معرفی مجید حنیفی


مجید حنیفی
جنسیت: تاریخ تولد: پنجشنبه 14 تير 1369
کشور: ايران شهر:
majo_smiler
کاستی های انسان از سخن پیدا شود
پسته بی مغز چون لب واکند رسوا شود


و من در مورد اراجیفی که کنار هم قطار میکنم و اسمشو میذارم داستان اعتقاد خاصی به این جمله دارم :
"مفرداتش خوب است اما مرده شور ترکیبش را ببرد!"



آخرین داستان ها ارسالی

همسر دلخواه من - طنز

نمایش مشخصات مجید حنیفی قضیه از اونجا شروع شد که بحث ازدواج افتاد وسط و رسید به جایی که یکی از دوستای بابا گفت: "قدیما پسرا حیا داشتن!مثل الان نبود که مستقیم بیاد بگه فلانی رو میخوام.هرکی زن میخواست کفشای باباشو میپوشید که یعنی منم بزرگ شدم و کفشات اندازه پای منه! تازه بعد از این حرفا هر کی رو که پدر و مادر

۲۴ ساعت از زندگی من - طنز

نمایش مشخصات مجید حنیفی ۸ صبح زندگی من : با سر و صدای توی خونه بیدار شدم.چشمامو باز که کردم دیدم یه لشکر آدم از خاله و عمه و دخترخاله و اینا جمع شدن بالای سرم که یالا بیدار شو!(با خودم گفتم پس مردای فامیل کجان؟) سر و صداشون آدمو یاد دل آلپی میندازه!مادرم اومد جلوتر و گفت شادوماد یالا پاشو که کلی کار داریم!شوکه شدم

پیرمرد معصوم

نمایش مشخصات مجید حنیفی توی یه شب سرد زمستونی که بارون شدیدی به باریدن گرفته بود مثل همیشه آخرین نفر من از کارخونه اومدم بیرون.توی اون جاده تاریک و خلوت داشتم راه خودمو می رفتم که کنار جاده پیرمردی رو دیدم که از سرمای هوا کمرش خم شده و زیر اون بارون کسی نیست سوارش کنه. با نا امیدی برام دستی تکون داد اما توجه نکردم