" آدمها عاشق میشوند ! "

شب موهايش را باز کرده بود و نگين های رويش ، سوسو کنان خودنمايی ميکردند . با بشکنی صدای جيرجيرکها ، ويز ويز پشه ها ، برخورد برگها ، خزيدن شب شکار ها ، او اوی جغد ، ترکیدن هیزم توی آتش ، آبشار آن طرف جنگل ، باد و خلاصه هر چيزی که عامل توليد صدا در فضا بود را قطع کردم . صبح که بانو به هوس تمشک راهی آن سوی جنگل شده بود ، با همه ی کائنات هماهنگ کردم که امشب بايد سکوت محض باشد . اينک ، تنها موسيقیِ نفسهای او و صدای باريدن سکوت است که شنيده ميشود . ماه را درست بالای سرمان گذاشته ام تا بتابد و روشن کند . اولش خجالت ميکشيد و نمی آمد . اما بالاخره راضی شد که از آن بالا صورتمان را نقره پاشی کند . ميخواهم تا لحظه ای که نور گريبان ظلمت را مي‏شکافد و سر بر می ‏آورد ، بيدار باشم که مبادا بترسد!
خنکی هوا پوستم را نوازش ميکند . يک ساعتی ميشود که سرش را روی بازويم گذاشته و آرام به خواب رفته است . با برخورد نفسهای گرم و عميقش به سينه ام آتش ميگيرم و تا خدا شعله ميکشم . از آسمان رو برميگردانم و صورتش را نگاه ميکنم . زير نور نقره ای ماه ، زيباتر از هميشه ديده ميشود . هنوز هم نفسهايش بوی سيب ميدهد . به آرامی انگشتانم را روی لبهايش ميکشم . مطمئنم که لبهای سرخش هم طعم سيب دارد . لبهايش را جمع ميکند . لبخند ميزنم و انگشتانم را ميان موهايش ميبرم ، نرم و لطيف است و براق... چشمهایم را میبندم و گذشته را مرور میکنم . اوایل شب بود . دنیا حس و حال عجیب و مبهمی داشت . به تخته سنگی تکیه داده بودم و سنگ ریزه ها را توی آب چشمه می انداختم که ناگاه برای لحظه ای ، نور شدیدی همه جا را روشن ساخت و صدایی عجیب ، آن سوی زمین را پر کرد ! با فکر یک شکار جدید بلند شدم و شبانه ، پی نور را گرفتم . تا خود صبح آواره نقشه و جغرافیا بودم . احساس ضعف کردم . چند قدم آنطرف تر درخت هلو سر خم کرده بود . یکی که نسبت به بقیه درشت تر بود را نشان کردم و نزدیک تر رفتم . میخواستم بچینمش که ناگهان موجودی با اندام ظریف و سفید که تاجی از گلهای زرد و بنفش روی سرش داشت از سرزمین آریا برخواست و موهای بلند و سیاهش را در هوا تکان داد و قلبم را شکار کرد ! با لبخند پررنگی چشم باز میکنم و دفتر گذشته را میبندم . يادم باشد صبح که از خواب بيدار شد، تاجی از گلهای بنفش و زرد ، روی سرش بگذارم .
آخرین دقایق شب ، قبل از رفتن ستاره ها ، چند ستاره تَر و تازه و ريز و درشت از آسمان ميچينم و با رشته های نسيم بهم وصل ميکنم و ميان گلبرگهای ياس ميگذارم . يقين دارم دور گردنش به زيبايی خواهد درخشيد . حتما خوشش می آيد .
حوالی صبح است . چند دقيقه قبل از تولد دوباره خورشيد ، بوسه ای روی لبهايش ميگذارم و با بشکنی ، فرمان آزادی اصوات را ميدهم . با لبخندی چشمهايش را باز ميکند و برای بار هزارم توی قلبم متولد ميشود.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 19 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

39

باران ,علی غفاری دوست (مارتین) ,کیمیا مرادی ,م.فرياد ,mahsa.b ,آرش شهنواز ,حسین روحانی ,عباس پیرمرادی ,شیدا محجوب ,شيدا سهرابى ,آرمیتا مولوی ,فاطمه مددی ,عطیه امیری ,حسین کاظمی فر ,حمیدرضا محدثی ,رضا فرازمند ,محمد حشمتی فر ,محمد باقر نقی زاده ,نرجس علیرضایی سروستانی ,همایون طراح ,بهاره علی پور ,حسین شعیبی ,مریم مقدسی ,فرزانه بارانی , ناصرباران دوست ,عاطفه حجابی دخت ایمن ,محمد اکبری هشترودی , ک جعفری ,زهرابادره ,الف.اندیشه ,اذرمهرصداقت ,محمد علی ناصرالملکی ,سارینا معالی ,شهره کبودوندپور ,یلدا ابراهیمی ,آزاده اسلامی ,هستی مهربان ,م.ماندگار ,مسعود رضایی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

