معرفی آرمان محمدی یزدی


آرمان محمدی یزدی
جنسیت: تاریخ تولد: سه شنبه 27 فروردين 1370
کشور: ايران شهر: تهران


آخرین داستان ها ارسالی

آخرین روز دنیا

نمایش مشخصات آرمان محمدی یزدی sآخرین گروهی که فرار کردند، مترسک‌ها بودند. کلاه‌شان را بر سر دست گرفتند و با همان تک پای چوبی‌شان زمین‌ها را رها کردند. ترسیده بودند و دیگر مترسک نبودند...

بانوی من؛ یلدا.

نمایش مشخصات آرمان محمدی یزدی آرامْ آرامْ آرامْ... یلدا. دختر است. ایرانی است. شرقی. قدش بلند است. موهایش تا میان کمرش آویخته، بی هیچ حجابی. یلدا! خوبی؟ هنوز دور است از من. هنوز آرام نزدیک می‌شود و... نگاهش را از من برنمی‌دارد. نگاهش افسون دارد. نگاهش عجیب است. چشمان درشتش عجیب مشکی است، می‌گیرد آدم را، رها نمی‌کند آدم را

نیمه تمام...

نمایش مشخصات آرمان محمدی یزدی دلم برایت تنگ شده مرد! حالا دنیایی که زمانی اشتراکش بین من و تو، یک چیزهایی می‌شد، خالی شده از تو. حالا دنیای من از تو تهی شده. حالا دیگر دنیای من بخشی از دنیای تو نیست. من و تو، کجاییم؟ یادت هست حجت، که شب‌ها سوار موتور می‌شدیم و آرام ولیعصر را سرازیر می‌رفتیم؟ یادت هست که وقتی

آقای جیرجیرک و آقای شب‌تاب

نمایش مشخصات آرمان محمدی یزدی هربار که ماه کامل می‌شد، درست زمانی که قرص کامل ماه می‌رسید وسط آسمان، آقای جیرجیرک و آقای شب‌تاب، جدا از هم، از دو سوی دشت می‌آمدند و می‌رفتند داخل بوته‌ی کتیرایی که در شیب بالای تپه بود. جایی برای خودشان، کنار هم، در آن بوته‌ی معمولاً خشک پیدا می‌کردند. آن‌گاه آقای شب‌تاب

طهران تهران طهران تهران طهران...

نمایش مشخصات آرمان محمدی یزدی تهران. تهران قدیم. تهران با «ت»ی دسته‌دار؛ طهران قدیم. هیچ‌وقت نخواستم خاطرات طهرانِ من و تو دوباره تکرار شوند. دلم هوای تهران با «ت»ی دسته‌دار را هیچ‌وقت نکرد. خوش‌بودند، عالی، اما مگر حالا که تهران را با «ت»ی دو نقطه می‌نویسند و خبری از آن حسن‌آباد و لاله‌زار نیست، روزگارمان