معرفی لویذا هدایتی


لویذا هدایتی
جنسیت: تاریخ تولد: سه شنبه 6 خرداد 1365
کشور: ايران شهر: اراک


آخرین داستان ها ارسالی

سرگردان

نمایش مشخصات لویذا هدایتی به خاطر قد کوتاهم هميشه احساس مي کنم مردم از بالا به من نگاه مي کنند. موهايم را کمي سيخ کرده ام تا ابهت بيشتري داشته باشم اما در عوض نگاه بد افراد را رويم احساس مي کنم. هميشه به خاطر اينکه مدل گوشهايم کمي زاويه دار است خجالت مي کشم. آنقدر به اين مسائل فکر مي کنم که ناگهان پايم پيچ مي خورد و داخل جوي آب مي افتم

مسابقه از نوع منظوم

نمایش مشخصات لویذا هدایتی خدا بزرگان گذشته ي ما را که گفته اند:< ميراث پدر خواهي، علم پدر آموز>* بيامرزد. اما نمي دانم چرا به جاي علم، من کسب پدر را آموخته بودم تا اينکه در کتابي خواندم:< ميراث پدر خواهي، کسب پدر آموز> و پيش خود گفتم:< بيچاره اين بزرگان ما که احتمالاً خودشان هم نمي دانند چند جور حرف زده اند.> کسب و کار پدر خدا بيامرزم فحش خوردن از در و همسايه بود

سخنرانی

نمایش مشخصات لویذا هدایتی همه ي حاضران دست زدند. چند نفر قصد سوت کشيدن داشتند که با نگاه غضبناک سخنران- که آمده بود از داستان خود در برابر منتقدش دفاع کند و به قول خودش دست به افشاگري فرهنگي بزند- منصرف شدند. دستش را بالا آورد و صفحه اي از مجله ي مورد نظرش را به همه نشان داد. به پايين صفحه اشاره کرد:" در اين قسمت شما مي توانيد توهين مسئول اين صفحه را نسبت به من ببينيد

چه انشایی بنویسم

نمایش مشخصات لویذا هدایتی دست کوچکی روی کاغذ قرار گرفت تا انشا بنویسد. موضوع انشای داده شده این بود که یک روز خود را کامل توصیف کنید. من امروز با سر و صدای همسایه ی روبرویی بیدار شدم. پدرم هیچ وقت صبح ها زنگ ساعت را نمی گذارد چون ما هر روز با شنیدن حرف های بد همسایه ها بیدار می شویم. آنها خیلی تق تق درهایشان را می کوبند و در راهرو به هم بد و بیراه می گویند