آرش پرتو (30/4/1394),فرزانه رازي (30/4/1394),سارینا معالی (30/4/1394),حسین شعیبی (30/4/1394),م.ماندگار (30/4/1394),مریم مقدسی (30/4/1394),حسین شعیبی (30/4/1394),الف.اندیشه (30/4/1394),mahsa.b (30/4/1394),آرش پرتو (30/4/1394),فاطمه مددی (30/4/1394),آرش پرتو (30/4/1394),شیدا محجوب (30/4/1394), ناصرباران دوست (31/4/1394),شیدا محجوب (31/4/1394),زهرابادره (31/4/1394),حمیدرضا محدثی (31/4/1394),سحر ذاکری (31/4/1394),شهره کبودوندپور (31/4/1394),انسیه زمانی (31/4/1394),آرمیتا مولوی (31/4/1394),اذرمهرصداقت (31/4/1394),فرشید طریقی (31/4/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (31/4/1394), ناصرباران دوست (31/4/1394),بهاره علی پور (31/4/1394),آزاده اسلامی (31/4/1394),فرشته شهرابی (31/4/1394),کیمیا مرادی (31/4/1394),همایون طراح (31/4/1394),محمود لچی نانی (31/4/1394),حسین روحانی (31/4/1394),محمد حشمتی فر (31/4/1394),سارا باقری (31/4/1394),فرزانه بارانی (31/4/1394),شهره کبودوندپور (31/4/1394),رضا فرازمند (31/4/1394),فاطمه مددی (31/4/1394),بهروزعامری (31/4/1394),حسین شعیبی (1/5/1394),امیر یزدی (1/5/1394),محمد اکبری هشترودی (1/5/1394),آرش شهنواز (1/5/1394),منصور دیبا (1/5/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (1/5/1394),هستی مهربان (1/5/1394),محمد اکبری هشترودی (1/5/1394),احمد دولت آبادی (1/5/1394),احمد دولت آبادی (2/5/1394),ف. سکوت (2/5/1394),سحر ذاکری (2/5/1394),ویداحنفی (2/5/1394),محمد ثمانی (3/5/1394),عباس پیرمرادی (3/5/1394),حسین کاظمی فر (4/5/1394),مسعود رضایی (4/5/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (4/5/1394),باران (5/5/1394),شیدا محجوب (5/5/1394),محمود لچی نانی (6/5/1394),م.ماندگار (6/5/1394), ک جعفری (7/5/1394),فرهاد کوهکن (8/5/1394),عطیه امیری (8/5/1394),حسین کاظمی فر (10/5/1394),شیدا محجوب (11/5/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (11/5/1394),حسین کاظمی فر (11/5/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (12/5/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (12/5/1394),سید مهدی میرعظیمی (15/5/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (16/5/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (16/5/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (17/5/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (17/5/1394),سید علی الحسینی (17/5/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (18/5/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (19/5/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (20/5/1394),عطیه امیری (21/5/1394),میثم فکوری (21/5/1394),اذرمهرصداقت (22/5/1394),الف.اندیشه (26/5/1394),آرش پرتو (26/5/1394),شهره کبودوندپور (27/5/1394),سارینا معالی (31/5/1394),عباس پیرمرادی (31/5/1394),فرزانه رازي (11/6/1394), ک جعفری (14/6/1394),عاطفه حجابی دخت ایمن (15/6/1394),فرزانه رازي (28/6/1394),آرمیتا مولوی (1/7/1394),م.آنزان (6/7/1394),مریم مقدسی (6/7/1394),الف.اندیشه (8/7/1394),فاطمه دولتی (12/7/1394),سحر ذاکری (14/7/1394), ک جعفری (15/7/1394),سارینا معالی (20/7/1394),زهرا بانو (26/7/1394),نرجس علیرضایی سروستانی (12/8/1394),فرزانه رازي (12/8/1394),اهورا جاوید (15/8/1394),جیران شهسواری (21/8/1394),زهرابادره (22/8/1394), ک جعفری (26/8/1394),همایون به آیین (4/9/1394),محمد باقر نقی زاده (20/9/1394),فرزانه رازي (29/9/1394),مجید محمدی (27/10/1394),فاطمه زاهدی تجریشی (9/11/1394),محمد علی ناصرالملکی (18/11/1394),م.سادات سجادی (25/12/1394),سامان فولادوند (10/1/1395),مریم ظهیری مهر (6/2/1395),سهیل صفایی (11/2/1395),تیشکه رستاری (31/3/1395),فرزانه رازي (2/4/1395),محمد علی ناصرالملکی (2/6/1395),فرزانه رازي (1/7/1395),همایون طراح (30/7/1395),کامران غفوری (9/9/1395),امین کریمی (16/11/1395),هستی مهربان (8/12/1395),سید رسول بهشتی (29/12/1395),هستی مهربان (21/2/1396),محمود مرادی گمش تپه (12/4/1396),کوثر علیزاده (23/4/1396),کوثر علیزاده (24/4/1396),

نقطه نظرات

نام: آرش پرتو کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 19:38

سلام دختره!

خوبی؟

این توصیفات و تشبیه هات یه زمان به درد سبک هندی و خراسانی عراقی می خورد و الان به درد دلنوشته و ایضا داستان خانواده سبزی!!
جدی میگم!
کسی که بخواد تو داستان نویسی موفق بشه و حرفه ای باید از اینگونه نوشتن ها که داستان محسوب نمیشن دست بکشه! مگر این که مثل من هدفت این جور چیزا نباشه!


