معرفی علی عطاپور


علی عطاپور
جنسیت: تاریخ تولد: سه شنبه 7 مهر 1377
کشور: ايران شهر: تهران


آخرین داستان ها ارسالی

ساختمان عاشقی

نمایش مشخصات علی عطاپور من حال ام خوبه اما تو باور نکن..... بگم باشه مهم نیست؟ بگم همه چی به درک؟ چه جوری می تونم؟ من تازه حالم خوب شده بود اصلا دلم نمی خواست به این زودی دلم بشکنه.... ای کاش دوباره با هم رو به رو نمی شدیم. اصلا فکر نمی کردم با دیدن کسی که روز و شب آرزو می کردم دوباره ببینمش این جوری بهم بریزم

میترا هفت رنگ بود

نمایش مشخصات علی عطاپور من زنى سياه و سفيد بودم ، بدونِ رنگ و آرايش ، سال ها با مردى زندگى مى كردم كه مرا زندانى كرده بود ، در خانه اى كه ديوار هايش براى من ميله هاىِ زندان بود خانه اى كه خانه نبود ، قفس بود و مردِ من نگهبانِ اين زندانِ لعنتى . چند روز بعد از طلاق از همسرم خودم و زندگى ام را رنگ آميزى كردم

سالگرد ازدواج

نمایش مشخصات علی عطاپور سالگرد ازدواج از صدای سرسام آور و آزار دهنده ی ساعت رومیزی ام بیزارم اما چاره ای ندارم امروز هم با همین صدای گوش خراش از خواب بیدار می شوم. چشم هایم را باز می کنم ....امروز هم مثل همیشه کنارم نیستی . به این تنهایی های اول صبح عادت کرده ام. پژمان هر روز صبح زودتر از من بیدار می شود

دوستت دارم

نمایش مشخصات علی عطاپور دوستت دارم به صدای قلبم گوش می دهم و به سوی تو می آیم ..... هفته ی پیش دوباره او را دیدم ....پسری معصوم و نجیب , زیبا و دوست داشتنی.... به تو می رسم و با دیدن من چشم هایت برق می زند وسرت را تکان میدهی... یک شاخه گل هم در دستت نیست اما من می دانم که تو در قلبت یک باغ پر از گل های عاشقی و مهربانی و نجابت داری

سکوت تلخ

نمایش مشخصات علی عطاپور سکوت تلخ از آسمون داره برف میاد درست مثل دونه های مروارید. هوا تاریک و سرده سه تایی تو ماشین نشستیم بدون اینکه هیچ حرفی با هم بزنیم. صحرا پشت فرمون نشسته چون من شبا اصلا نمی تونم رانندگی کنم و به قول خواهرم من تخصص اش رو ندارم و همه رو به کشتن میدم . شیشه ماشین رو تا آخر پایین می دهم تا صورتم یه هوایی بخوره اونم یه هوای سرد خیلی سرد