معرفی مجتبی گودرزی


مجتبی گودرزی
جنسیت: تاریخ تولد: دوشنبه 31 خرداد 1378
کشور: ايران شهر: شهریار


آخرین داستان ها ارسالی

خردمندی و خردستیزی

نمایش مشخصات مجتبی گودرزی خردمندی و خردستیزی دو مرد بودند یکی آنکه میخورد و میخوابید و هیچ آگاهی از وضع خود نداشت و با آرامش زندگی میکرد و روزهای زندگی اش را با آسودگی کارهایش را انجام میداد از سوی دیگر مردی بود که هرکسی به او هدیه می داد در صندوق اش نگاه میداشت و با فقیری زندگی اش را میگذراند و روزهای زدگی اش را باکار های سخت شروع و با کار های سخت تر به پایان میبرد

بغض حسادت

نمایش مشخصات مجتبی گودرزی آتش حسادت در وجودش شعله ور شد و وجودش داغ بود و تب کرده بود. نمي توانست مثل او باشد اما شيفته ي او بود با چند نفر از مردان فاسد مدينه جلوي در خانه اش آتش روشن کرد و فرياد سر ميداد به طوري که صدايش کل شهر را ميگرفت فهش و ناسزا به او ميداد و مشغول خوردن و آشاميدن مواد حرام بود براستي که از خوردن شربت و شراب شيرين عقل شده بود و ميگويد:در را باز کن

کلام معلم

نمایش مشخصات مجتبی گودرزی صحبت هاي معلم در روز هاي اول نوروز... و امروز هم سر زنگ ديني واقعا استفاده کردم از درس ديني و معلم درس ديني از سال نو گفت تا بلوغ و طبيعت و عشق به ميهن چه لحظاتي زيبايي است آن لحظه ي دادن سوالات شرعي به معلم براي هر سوال کم کم 30 دقيقه وقت ميذارد تا پاسخمان را نگيريم انقدر مي گويد که

روز نحس

نمایش مشخصات مجتبی گودرزی امروز دوشنبه است و يک روز نحس برايم به شمار مي آيد چرا که بعد از تعطيلي 18 روزه نوروز ديگر توان از خواب بلند شدن در کله سحر را ندارم اما فقط اين نيست اين روز نحس است چون نوروز را با شادماني شروع کردم و آغاز مدرسه ها شروع تلخ کامي است چرا که ذهن هايمان آمادگي ندارد تا مسائل رياضي را حل

سیزده بدر

نمایش مشخصات مجتبی گودرزی امروز سیزده بدر است روز طبیعت ایرانیان ،سیزده بدر پیش ما ایرانیان دارای جایگاه خاصی است و 14 هزار و سیزده سال از قدمت آن میگذرد.وقتی امروز ساعت 7صبح برای خرید کاهو به بیرون از خانه رفتم یه نگاهی به دور و اطرافم انداختم و دیدم که .... همه مغازه ها بسته اند به جز سبزی فروشی و میوه فروشی

دندان خرگوش

نمایش مشخصات مجتبی گودرزی به نام خدا روزی بود روزگاری در زمان های بسیار قدیم،خرگوشی زندگی میکرد که خیلی،خرگوش زیبا و دوست داشتنی بود اسم این خرگوش بانی بود و دوستانش اورا بانی خرگوشه صدا میزدند.روزی بانی به همراه دوستانش در حال بازی کردن بود . او گرگم به هوا بازی میکرد و از همه دوستانش زرنگ تر و جابک تر بود و خیلی تند میدوید و عاشق این بازی بود

خاطره سفر

نمایش مشخصات مجتبی گودرزی به نام خدا هی! از دست فراز و نشیب های این روزگار ،میخواستیم با خانواده به مشهد برویم من هم که علاقه ی خاصی به مشهد داشتم .هتل و محل اقمت مان را از اینترنت رزرو کردیم و رفتنمان به شهر مقدس مشهد قطعی بود .پس در 29 اسفند بار و بندیل و بستیم تا یک سره در اول فروردین و سال تحویل در بارگاه

یاد خدا

نمایش مشخصات مجتبی گودرزی روزی بود،روزگاری در زمان های خیلی خیلی قدیم پسری بود به اسم محمد ،محمد یک پسر درس خوان بود او همیشه درس هایش را به موقع می خواند و مشق ها تکلیف های مدرسه اش را به موقع انجام میداد و بسیار پسر با برنامه ای بود .روزی بود که محمد به مدرسه رفت و در نیمکت مشخص شده خود در کلاس نشست که یکی