اهان....اون کلمه ی "خلاصه" خیلی میزنه تو ذوق!

در کل خسته نباشی دختره!!


@آرش پرتو توسط سارینا معالی Members  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 20:04

نمایش مشخصات سارینا معالی سلام

پس همونجوری که یه روز فهمیدی موسیقی چرنه گذاشتیش کنار،همون یه کتابی که میمونهو تکراری نیست چرتهو اونم گذاشتی کنار ...یه روزم به این نتیجه میرسی این سایت به این ادرسwww.dastanak.ir]چرته و اینم میبوسی میزاری کنار دیگه!
اینجور که بوش میاد اینجوریه;)


@آرش پرتو توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:28

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
ریش سفید سلام . خوبی ؟!
ببین ریش سفید ، من دلنوشته دوس ندارم . :) قبلن یه مدت خوره دلنوشته بودم و بارها کف خیلیا رو با دلنوشته بریده بودم ! :) بعد یه مدت رسید به شبه مقالات و اینا ...
اما الان ، جایی ایستادم که دوست دارم از احساسم بگم . :) قطعا حرفای منو نمیفهمی چون جای من نیستی !:D
قبلن خیلی دنبال این بودم که حرفه ای بنویسم اما الان بنا به دلایلی که به تو نمیگم ، دیگه دنبال این موضوع نیستم و مینویسم که لذتشو ببرم . ;)
الان سیستمم رو روی " هر چه پیش آید خوش آید " تنظیم کردم ... :D
اما در مورد " خلاصه " :
عاخه ریش سفید ، تو کودوم مردی رو دیدی که بخواد ریز به ریز به همه چی اشاره کنه ؟؟؟ نه کودوم مرد ؟؟؟
خلاصه رو دقیقا برای این نوشتم که نشون بدم مردا یه جایی بالاخره خلاصه میکنن ! :D
من که خسته نیستم اما تو درمونده نباشی ریش سفید.
در ضمن , دختره دخترته . چش سفید !
دلت به نشاط.
مرسی که اومدی و خوندی و نوشتی.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: سارینا معالی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 19:53

نمایش مشخصات سارینا معالی سلوووووووووم ،فرزانه جون@};-
فاز و نولت که مسلما ردیفه:x بزار یه بار دیگه تولدت رو تبریک بگم:)
(واس اینکه بعضی ها یادشون نره;) داداشی تا با چنگک هاش دکورتو بهم نریخت تبریک بوگو...:-s )
من قبلا گفته بودم اینجور نوشته هارو دوست ندارم.

البته توصیفات تو قشنگ بود!وقتی هم قشنگ باشه میخونمش تا تهش...ولی فقط یه بار;)

البته چون مناسبتی بود یه قلب دادم اینم میدم:x :x :x

و اینکه داستانت برای چند لحظه مارو برد تو جنگل و این فضاهایی که حرام است;) :D

استراحت خوبی بود;)

دلت شاد
زندگی ت هموار
فازتم که بلدی ،نول:* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :* اینم ماچ اونم نه ماچ ادم حسابی
ماچ ابکی;) :*


@سارینا معالی توسط آرش پرتو Members  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 20:03

تبریک؟؟؟!!!!


جوک میگی؟؟!!



سلام


@آرش پرتو توسط سارینا معالی Members  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 20:05

نمایش مشخصات سارینا معالی پس اومد خط خطی ت کنه...من فقط برات دعا میکنم.نمیتونم جلو بیام شرمنده!
سلوم


@سارینا معالی توسط زهرابادره Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 13:58

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر دختر عزيزم ساريناي مهربانم
دوشيزه گلبرگ من
خواستم صفحه خودتون بيام وتبريك تولد شما را آنجا تقديم كنم ولي تاخير را بيش از اين جايز ندانستم هشت روز خودش به اندازه كافي طولاني بوده در تبريك و تهنيت،
نمي دانستم تاريخ تولد شما را ، قاعدتا شرمنده از بابت تاخير
:x :* @};- :x :* @};- :x :* @};- :x :* @};- :x :* @};-
تو مثل شبنمي
روي گلبرگ
همچو هلال ماهي
كه تازه بر دميده از افق
تو مثل بنفشه اي پاك
كه تازه از زير برف سربرآورده
دختر دلبند من، اين مادر تو دستش خالي است ولي قلبش براي آرزوهايي كه در دل داري مي طپد
دوست دارم لبخند تو را ببينم در اوج سعادت
دوست دارم تبسم تو را ببينم
در اوج موفقيت
تولدت مبارك عزيزم
انشالله صدساله بشوي
@};- @};- @};- @};- :*
@};- @};- @};- :x
@};- @};- :*
@};- :x
:*
با كسب اجازه از نوه عزيزم كه وارد صفحه شون شدم
گفتم دوتا تولد را يه جا بگيريم
عادت مادران است كه هميشه شلوغ بازي در ميارند:"> :) @};- @};-


@زهرابادره توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:38

نمایش مشخصات فرزانه رازي آنا جان راحت باشین. :)
:x :x :x
:* :* :*
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@سارینا معالی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:37

