معرفی علی اکبری


علی اکبری
جنسیت: تاریخ تولد: دوشنبه 26 شهريور 1352
کشور: ايران شهر: tehran
Ali.akbari@yahoo.com


آخرین داستان ها ارسالی

سکوت سحرآمیز

نمایش مشخصات علی اکبری sمی اندیشم که آیا احساسم حقیقت دارد عقل می گوید از راستان بپرس و من حقیقت را از شماها می پرسم که با سکوتی سحرآمیز چرخ تردید را می گردانید!

افلاطون

نمایش مشخصات علی اکبری درسرزمینی سبز حاکمی حکومت می کرد بنام افلاطون،که دراندیشه ی پرورش مردمی دلخواه و یکدست بودلیکن فیلسوفی حکیم و خردمند رادرمقابلش می دید براین اساس روزی از وزیرش خواست که تمام نقاط ضعف و قوت حکیم را بیابند تا تدبیری کنند مدتی بعدوزیردرنزدحاکم رفت و گفت ای والامقام مشکل حکیم را

ساحل

نمایش مشخصات علی اکبری sدلنوشته هایم را درساحل بخوانید که آنچه درطوفان گفتم همه ازخدابود

رها

نمایش مشخصات علی اکبری رها پسرکی تنها و پرانرژی بودکه تنها آرزوش حضوردرمغازه ی شیرینی فروشی بود که به تازگی درشهر افتتاح شده بود رها درباره ی شیرینیهای شیرینی فروشی خیلی چیزها شنیده بود این که بسیارخوشمزه و رنگارنگ هستند وآدم باخوردن هرشیرینی بخشی از غصه هایش را فراموش می کند بالاخره یک روزحوالی غروب

حریم سلطان

نمایش مشخصات علی اکبری پسرک سرخوش و خندان وارد حریم سلطان شد و با شگفتی تجملات قصر با شکوه را دنبال می کرد تا ناگهان داخل حرمسرای سلطان شد و سلطان را در وضعیتی دید که نباید می دید. حاکم خشمگین شد و چشمان پسرک را در شیشه ی الکل انداخت افراد سلطان در پی والدین کودک چوپان زحمتکشی را نزد سلطان آوردند و چوپان

فارسی با تلویزیون

نمایش مشخصات علی اکبری باسلام خدمت حضار محترم و بینندگان عزیز برنامه فارسی با تلویزیون، بنده حاج علی طلاساز لرستانی درآغاز صدمین قسمت برنامه،می خوام کمی فوق برنامه صحبت کنم عزیزان من، قدرکتاب و مطالعه را بدانید این کتاب فارسی رو با خون دل نوشتند داستانهای این کتاب کپسول دانش هستند شما با خوندن داستان

پرنده قفسی

نمایش مشخصات علی اکبری پرنده توی قفس بدنیا اومد اون هربار که سعی داشت بدود با میله های عمودی برخورد می کرد برای همین به راه رفتن توی قفس عادت کرد پرنده قفسی آواز می خوند و کودک لذت می برد پرنده کم کم بزرگ شد درحالیکه قفسش روزبه روز کوچیکتر می شد حالا دیگه آواز پرنده شبیه ناله بود کودک که فکر میکرد پرنده

انگیزه

نمایش مشخصات علی اکبری دانشجویان عزیزم مانند همیشه آماده هستم تا به اندازه ی پانزده دقیقه ای که صحبت کردم به سوالات کتبی شما پاسخ دهم،خب اولین سوال نوشته: استادواقعا شما یک انسان خودساخته هستید!؟ پاسخ: نه بخدا منم مثل شماها مادرپدر دارم. سوال: استاد رفتن به چه اماکنی باعث اندوه انسان می شود؟ پاسخ: جاهائی که مجبور باشید پول بپردازید

فرصت لبخند

نمایش مشخصات علی اکبری عاشق: من ازنبردی بزرگ بازگشتم آنجا فرصتی برای ثروت اندوزی نبود هیچ گنجی ندارم مگر افسانه ی صبوری هایم . معشوق: با که جنگیدی؟ عاشق: با دنیا من یکطرف بودم و دنیا در طرف دیگر معشوق: اکنون پیروز شدی یا شکست خوردی ؟ عاشق : تا پیروزی را چه بدانی فقط میتوانم بگویم که دنیا گریخت معشوق:

ویتامین

نمایش مشخصات علی اکبری تمام انسانها با غذا انرژی می گیرند یکی با نان جو و یکی با نان گندم ، یکی باماهی ویکی با خاویار ولی گاهی افراد به دلایل گوناگون با کمبود ویتامین مواجه می شوند و آنگاه به تشخیص طبیب ویتامین خاصی را مصرف می کنند مثلا به آنکه دچار سرماخوردگی شده ویتامین ث توصیه می شود در جوامع و کشورهای