معرفی علی مبینی


علی مبینی
جنسیت: تاریخ تولد: یکشنبه 12 آذر 1368
کشور: ايران شهر:
مهندس معمار


آخرین داستان ها ارسالی

درد آیدین....

نمایش مشخصات علی مبینی آیدین داشت با غلتک روی شلنگ سرم بازی می کرد و بدون اینکه بقیه متوجه بشن مدام سرعت تزریق سرم را کم وزیاد می کرد. مامانشم مدام خودشو میخورد و نگران بود و چند باری هم که قطره های اشک هوس می کردند گونه های سرد مامان رو تجربه کنند بلافاصله با دستمالی که یکی دو ساعتی میشد کف دستش مچاله کرده

پاداش 20 سال چشم پاکی...

نمایش مشخصات علی مبینی چنان برقی داشت که سنگ را آب میکرد چشمانش را می گویم،آن چشمان درشت با مژه های بلند و برگشته وابروانی که همانند دو خنجراز آنها نگهبانی می کرد.چند دقیقه ای می شد که به من خیره شده بود و منم که اولین بار بود با یک جنس مخالف به قول معروف فیس تو فیس شده بودم سراسر بدنم سست شده بود؛ بین خودمون بمونه قند تو دلم آب شده بود

از ناصر تا عمو ناصر...

نمایش مشخصات علی مبینی -آرش پسرم یادت نره قبل از خواب مسواک بزنی، یک لیوان شیر هم واست گذاشتم بخور بعد بخواب، کمک می کنه بهتر بخوابی پسرم تا دیر وقت بیدار نمونی صبح خواب بمونی، اینقدرهم نشین پای کامپیوتر تا دیروقت چت کن مخصوصا با این پسره کی بود؟ چی بود اسمش؟ ناصر؟ منصور؟ درست یادم نمیاد، همون که دیروز

علاقه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمایش مشخصات علی مبینی مادر: ببین پسرم من دوست دارم پزشکی بخونی،البته دندون پزشکی بهتره ها می دونی اخه خیلی شیکه پدر: نه خانوم این روزا نون تو رشته های مهندسیه مخصوصا عمران و معماری حالا اجبارت نمیکنم پسرم نظر خودت به هر کدوم بیشتر علاقه داری بخون مادر: نخیر آقا پسر من چی از مهتاب دختر مینا خانوم کم داره؟