معرفی محمد علی قجه


محمد علی قجه
جنسیت: تاریخ تولد: شنبه 10 ارديبهشت 1356
کشور: ايران شهر: تهران


آخرین داستان ها ارسالی

چرخه شگفت

نمایش مشخصات محمد علی قجه دنیا چه چرخ شگفتی است ، چرخه ای که ابتدا و انتهایش یکی است . در کودکی با دستانی لرزان ، ناتوان از غذا خوردن ، با پوشک ، محتاج پناه و آغوش ، بی آنکه قادر به راه رفتن باشی ، خوابیده در کالسکه خردسالان ... در پیری با دستانی لرزان ، ناتوان از غذا خوردن ، با پوشک ، محتاج پناه و آغوش ، بدون آنکه قادر به راه رفتن باشی ، لمیده در کالسکه بزرگسالان

یادبود

نمایش مشخصات محمد علی قجه فصل اول آتش سحر کوچولو با ترس از خواب پرید ... و آنچه که دید برایش غیر قابل درک بود ، اطرافش در اتاق هیچ کس نبود و دود و آتش همه جا را پر کرده بود . آنچنان که هیچ جا را نمیشد دید . دخترک بی پناه در آنحال ناباورانه چشمانش را مالید تا شاید در خواب باشد و از این کابوس ترسناک برخیزد . و دوباره سرذرگم به اطراف خیره شد

چشم و هم چشمی

نمایش مشخصات محمد علی قجه فصل اول طلاق محمود شناسنامه اش را باز کرد . امروز 44 ساله شده بود . اما همسرش نبود تا به او تولدش را تبریک بگوید . چرا که در صفحه میانی شناسنامه بر نام همسرش شیرین عمادی مهر طلاق خورده بود . آنچه که روزی حتی تصورش را هم نمیکرد ، اویی که چقدر عاشقانه و ساده زندگی اش را آغاز کرده بود

سیب سرخ

نمایش مشخصات محمد علی قجه روزی سیبی سرخ از شاخه ای بلند بر زمین افتاد ، بر خاک غلتید ، از جمن گذشت و در رود افتاد . رود خروشان بود و او را در میان تلالو طلایی آفتابی که در رقص آبی و زلالش می لولید به میان مزرعه ای برد . مزرعه تشنه بود و از آن آب هستی بخش نوشید و سیب اما همانجا ماند ، میان دشتی پهناور ، یکه و تنها

راه آسمان

نمایش مشخصات محمد علی قجه میان کلبه گلی در دل جنگل تاریک ... روی پنجره سرد ، کودک با نفس پیغام گذاشت. تا شاید پدرش از راه بی بازگشتی که پیش روی فرزندش پیچ و تاب می خورد برگردد. آن شب حتی ماه هم که دلگیر و کدر بود هیچ صدایی جز ناله بوف پیر جنگل نشنید. سپیده دم از راه رسید ... کودک که تمامی طول شب در انتظار بود از فرط خستگی به خواب رفت

جبهه

نمایش مشخصات محمد علی قجه فصل اول در آن شب تابستانی اواخر شب بود ، یک شب تابستانی دیگر . با تاریکی کامل ، گرمای روز تابستان اندک اندک جای خود را به خنکای شبانگاهی سپرده بود . خنکایی که در حیاط قدیمی خانه آقای باقری دل انگیز و دوست داشتنی از هرسو به سویی دیگرمی دوید و پدر تنها را به یاد کودکی پسرش می انداخت

داستان کوتاه بن بست

نمایش مشخصات محمد علی قجه فصل اول بوسه های برگ سالها قبل در دشتی زیبا و دل انگیز ، در پهنه ای سرسبز و پر طراوت ، آنجا که کران تا کرانش زندگی بود و زندگی ، درست جایی که به آبگیرهای رنگارنگ منتهی می شد ، نهر آبی بود زلال و خروشان . نهری پر جنب و جوش که از پیچ و خم های فراوان می گذشت ، نهری که از بالای کوه تا

داستان کوتاه افسانه

نمایش مشخصات محمد علی قجه در افسانه ها آمده است که سه مرد دوشاودش شیطان برای ستیز با خدا و دنیایش رهسپار راهی طولانی شدند. از دریاها گذشتند ، کوهها را درنوردیدند و سرانجام به کارزار نبرد رسیدند ... و سپس هر یک به سویی رفتند تا با یاری شیطان در این جنگ خونبار پیروز شوند ! فصل اول مغاک اولین مرد در حالیکه

بادام های تلخ برگرفته از رمان کمینگاه جلد سوم اثر محمد علی قجه

نمایش مشخصات محمد علی قجه سنگ محکم و استوار بود . آنقدر که هیچ طوفان و سیلابی بر آن تاثیری نداشت و قادر نبود تا حرکتش دهد . اما روزی پرستویی خونین بال ، بر روی سنگ افتاد و کمی بعد از فرط خونریزی جان داد . جسدش توسط کلاغ های وحشی دریده و خورده شد و از این تاراج ، خون گرمش بر سنگ ریخت . و این دل سنگ را لرزاند و غمگینش کرد ، چرا که او خون نداشت

شمع و عاشقی

نمایش مشخصات محمد علی قجه روزی پروانه ای بر رخ شمعی زیبا عاشق شد . پس پروانه وار به دورش چرخید . از شمع فریاد بر آمد : از من حذر کن که خواهی مرد . اما پروانه بی اهمیت به گشتن دور شمع ادامه داد . شمع که عشق او را دید اشک در چشمانش حلقه زد و اندک اندک مروارید اشکهایش بر تن بلورینش جاری شد . شعله داغ بود و سوزان ، از لهیب عشقی که بی حد و مرز زبانه می کشید