معرفی ابوالفضل ابطحی


ابوالفضل ابطحی
جنسیت: تاریخ تولد: شنبه 31 شهريور 1358
کشور: ايران شهر: اصفهان


آخرین داستان ها ارسالی

قفس تنهایی

پسری جوانی دراتاقش تنهانشسته بودودوپاهای خودش رادرآغوش گرفته بود.وهمه فکرش ناامیدی وبی احساسس بود.وهمیشه دلش می خواست یک آدم پرانرژی ومثبت گرایی باشدولی نمی دانست چطوری ؟خیلی ازهمه کمک می گرفت وهیچ کسی اوراتحویل نمی گرفت وفقط مسخره می کردند.واین برایش خیلی ناراحت کننده بود.وفقط

زیبایی

روزهارامی توان زیباترکردباگلهای که بوی خوبی به مشام آدم می رسانند.وتلخی بوی دوداتومبیل وبوی تندی که درفضای پیچیده این فقط بوی باران ودرختان سربرفلک کشیده ای که برای هرکسی می تواندزیبایی رابه یادش بیاورد.زیباست بوی فصل خداوندکه درهمه روزهامی توان آن رادرقلب وروح احساس کرد. درتمام

شهرسکوت

دانیال شروع به عوض کردن لباسهای خودکرد.ولباس کاررابه تن کرد.خیلی روزخوبی برای او بود.چون می توانست کارهای راکه یادگرفته به نمایش بگذاردولی همش به فکراستادمحمودبودکه دوست داشت .اوهم اینجابودکنارش تاباراهنماییهایی که اون می کرد.بااعتمادبه نفس کارخودراآغازکند.بنابراین شروع به کارکردن کرد