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
سلاااااااااااااام خرچنگ شماره دوازده خودم ! خوبی ؟؟؟
چنگولی هاتو ببینم لاک چه رنگی زدی ؟؟؟ من خودم بنفش و طلاییم ! ;)
فاز و نولم که اساسا ردیفه ! ;)
میدونم دوس نداری . منم قبلا دوست نداشتم . اما خب یه مدت بعد به این نتیجه میرسی که این متن ها رو دوس داری و ناخواسته حوالی شون میپلکی ! ;)
مرسی که میخونی عزیزم . حتی یه بار ! ;)
مرسی واقعا.
به الله اکبر میگفتی خو... دلت اومد فلانی به خطر بیوفته ؟؟؟ :D
ممنون بابت تبریک تولدم . :*
ممنون عزیزم .
دلت به نشاط .
مرسی که اومدی و خوندی و نوشتی.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


نام: حسین شعیبی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 20:00

نمایش مشخصات حسین شعیبی سلام خانم رازی عزیز
بسیار زیبا و شاعرانه
لذت بردم
در این عرصه قلم توانایی دارید
شاد و پیروز باشید
@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@حسین شعیبی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:39

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درود بر شما جناب شعیبی عزیز . احوالات که ایشالا خوب و جوره !
خوشحالم که دوست داشتین !
دلتون به نشاط.
مرسی که اومدین و خوندین و نوشتین.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 20:12

دقیقا امروز بود که داشتم به شیدای عزیز می گفتم دلم لک زده واسه یه داستان واقعی که منو به اعماق خودش ببره
طولی نکشید که آرزوم براورده شد.
این از اون داستانهایی بود که دنبالش می گشتم تا بخونمش.
عالی و زیبا بود آره دوست من آدمها عاشق می شوند نه انسان ها چون آدمن!
داستان نبود حتی یک نقاشی زیبا بود که نویسنده با قلمش جادویم کرد. محو داستانت شدم. بذار یبار دیگه بخونمش
شب موهایش را ...


@مریم مقدسی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:42

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
به به... متین / مریم خانوم خودم ! :D خوبی ؟
سلام علیکم ...
:D من اگه میدونستم عارزوم قراره انقد زود برعاورده بشه باور کن یه چی بهتر عارزو میکردم !!! :D =))
خوشحالم که به عارزوت رسیدی عزیزم. :*
:) مریم / متین ؟؟؟ چقد قشنگ فهمیدی میخواستم با اسم داستان چی بگم ! دقیقا فقط عادم ها عاشق میشن ! :x
خوشحالم که دوستش داشتی عزیزم...
دلت به نشاط.
مرسی که اومدی و خوندی و نوشتی.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 20:13

نمایش مشخصات الف.اندیشه سلام گوزل قیز
نه جور سان بالام؟ چوخ خوشحالام که یازدون تا من گلیم سنه باش وورام
خانم فرزانه گل
بسیار زیبا بود.بااحساس و ناب نوشتی.
توصیفات و صحنه پردازی هاتو دوست داشتم.
همین دیگه لذت بردم.
آلاه سنی ساخلاسین گولوم.
بیدنه ماچ ور گدیم.
بولار دا سنین.
:* :x :* :x :x @};- @};- @};- @};- @};-


@الف.اندیشه توسط حسین شعیبی Members  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 20:31

نمایش مشخصات حسین شعیبی سلام
ترجمه لطفا :)


@حسین شعیبی توسط الف.اندیشه Members  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 21:17

نمایش مشخصات الف.اندیشه سلام
داشتیم جناب شعیبی؟!
شاید من یه چیز خصوصی نوشتم کسی متوجه نشه!
;) شوخی کردم :D
حال و احوال کردم .ازش تعریف کردم.تقریبن فارسیشو نوشتم دیگه:D


@الف.اندیشه توسط حسین شعیبی Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 23:13

نمایش مشخصات حسین شعیبی من عاشق زبان ترکی هستم ولی بی استعداد در یادگیریش
الرین ارقوماسون:D


@حسین شعیبی توسط الف.اندیشه Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 09:55

نمایش مشخصات الف.اندیشه خواهش ...
شما اگه جای حرف ر ...ق رو عوض کنید درست میشه.
الرین آقروماسون


@الف.اندیشه توسط حسین شعیبی Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 12:58

نمایش مشخصات حسین شعیبی :D
چخ ممنون


@الف.اندیشه توسط زهرابادره Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 00:40

نمایش مشخصات زهرابادره درود و عرض ادب
درستش اينه
اللرين آغريماسين
دستت درد نكنه
چوخ ساغ اولون
زنده باشيد @};-
ستاد زبان تركي را پاس بداريم =)) =))


@زهرابادره توسط الف.اندیشه Members  ارسال در جمعه 2 مرداد 1394 - 07:56

نمایش مشخصات الف.اندیشه =)) =)) =))
ای خدا شما هم؟!!!!
ممنون که به موقع رسیدین.:D


@الف.اندیشه توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:45

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
سلااااااااااااااااااااااااااام گوزل خانم . کفون احوالون ؟!
ساغول ساغول ... من کی چوخ یاخچیام... ;)
خوشحالم که دوست داشتی خانومی ... :)
الاه سنی ده ساخلاسین جیران ... :x
ماچ ؟؟؟ چشم !
:* :* :*
ساغوووووووووووووووووووووووووول....
ساغول کی گلدون و اوخودون و یازدون
اورکــون بوتون شادلیق نان دولی اولسون !
:x :x :x
:* :* :*
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: mahsa.b کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 20:39

