معرفی مجتبی زمانی نیشابور


مجتبی زمانی نیشابور
جنسیت: تاریخ تولد: چهار شنبه 30 مرداد 1381
کشور: ايران شهر: نیشابور


آخرین داستان ها ارسالی

عاشق که میشی

وقتی عاشق میشی دلت تنگه برای یک شب بخیر ساده، دلت تنگه برای یک پرسش "حالت چطوره" در حالی که اصلا برای طرف مقابل هم مهم نیست که تو اصلا حالت خوبه ؟ اصلا زنده ای لاکردار؟! ولی خب این دلت دیگه حالیش نمیشه به همین خوشه وقتی عاشق میشی دلت لک میزنه برای یک صبح بخیر یا شب بخیر ساده، حتی اگه

لحظه وداع

و لحظه وداع معشوق لحظه اش تلخ تر از زهر، تلخ تر از خنجر، تلخ تر از داغ عزیز باورش سخت تر از باور مرگ، باورش سخت تر از سخت ثانیه هایش دیر تر از قرن و آهسته تر چشم ها سوزان و گریان  حس و حالش بدتر از سیاهی و تاریکی و بامداد شروع میشود، چشم بی گناه به ریختن اشک، و دل ساده به بیتابی دوری، دستان به جراحت،  و منطقی که بی منطق میشود

نفرین معشوقه

علی یک پسر صاف و ساده بود. دختر همسایه ای داشت به نام سمیرا، میشه گفت از بچگی سمیرا رو دوستش داشت. اونا همبازی های بچگی بودن، خلاصه علی که 20 سالش شده بود و سمیرا هم 18 بود تصمیم گرفتن که باهم ازدواج بکنن، خانواده ها صحبت کردن و قرار شد نامزد بکنن، اونا خوب و خوش خرم بودن، عاشق و دیوونه