معرفی نصرالدین بهاروند


نصرالدین بهاروند
جنسیت: تاریخ تولد: یکشنبه 7 بهمن 1369
کشور: ايران شهر: خرم آباد
عاشق نوشتنم


آخرین داستان ها ارسالی

شفا

نمایش مشخصات نصرالدین بهاروند شفا تنها پسر خانواده محبی با اینکه از خدمت سربازی معاف شده است تصمیم گرفته است که به جبهه برود.چند ماهی از شروع جنگ می گذرد.در کودکی او را حسین نامیدند و حالا که تبدیل به جوانی برنا شده است پدرش از رفتنش به جنگ به دلیل دردونه بودنش امتناع می کند.حسین همیشه در جواب پدرش که می گوید

برگ(انیمیشن)

نمایش مشخصات نصرالدین بهاروند با تابیده شدن پرتوهای نوری ک از خورشید ساطع می شوند،درخت،آرام چشم هایش را باز می کند و قولنج شاخه هایش را میشکند.با این کار چند برگی ک روی درخت هستند ب پائین سقوط می کنند.درخت ب آنها نگاه می کند تا ب زمین می افتند.روی زمین انبوهی از برگ های زرد دور درخت حلقه زده اند و ب خوش و بش مشغول هستند

آسانسور

نمایش مشخصات نصرالدین بهاروند به نام خدا برای در امان ماندن از شلاق باران,ب سرعت خود را ب درون پارکینگ رساند.در حالی ک قدم هایش لحظه ب لحظه تندتر می شد خود را ب آسانسور رساند,دست های خیس و باران خورده اش را ب دکمه های آسانسور نزدیک کرد و با زدن دکمه ای منتظر پائین آمدن آسانسور شد.بعد از چند لحظه درب آسانسور باز شد و او خود را ب درون آسانسور کشاند