معرفی محمد رضا بادره


محمد رضا بادره
جنسیت: تاریخ تولد: چهار شنبه 8 ارديبهشت 1372
کشور: ايران شهر: البرز
شهید ابراهیم هادی کمکم کن جز تو کسی ندارم
همه میگن از قیافه به تو شبیه هستم
امیدوارم از دل، مردی، نیکی، بزرگی و غیرت هم مثل تو باشم
شاتوت خوشبخت بشی با خانواده جدیدت
کرج مهرشهر خونمه
تهران خاطراتم
سنندج مکان مرگمه
شهرزاد من فرهادت هنوز منتظرته برگرد
اگه هم برنگشتی به داداش ابراهیم سر بزن تنهاش نذاری
8 اردیبهشت میبینمت بهشت زهرا داداش ابراهیم
هنوز آیدی تلگرام و اینستام @farda245یادم کن


آخرین داستان ها ارسالی

همه میمیرند

نمایش مشخصات محمد رضا بادره گروسی: محمد ببین ماشین اون پسر رو چرا اون باید سوار اون ماشین بشه من با پای پیاده تو این شهر قدم بزنم من:بیخیال داداش چند روز بد محمد خونه ها رو ببین چی میشد خونه منم همچین جای بود من : بیخیال داداش چند روز بد محمد چی میشد پول داشتم و منم مثل سعید میرفتم اون ور آب من: بیخیال داداش

سالگرد جدایمون مبارک

نمایش مشخصات محمد رضا بادره دیگر نمیدانم کدامین نفس روزگارم ... آن نفس بی پروای دیروزم که هر لحظه با هر نفس حسرت بر دلش آموخت یا نفسی که حال با هر نفسش حسرت می آموزد . . برو بگیرش فرار کنه میمیرم نترس در بستست کجا میخوای بری آوردمت اینجا تا بهت یه چیزای یاد بدم که به دردت میخوره ولم

مطهره نفس بابایی

نمایش مشخصات محمد رضا بادره سلام دخترم خوبی نفس بابا دخترم امشب اسمون دلش اینجا گرفته امشب آسمونم خستست فکر کنم آسمونم دلش تنگ شده مثل من که دلم هم برای تو و هم برای مامانیت تنگه مطهره امشب کمی درد و دل میکنی با بابای امشب بابا محمد دسسته دخترشو تو دستاش میخواد بابای بابا ممکنه تن به کاری بده که خودش هرگز

زن ها فرشته هستند و در جواب دوستان

نمایش مشخصات محمد رضا بادره سلام وقت بخیر باز هم من حححح دوستی به من گفت که: . . . سلام زن بودن افتخار نیست فقط زن بودن است چون جنسیت انسان دست خودش نیست وسهمی در انتخاب ان ندارد زن هم قطره ای از خدا نیست فقط زن است زن ومرد را خداوند مکمل هم قرار داده تا با هم تکمیل شوند هم جسمی هم روحی وبتوانند در کنار هم نسل

زن بودن یک افتخار است

نمایش مشخصات محمد رضا بادره تو سال های ن چندان دور اینجا برای من زیبا ترین جا بود ولی الان حس نوعی به خودم دارم نمیدونم جریان چیه فقط میدونم سختم که برای فکر کردن راجب چیز های منفی تلاش کنم اگر به جای اینکه به چیز های منفی به چیز های مثبت فکر میکردم الان من شخص مهمی برای تو بودم نه یک نویسنده بیا تلاش کن چیز

عاطفه

نمایش مشخصات محمد رضا بادره سلام اسم من محمدرضاست اسم شما؟ عاطفه:بازم خل شدی وا چرا؟ عاطفه:اسم تو روبی منم آهو من:آهان ول کن امروز بریم بیرون دوتای بذار بزنگم بچه ها هم بیان من:نه دوتای خیلی وقته دوتای نرفتیم بیرون باشه برم صورتم بشورم بریم بیرون منتظرتم خانمی محمد بیا ریموت در ماشین باز کن تا بیام

ببخش اگه اذیتت کردم

نمایش مشخصات محمد رضا بادره این شاید داستان اخرم باشه شاید دیگه اسمی از من تو هیجا نباشه از تئاتر خداحافظی کردم از گیتار و پیانو هم همینطور تنها دلخوشیم نوشتن حرفای دلم بود تو این برنامه که خیلیا دوست ندارن من چیزی بنویسم تو نظرا دارن فوش کشم میکنن اینم اخرین داستانم شاید باشه امروز شش اردیبهشت ححح سالگرد

قلبم

نمایش مشخصات محمد رضا بادره خدا ممنونم که ثابت کردی هنوز بندت هستم و هنوز منو ریز نظر داری سال 1396/2/8 کجا میری میرم پیش چندتا از دوستام برام تولد گرفتن دوستات من میشناسم مادر مادر بله میشناسی باشه برو عزیزم مراقب خودت باش شب هم زود خونه بیا چشم مادرم حتما بعد چند ساعت خودم رو پابرنه تو بهشت زهرا پیدا

ساخت گروه

نمایش مشخصات محمد رضا بادره اخرین اجرا بود میدونستم بعدش قرار برم خدمت و دوسال از تئاتر دور باشم پس دوست داشتم اخرین اجرام پر انرژی تر از قبل باشه و کلی دعای خیرپشت من و گروه انار باشه دوست داشتم همیشه اسم بازی اخرم تو دهنا باشه وصیت نامه یه کار بسیار عالی بود که میتونست دل افراد زیادی بخندونه یادم نمیره چطور

کابوس فرهاد

نمایش مشخصات محمد رضا بادره صداش فقط به گوش میرسید که برگرد عقب نیا جلو جلو خطر ناکه اما نمیتونستم نمیتونستم ببینم بدونه من داره میپره من فقط میخواستم دستاش بگیرم بنظرت کارم اشتباه بود هرچی میرفتم جلو بیشتر دور میشد اما باید بهش میرسیدم وایسا لعنتی دستات میخوام چیه دستای ذخمی منو چرا نمیگیری یادت باشه