معرفی نگین پارسا


نگین پارسا
جنسیت: تاریخ تولد: چهار شنبه 18 مهر 1380
کشور: ايران شهر: داراب
زندگی سخته اما من میسازم باهاش..چون قرارنیست اون برنده بازی باشه


آخرین داستان ها ارسالی

من به دنبال تو!

نمایش مشخصات نگین پارسا دلم هنوزم گرمه به امید اون روزی که باز با حافظ همقدم بشمو توی مهرماه روی برگای زردونارنجی رد بشم وصدای خش خش برگاقلقلک بده ذهنمو_اونقدر راه بریم که برسیم به بوستان!!و روی نیمکت های سعدی بشینیم واستراحت کنیم!اونجا هی حافظ غزل بگه ومن براش بخندم!بشم همون دلبرشیرین غزلهاش بشم نگین

زندگی!!

نمایش مشخصات نگین پارسا ازخانه بیرون می ایم وشروع میکنم به قدم زدن به سمت مقصدم به خیابان زندگی میرسم کافه ای که قراراست بروم اخراین خیابان است ..به خیابان نگاهی میکنم تاکسی های فراوانی به اخر ان میروند و بی مسافربرمیگردند بعضی هاهم پرازمسافر!!بی توجه به انها راهم راادامه میدهم وخوشحال ازاینکه خودم دارم این مسیرراطی میکنم

من فرزندپاییز

نمایش مشخصات نگین پارسا زندگی کردن من مردن تدریجی بود انچه جان کندتنم عمرحسابش کردم من قربانی دنیاشدم.من دخترپاییز بودم اما زمستان مرابه فرزند خواندگی گرفت سردشدم_سنگ شدم اتش درونم به یکباره خاکسترشد وتوچه میدانی ازمن!!ازموهایی که به جای گیس شدن چیده شدندوتوحس نمیکنی سرمایی که تامغزاستخوانم

نظرمعلم

نمایش مشخصات نگین پارسا کم کم به دوازده اردیبهشت نزدیک میشدیم وازمن خواسته شده بود تا مجری و مدیرتدارکات جشن روزمعلم باشم...منم قبول کرده بودم...دوست داشتم برای روز معلم نظرمعلم هارو درموردشغل معلمی بدونم و بین برنامه هام قراربدم بخاطرهمین سوالمو تایپ کردم و به همه معلمادادم ...چندروزی گذشت و من ازکنجکاوی جوابا خوابم نمیبرد

دخترک تنها

نمایش مشخصات نگین پارسا دخترک باخوشحالی رتبه کنکورش رادردست گرفت و دوان دوان به سمت خانه میرفت تا ان خبررا به خانواده اش بدهد....دربین راه خاطرات دوران سخت یادش می امد ...حرفهایی که درمورد او گفته بودند تهمت های ناروا و این برگ خمیدگی کمر پدرش را راست میکند لبخند به لبهای مادرش می اورد و اشک شوق درچشمان خواهرش