نمایش مشخصات mahsa.b بسیار زیبا بود عزیزم موفق باشی تشبیهاتت خیلی خوب بود:x


@mahsa.b توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:47

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
مهسای عزیز سلام . امیدوارم که حالت خوب خوب باشه ...
خوشحالم که باهات آشنا شدم عزیزم. خوش اومدی .
یه رفیقی دارم ؛ اسمش مهساس ! 15 ساله که باهم رفیقیم ... یادم به اون افتاد ... :)
خوشحالم که دوست داشتی .
دلت به نشاط .
مرسی که اومدی و خوندی و نوشتی .
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


نام: م.ماندگار کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 22:02

نمایش مشخصات م.ماندگار سلام فرزانه خانوم گل:x :*
خوبی عزیزم؟
میگم چقدر خوشگل بود داستانت
جدی میگم خیلی عاشقانه و شاعرانه و رویایی بود
من که حسابی خوشم اومد
آفرین
خیلی خوشم اومد
نه خیلی خوشم اومد
همیشه پر از حس های قشنگ قشنگ باش:*
بو دا منیم اورگیم:x :x :x
@};- @};- @};-


@م.ماندگار توسط م.ماندگار Members  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 22:45

نمایش مشخصات م.ماندگار راستی سارینا خانوم تولدتو یادآوری کرد:D
عزیزم تولدت مبارک
امیدوارم به آرزوهای خوشگلت برسی
شاد باشی@};- @};- @};-


@م.ماندگار توسط سارینا معالی Members  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 23:20

نمایش مشخصات سارینا معالی سلام
باور کنید من اصلا درگیر این نیستم کسی اسمی رو درست بگه و فرزانه هم اسم قشنگیه!
منتها الان موندم من باید خوشحال شم قرش بدم یا فرزانه؟:-/
خلاصه محض اطلاع برای ماندگار عزیز از تولد من 8روز گذشته;) صبح شما واقعا بخیر
و امروز تولد فرزانه رازیه...پس شما اسم رو بیخیال و قرش رو بده بیاد@};- @};-


@سارینا معالی توسط م.ماندگار Members  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 00:43

نمایش مشخصات م.ماندگار سارینا خانوم گل
عزیزم من منظورم این بود که سارینا خانوم تولد شما رو یاد آوری کرد. در اصل واسه فرزانه خانوم نوشته بودم
فکر کنم تولد شمارو همون به قول شما هشت روز پیش تبریک گفته بودما نگفته بودم؟:-/
خوب اگه نگفته بودم که ببخشید تولدتون مبارک :D
راستی سلام
سوتی بزرگی نبود چشم پوشی میکنم
شما قرش بده
@};- @};- @};-


@م.ماندگار توسط سارینا معالی Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 08:53

نمایش مشخصات سارینا معالی :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :"> :">
:D =)) حالا که قضیه اینه پس هیشششششش

صداشو در نیارید;)


@م.ماندگار توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:52

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
هیژده روز پیش !
هشت نمیشه که !
:D


@سارینا معالی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:50

نمایش مشخصات فرزانه رازي سارینا هشت نه ... هیژده ! :D ;)


@م.ماندگار توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:49

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
مرسی عزیزم... :D
ممنون که تو خوشالم شریک شدی.
:* :* :*
:x :x :x
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@م.ماندگار توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:49

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
به به مژگان خانوم جان... خوبی عزیزم ؟؟؟
سلام. خوش اومدی خااااااااااانوووووووووووم... :D
فدات عالیم مث همیشه !
خوشحالم که دوس داعشتی !
سنین اورکوئه قوربان...
دلت به نشاط.
مرسی که اومدی و خوندی و نوشتی.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


نام: فاطمه مددی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 23:27

نمایش مشخصات فاطمه مددی تولدتولدتولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارک
بیاشمع هاروفوت کن که صدسال زنده باشی
(ایناهم مهموناهستن که دارن کف میزنن
خب،حالاکیکش کو؟؟
سلام گل دختر
نجه سن؟
راستی داستانتم قشنگ بود...(آخه وسط تولدازداستان صحبت میکنن؟!)
خب بریم ادامه ی تولد:D
تولدتولد...
:) :x :* :)
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فاطمه مددی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:55

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
مرسی مرسی مرسی مرسی عزیزم...
:D
سلاااااااااااااااااام گولوم ... چطورایی ؟؟؟
گَلنوز نجوردی ؟؟؟ :D =)) دونخته بالدوز !
کیکش ؟؟؟
ادرس ایمیلتو در گوشم بگو برات بفرستم ! :D
إ ؟؟؟ جدی ؟؟ قشنگ بود ؟؟؟ :D خداروشکر واقعن...
ممنون بابت تولدم...
دلت به نشاط.
مرسی که اومدی و خوندی و نوشتی.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*
بیکار نشین پاشو قر کمر رو بیا ... :D


