معرفی نسرین انتظاری


نسرین انتظاری
جنسیت: تاریخ تولد: شنبه 15 فروردين 1371
کشور: ايران شهر: کرج
کسانیکه از من متنفرند سپاسگذارم .آنها مراقوی ترمیکنند.از کسانیکه مرادوست دارند ممنونم.آنهاقلب مرا بزرگ میکنند.از کسانیکه مراترک میکنند متشکرم.آنان به من می آموزندکه هیچ چیز تاابدماندنی نیست.ازکسانیکه بامن میمانندسپاسگذارم آنان به من معنای دوست واقعی رانشان میدهند.(کوروش کبیر)


آخرین داستان ها ارسالی

انگشتر

نمایش مشخصات نسرین انتظاری نزدیک عید بود و وقت خونه تکونی. زن اوستا قاسمم مثل بقیه زنای ده مشغول تمیز کردن بود.ظرفای مسی رو به مش سلیمون داده بود تا سفارشی واسش سفید کنه. از اونجایی که می دونست پسرش جعفر؛لیلا دختر همسایه رو دوست داره؛رفت دنباله لیلا و اونو به بهونه سشتن گلیما به خونه اورد تا اگه راضی به ازدواج با جعفره دیگه عید برن خاستگاری و کارو یه سره کنن

بله

نمایش مشخصات نسرین انتظاری دلشوره دست از سرم بر نمی داره،همه جا پر از سرو صداست... نفسام به شماره افتاده،دیگه کم کم دارم صدای قلبمو می شنوم... خدایا این چه حسیه،یعنی آخرش چی میشه؟! مادرم در گوشی بهم میگه :آروم باش،همه چی درست میشه،بسپار به خدا... سرمو بالا میارم و از زیر پارچه ای که روی صورتم قرار داره افرادو نگاه می کنم؛چقدر نگاه خالم سنگینه

جاویدان

نمایش مشخصات نسرین انتظاری sباید از تو بگذرم و جنازه خاطراتت را با آب فراموشی غسل دهم؛آنگاه آن را در کفن بی مهری بپیچم و در گورستان سینه ام دفن کنم تا..... تا همیشه جاویدان بمانی...

آذرخش

نمایش مشخصات نسرین انتظاری sهمانند آذرخش به زندگی اش وارد شدی؛نوری خیره کننده داشتی و هیبتی عجیب.... شب بود...... صدای گریه کودکی آمد و تو لبخندزنان بار دیگر درخشیدی...... اما... صبح شده و درخت زندگی اش سوخته است و تنها نغمه ای از تو باقی مانده است!!!

کوچه باغ محبت

نمایش مشخصات نسرین انتظاری sدر کوچه باغهای محبتتان با پایی برهنه قدمی می زنم عطر خوش یاسی که بر دیوار تکیه داده بوی تن مادرم را می دهد و صدای پای آبشار یادآور بخشش پدرم است اینجا مملو از گل های مهربانی است و من تک خار این سرزمین ام!

تن قایق

نمایش مشخصات نسرین انتظاری نزدیک غروب است.اسمان ابری است.هنوز جای تن قایقت بر روی شن هاست و من همچنان منتظر.................. صدای مهیبی افکار شیشه ایم را در هم می شکند؛شبه مردی که در میان مه و درختان است به سمتم می اید............. صورتت خسته است وکوله بارت سنگین اما رنگ عشق در چشمانت از همیشه پر رنگ تر است................. بوی