معرفی کبرا قامتی


کبرا قامتی
جنسیت: تاریخ تولد: یکشنبه 10 بهمن 1361
کشور: ايران شهر:


آخرین داستان ها ارسالی

بازگشت

نمایش مشخصات کبرا قامتی sعصرها که می شد،دست به کمر باقدخمیده اش ازپشت عینک ته استکانی اش بچه های کوچه رانگاه می کرد. کارهرروزش بود. اما چند روزیست،ازاوخبری نیست. امروزباز آمد.ولی اینبار نگاه او ازدرون قاب عکسی بود،که بالایش نوشته شده بود بازگشت همه به سوی اوست. به یاد پدربزرگ کوچه امان...

کمین

نمایش مشخصات کبرا قامتی باسرعت زیادجاده را پشت سر می گذاشتم وسرخوش مسیر را می رفتم. دخترم یک لحظه جیغ کشید وافکارم را پاره کرد،بابا چرااین همه باسرعت رانندگی می کنی؟ بابایی مگه نمی دونی من همیار پلیسم. خانم معلم گفته اگه موقع رانندگی پدرومادرتون قوانین رانندگی رعایت نکردندشمابه آنها تذکربدید،باباجونم یه کم آروم تر تصادف می کنیم بابایی

بی خیال

نمایش مشخصات کبرا قامتی راه می رود... قدم می زند یک به یک گام هایش شتابان گهی نرم وآرام قدم می زند در خیابان وذهنش،پراست از خیالات پوچ. وتکرار،تکرارهزاران خاطره خاطره های شیرین وتلخ. تنه می زند عابری بی خبر به احوال اطراف خود. در اوهام خود می رود،کوچه ها یک به یک گلی زیر پایش لگد میشود ورویا... چه زود ازتمام وجودش پرکشید

داستانک

نمایش مشخصات کبرا قامتی نگاه می کند به ناکجاآباد،ذهنش به آن سوی مزرعه می فرستد.ودلش در آسمان خیال،بانسیم صبحگاهی پرواز می دهد. لبخندی تلخ برگونه اش نقش می بنددونسیم صبحگاهی سرخی گونه هایش را که از شرم سرخ شده است نوازش می دهد. نگاهش را بر دیده تنهایم گم می کند،سرش را پایین می اندازدوزیر لب چیزی می گویدوبعداز آن سکوت