پايش سرخ شد .

اولين روز زندگي مشترك

نمایش مشخصات علیرضا طاهری sتلفن مكرر زنگ مي زند سپس پيغامگير فعال مي شود . پسري با لحني آرام مي گويد : سلام ، اميدوارم خوشبخت بشي .

رضا جان تولدت مبارك .

نمایش مشخصات علیرضا طاهری آره يادته اومده بودم تو، غل غله بود . بارونم داشت مثه دم اسب مي يومد منم مدام چش مي نداختم ببينم سرپناهي چيزي پيدا مي كنم برم زيرش كه اين حجره را پيدا كردم . بعد از اون ديگه كار هميشگيم شده . هر وقت دلم گرفته ، ميام اينجا مي شينم . اصن انگار هميشه اينجا خاليه . انگار خودت هميشه برام يه جا رو پيش خودت نگه داشتي

باهميم

نمایش مشخصات علیرضا طاهری تنها نشسته ام... بعد از خستگي كلاس سكوت باغ دانشگاه را دوست دارم.....خيره شدام به دور دست....آن انتهاي باغ پسرها مشغول شوخي با يكديگرند....سوز پاييزي گونه هايم را قرمز كرده ...صورتش خندان است..... دو ليوان چايي دردست دارد...به او بي توجهم.... به كنارم مي رسد.... چاي تعارف مي كند ...خيره به روبرويم

لعنتي دوست داشتني

نمایش مشخصات علیرضا طاهری بعضي وقتا كه بيرون ميرم حالم بد گرفته ميشه . مهم نيس كي بام باشه يا كجا برم . اينقدر حالم بد ميشه كه تا دو روز بايد استراحت كنم . بعضي وقتا هم كه خيلي حالم گرفتس با اون كه بيرونم حالم خوبه. مهم نيس چقدر اون اتفاق بد باشه فقط كافيه باشه تا حالمو بهتر كنه .انگار خودمه اين لعنتي دوست داشتني