نام: شیدا محجوب کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 00:27

همین است دیگر!
قلم که به دست بعضی ها بیفتد به عالم و آدم رحم نمی کنند چه برسد به مایی که هی خودمان را برای در و دیوار لوس می کنبم ، چانه بالا می دهیم و سینه میدهیم جلو و خیلی ادعایمان میشود تاثیر نا پذیریم! البته خیر سرمان! بعد میاییم داستانک و داستان تو فرزانه ی جان خودمان را که خیلی تعریفش را شنیدیم میخوانیم و یاد افسانه ها میفتیم، پری دریایی و پسر ماهیگیر! شخصیت های ماورایی و موجوداتی که انگار فراتر از بشرند. راستی اول داستان فکر کرده بودم ماه عاشق خورشید شده! میشود دیگر فرزانه؟ آنوقت ما را معطل خودشان میکردند که عشق بازی کنند! ما زمینی ها هم لابد کار و زندگی و جنگ و دعوا و تو سر هم زدن و لاف زنی و دروغگویی را تعطیل میکردیم که بنشینیم و شاهد بی سابقه ترین عشق تاریخ بشر و غیر بشر باشیم. همچین بد هم نمی شود! داشتم میگفتم داستان تو را که خواندم یادم رفت قبلا که
آمده بودیم داستانک چیزی نزدیک به مزخرف خواندیم. می گوییم نزدیک چون هیچ جیز کامل نست حتا از نظر مزخرف بودن! یا جایی دیگر از سیاست و تلاش خرکی و بی مورد بعضی ها برای به تصویر کشیدن درد های جامعه که اغلب به خاطر حماقت و حرص الکی نویسنده اش و نا آگاهی اش از اصل قضیه و به خیالش به تصویر کشیدن مشکلات اینور و اونور ، شده همان مزخرف! بعد میخواهیم چیزی بنویسیم می گوییم آمدیم و فردا پس فردا ماه عاشق خورشید شد و روزها را برای استراحتش تعطیل کرد دیگر این حرف ها کیلویی چند؟ باید به فکر نجات نسلمان باشیم!
بله دیگر فرزانه ی جان! درد و دل است دیگر.
چند نکته:
در داستان احتیاج به رسیدن به یک خط سیر مشترک بین نویسنده و خواننده است یعنی همون اولین چیزی که در ذهن شکل می گیره. برداشت های متعدد هیچ ایرادی ندارد به شرط که در راستای همون خط سیر باشند. طبیعی ست که توصیفات هم باید به پیشبرد داستان کمک کنند البته داستان تو ماجرا محور نیست. نماد هایی دارد که در تصویر سازی داستانت کمک کرده.
خوب بود.
دستت درست
@};-


@شیدا محجوب توسط شیدا محجوب Members  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 00:41

به به فرزانه!
دو دهه از زندگیت گذشت ها! حواست هس؟؟
داریم پیر میشیم ! :D
تولدت مبارک.
خیلی چیزا با تو متولد شده
عشق تو دل بعضی ها
غرور تو دل خدا
اعداد برای رمزی کردن تاریخ تولدت و حروف برای نوشتن اسم فرزانه ی جان!
خوبه والا! مردم وضعشون خوبه.
چی برات آرزو کنم؟؟
آرامش
امنیت
سلامتی
و گذشتن یه سال دیگه بی دردسر و پر خاطره
@};- @};- @};-
@};- @};-
@};-


@شیدا محجوب توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:07

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
دیشب که بابا سر میز شام با لبخند نگاهم میکردن فهمیدم که نه ، واقعا بزرگ شدم ! باید باور کنم که بزرگ شدم و دیگه ته تغاری بابا نیستم که بشینم رو زانوهای بابا و لواشک بخورم و هی حرف بزنم و دل بابا رو ببرم !
دیشب که بابا داشت گذشته ها رو دوره میکرد و از لوس بازی های ته تغاریش میگفت و میخندید ،فهمیدم چقد حواسم نبوده ! :)
پیر که نه ... من پیر نمیشم . من بزرگ میشم . :)
آرزوهای خوب خوب بکن برام شیدا ...
اواتارتم بنفش کن بابا ، عزای عمومیه مگه که سیا کردی حوالی تو ؟؟؟ :D ;)
ممنون بخاطر اینکه تولدم رو کنارم بودی . :)
دلت به نشاط
:* :* :*
:x :x :x
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@شیدا محجوب توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 07:49

بببن دختر خوب!
این حرفات سه تا عامل داره!
سن کم..درک ضعیف و غرور بیجا!

سعی نکن تو جمعی که حداقل دوستانه ست با تمسخر و غرور نیش و کنایه بزنی!

عقاید هر کسی برای خودش محترم و قابل درکه ...از روی نااگاهی هم باشه تاسف داره نه تمسخر!


