معرفی محمد رضا بادره


محمد رضا بادره
جنسیت: تاریخ تولد: چهار شنبه 8 ارديبهشت 1372
کشور: ايران شهر: البرز
روزی از کوچه های بی کسی خواهم گذشت و میدانم تو آن سوی کوچه در انتظار منی.
محمد رضا بادره
کرج مهرشهر


آخرین داستان ها ارسالی

پارتی شبانه قسمت سوم

نمایش مشخصات محمد رضا بادره با عجله به سمت ماشین رفتم. کیمیا:وایسا وایسا گوش کن. چیرو ها نامردیدتو رفتنتو گوشی خاموشتو گریه های هرشب رو چیرو چیرو توضیح بدی ها بدون اینکه گوش کنم سوار ماشین شدم فقط حرکت کردم رفتم رفتم رفتم چشام باز کردم دیدم بدون تو تک و تنها بغل خاطراتمونم حح خاطراتی که تو اون مکان گریم در میاورد

مرگ تو قسمت اول

نمایش مشخصات محمد رضا بادره با کیمیا به سمت کرج راه افتادیم یه چیزی تو گلوم گیره نمیدونم چیکار کنم شاید همه این ها بخاطر منه شاید باید گروه ترک کنم واسه همیشه کیمیا همین طور داشت از خودش و کاراش حرف میزد دوست داشت هرچه زود تر کیا رو ببینه . کاش چشم آهوی منم اینطوری بود برمیگشت دیگه باید برم سراغش از دور ببینمش

پارتی شبانه قسمت دوم

نمایش مشخصات محمد رضا بادره نفر 9 کی میتونه باشه ... همه بچه ها حتی سعید که تو گروه نبود دور میز جمع شدن انگار همه میدونن اون کیه بجز من و همه برا اروم کردن من نشستن چون حرف های میزنن که ترکشش به منه ، من از دست دو نفر خیلی ناراحت بودم که سالهاست ندیدمشون و امید وارم برگردن دوباره از نوع شروع کنیم این رفاقت کهنه رو میگن همیچی نوش خوبه اما رفیق کهنش خوبه

پارتی شبانه قسمت اول

نمایش مشخصات محمد رضا بادره سلام محمد خوبی کجای؟ سلام مرسی فاطیما جان خونه. کی رسیدی؟ دیشب. فاطیما: بیا بیرون ببینمت دل تنگتم میای؟ من: چرا که نه . پس میام دنبالت. نه نیای دهن مردم نمیشه بست فکر بد میکنن. میام سرکوچتون نمیام تو. من: باشه بیا شما خانما حرفی میزنید روش ما مردا نمیتونیم بحرفیم ده دقیقه دیگه بیرونم فاطیما:ححح باشه پس سر کوچتون منتظرم

برداشتی از کتاب دلقک

نمایش مشخصات محمد رضا بادره هوا بارونی بود از خونه به برون اومدم سوار ماشین خود شدم و تصمیم گرفتم به سالن برم قبل رفتن به سالن مثل همیشه به کافیشاپ همیشگی ماندانا رفتم و گارسون: مثل همیشه بله اگه لطف کنی بد از چند دقیقه گارسون با قهوه شیر و شکر و تکیه ای از کیک مخصوص پای سیب خود به پیش من اومد و بر روی میز گذاشت و به کلمه همیشگی؛ امید وارم از قهوه خود لذت ببری

سینما ایران

نمایش مشخصات محمد رضا بادره میخوام با حرفام کمی وقتتون بگیرم چند وقت پیش به پرورشگاه رفتم تا باز هم با بچه هام تنها باشم و راجب چیز های جدید بحث کنم تا اینکه گزارشگری تمام برنامه های من را خراب کرد با سوالات الکیش که ببخشید سلام اقای بادره میتونم وقتتون بگیرم بفرماید میخوام بدونم نظرتون راجب سینمای ایران

بریم؟کجا؟

نمایش مشخصات محمد رضا بادره محمد بریم من:کجا؟ بریم پیش بچه هات من:نفس ول کن میگم بریم امروز مگه روز آخرمون نیست نمیخوای آرزوی من براورده کنی؟بریم اول تئاتر پیش دوستات و بعد بریم پیش بچهات میخوام بچه های آقامونو ببینم من:خانمی باشه اما امروز روز خوبی پیش بچها رفتن نیست نمیخوام اونا رو هم ناراحت کنم باهم

همه میمیرند

نمایش مشخصات محمد رضا بادره گروسی: محمد ببین ماشین اون پسر رو چرا اون باید سوار اون ماشین بشه من با پای پیاده تو این شهر قدم بزنم من:بیخیال داداش چند روز بد محمد خونه ها رو ببین چی میشد خونه منم همچین جای بود من : بیخیال داداش چند روز بد محمد چی میشد پول داشتم و منم مثل سعید میرفتم اون ور آب من: بیخیال داداش

سالگرد جدایمون مبارک

نمایش مشخصات محمد رضا بادره دیگر نمیدانم کدامین نفس روزگارم ... آن نفس بی پروای دیروزم که هر لحظه با هر نفس حسرت بر دلش آموخت یا نفسی که حال با هر نفسش حسرت می آموزد . . برو بگیرش فرار کنه میمیرم نترس در بستست کجا میخوای بری آوردمت اینجا تا بهت یه چیزای یاد بدم که به دردت میخوره ولم

مطهره نفس بابایی

نمایش مشخصات محمد رضا بادره سلام دخترم خوبی نفس بابا دخترم امشب اسمون دلش اینجا گرفته امشب آسمونم خستست فکر کنم آسمونم دلش تنگ شده مثل من که دلم هم برای تو و هم برای مامانیت تنگه مطهره امشب کمی درد و دل میکنی با بابای امشب بابا محمد دسسته دخترشو تو دستاش میخواد بابای بابا ممکنه تن به کاری بده که خودش هرگز