@آرش پرتو توسط شیدا محجوب Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 10:46

جناب پرتو!
شما کارت شده تو داستانک رژه بری حرف در و دیوار رو به خودت بگیری.
من خطاب به شما و هیچ نویسنده ی دیگه ای نه کنایه زدم نه مستقیم گویی کردم.
وقت اینو هم ندارم که بیام مثه الان جلو تو از چیزی که دلیلی براش نمیبینم دفاع کنم. من زیر داستان خانوم رازی نوشتم. برای اون نوشتم این روزا داستان مزخرف تو داستانک زیاد خوندم. نمی دونم شما یاد چه داستانی افتادی به طرز محیرالعقولی کنایه ی منو هم فهمیدی و داری جلوی همه خیلی ناشیانه توهین میکنی.توهین خیلیم خوبه . ولی وقتی احمقانه باشه باید تمسخرش کرد.
من حرفم کلی بود. شما هم لطفا این جمله ی نظر هرکی واسه خودش محترمه رو علم نکن تو داستانک تا دهن بقیه رو ببندی. وقتی یکی عقایدش رو اونم به شکل نوشته با بقیه در میون میذاره دیگه مال اون نیس همه حق دارن عقایدشو تحلیل کنن. کسی که میخواد عقایدشو واسه خودش نگه داره دست کم قلم نمیگیره دستش.
من خودم بی دلیل و با دلیل حرمت خیلی چیزا رو نگه میدارم اگه زیر داستان نویسنده ها مستقیم از مخالفت نمی نویسم تنها برای اینه که همون قدر که نظر اون درسته مال منم هست و من از درستی نظر خودم نمیتونم مطمئن باشم اما از اینم نمیترسم که اگه کسی اومد جلو نتونم براش علت مخالفتم رو بگم.اینکه به نظرم نویسنده اش حماقت کرده یا دروغ پردازی.
برای نوشتن این نظر نه از قبل برنامه ریزی شده بود نه من آدم این خاله زنک بازی های تاریخ مصرف گذشته ام.
و شما هم باید خیلی چیزا رو یاد بگیرید!


@شیدا محجوب توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 14:00

اولا عذر خواهی می کنم بابت اینکه اول صبح سلام ندادم
دوما سلام

سوما پیشنهاد می کنم یک بار دیگه کامنت خودت رو بخون!

چهارما بخونی متوجه میشی که نیازی به عملیات محیرالعقولی نیست!
پنجما من که بارها گفته م و باز هم می گم من خودم اصلا چیزای رو که می نویسم داستان نمی دونم و نخواهم دونست!
ششم درست که به کسی اشاره مستقیم نکردی ولی قضاوت با خودت .تو یه کامنت به چند نفر توهین کردی با خرکی خواندن تلاششان و مزخرف خواندن نوشته هاشان!
من خودم ترجیح می دم یه نوشته ی مزخرف و بی سر و ته سیاسی و اجتماعی بخونم به قول شما اما حدیث نفس دیگران رو نخونم که تو اوهام و خیالاتشون غرق می شن تا چیزی پدید بیاد به اسم : عشق به علاوه 2..! و عشق تعطیل نیست! و عشق و خرافات! کسایی که میخوان دنیای عشقی مشمیز خودشون رو با آثار شون به خورد بقیه بدن!( خواهشا کسی به خودش نگیره)

از این دست فیلم ها و کتاب ها زیاده ! و اتفاقا از این گونه آثار تو همین داستانک هم زیاده ..و بارها خواستم به نویسنده ی محترم بگم ولی نگفتم و مطمین باشید اگه قرار باشه بخوام بگم که داستان کسی مزخرفه میرم ذیل صفحه شون و میگم مثل همیشه که گفتم ! و حتی به وقتش توهینم کردم و منبعد هم همین کارو خواهم کرد
نه اینکه بیام تو یه داستان دیگه یه دفعه چند نفر دیگه رو ببرم زیر سوال! مشکل من با کامنت شما این بود! نه به خود گرفتن کامنت شما

و اصلا هم هدفم نیست که رژه بروم و کامنت ها رو به خودم بگیرم

و اما اگه فکر میکنی وقت من آزاده..مختارید فکر کنید که آزاده و دنبال این خاله زنک بازی های تاریخ منقضی شده م و باز هم مختاری و می تونی فکر کنی که داستان سیاسی و درد گفتن مزخرفه و حماقت نویسنده و از روی ناآگاهی ..

اما همه ی ما باید یه چیزای رو یاد بگیریم!

موفق باشید





@آرش پرتو توسط شیدا محجوب Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 15:16

شما خیلی راحت توهین می کنید بعد به خاطر سلام صبحگاهی عذر میخواهید!
حداقل احترام توهین را نگه دارید.

حیلت و مکر است فقه و علم او و، سوی او
نیست دانا هر که او محتال یا مکار نیست
گرش غول شهر گوئی جای این گفتار هست
ورش دیو دهر خوانی جای استغفار نیست


@شیدا محجوب توسط آرش پرتو Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 15:59

من تا جایی که یادمه به همه سلام میدم و سلام خواهم کرد و اگه این مهم یادم بره عذرخواهی هم میکنم و حال اگه شما می خواهید تعابیر دیگه ای ازش پدید بیارید مختارید!


در ضمن فکر نکنم کامنت من توهین آمیزتر از کامنت شما بوده باشه!



@آرش پرتو توسط م.ماندگار Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 16:17

نمایش مشخصات م.ماندگار سلام
آقا پرتو خودت رو ناراحت نکن
واقعآ بیش از قبل برام قابل احترامید
ممنون که ...

@};- @};- @};-


@شیدا محجوب توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 10:14

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام خانم محجوب
به عنوان کسی که قبلترها توی مطبوعات فعالیت داشتم و داستانهایم بیشتر تم سیاسی و مشکلات جامعه است از کنایه ای که زدین ناراحت نشدم ولی تلاش خرکی نکرده ام م تاکنون چون خ ر!! آدم بزرگی است مثل صمد بهرنگی مثل خسرو گلسرخی مثل جلال آل احمد و من و امثال من تلاشمون برای به تصویر کشیدن دردهای جامعه و مزخرف نوشتن هنوز در حد کره ال اغ هم نیست
برای خودم متاسف شدم که مجبورم این کلمات را تایپ کنم
روزگارتون بی نقص:) @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط شیدا محجوب Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 10:53

از شما بعیده بانو
تمام داستان های این سایت یا تم اجتماعی دارن یا سیاسی.
کنایه هم جا داره اصول داره این فقط یک درد و دل ساده بود. دلم خواست و نوشتمش.
واقعا دلیل اینهمه شلوغ کاری رو نمیدونم.
در ضمن ما تو سایت داستانک داستان با کنایه های سیاسی و لایه بندی هلی عمیق نداریم که بخواهم تحلیلش کنم. هیچکس جبهه نمیگیرد منطقی هم هست برای همین نوشته بودیم تلاش خرکی!
اصلا هر کسی خواست به خودش بگیرد من مسئول توضیح دادن برای هیچ کس نیستم.
برقرار باشید.


@شیدا محجوب توسط شهره کبودوندپور Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 10:59

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلامی دیگر
بهتره یکبار دیگه کامنتتون رو بخونید!!
این اسمش درددل نیست دختر نازنین
شما آزادی هرچی که دوست دارین بنویسین و لی وقتی گفتین و نوشتین مسئولش هستین
درضمن بنده دنبال توضیح از جانب شما نبوده و نیستم عزیزم
موفق باشید@};- @};- @};-


@شهره کبودوندپور توسط شیدا محجوب Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 11:17

بانو
جدیدا برای درد و دل هم قانون وضع شده؟؟؟
بله البته که من پای حرفام می ایستم ولی کسی هم حق نداره بدون مستقیم گویی از جانب من، من رو متهم به چیزی بکنه و مسئول بدونه.
بعد هم من انقدر جرئتشو دارم که پشت درد و دل قایم نشم. اگه مقصود شخص خاصی بود مطرح میکردم. همون طور که بارها ذیل داستان دوستان برایشان نوشتم.


@شیدا محجوب توسط مریم مقدسی Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 14:41

من چندبار کامنتتو خوندم و توهینی توش ندیدم پ خودتو اصلا ناراحت نکن و به کارهای مهم زندگیت برس.
موفق باشی. @};-


@مریم مقدسی توسط شیدا محجوب Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 15:17

@};- @};- @};-
@};- @};-
@};-


@شهره کبودوندپور توسط الف.اندیشه Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 16:38

نمایش مشخصات الف.اندیشه سلام شهره عزیزم
یکی از خانمهای محترم و با اخلاق سایت .دوست دارم در نوشتن و اخلاق الگویی چون شما داشته باشم.
بانوی عزیزم بعضی اوقات مثل الان سکوت و تاسف بهترین راه حله.


@الف.اندیشه توسط م.ماندگار Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 16:45

نمایش مشخصات م.ماندگار
ایناام واسه شما و شهره خانوم مهربون
@};- @};- @};- @};-


@شیدا محجوب توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:02

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
میشود ... میشود !
میشود که ماه عاشق خورشید شود !
تجربه ثابت کرده ادم از ابتدا فوزول بوده ! بگو چرا ؟! چون همه ما میشینیم هزااااااااااااااااااااااار جور بولوتوث عروسی و اینای ملت رو میبینیم ، پ عجیب نیس که بشینیم خلوت ماه و خورشید رو هم ببینیم ! :D ;)
درد و دل است دیگــــــــــــر !!!
شخصا نظرم اینه ، وقتی میخوای از ارزوهات و اینا بگیییییییییی ، کلا خطوط رو بیخیال شو ! اصن کلا همیشه باید بیخیال بود !
با من بحث نکن... :D
میدونی ؟؟؟ کلا بیخیال ... زدم به سیم اخر !
دلت به نشاط دختر خوب .
مرسی که اومدی و خوندی و نوشتی .
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


@فرزانه رازي توسط شیدا محجوب Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:07


ما کلا استاد افتضاح بالا آوردن هستیم:D
تو تازه زدی به سیم آخر ما خیلی وقته اونجاییم. بله!:D
قربونت:x


@شیدا محجوب توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:16

نمایش مشخصات فرزانه رازي دونخته هوایی
( درسته چسبیده به کامنت شیدا ... اما خو هواییه ! با تک تک رفیقامم... )
یه مدتی تو تقویممون روز 30 شهریور رو به عنوان روز برخورد تمدن ها مینوشتن ... بعد به مدت یکی گف عاقا برخورد کودومه ؟؟؟ گفت و گو که بهتره ! عوضش کردن شد روز گفت و گوی تمدن ها...
میدونین مشکل چیه ؟؟؟
ما هنوز تو برخورد موندیم ! :D بابا گفت و گو کنین ، تو سر و کله هم نزنین ! :D
بله میدونم ! الان شما میخوای بری بنویسی که مام گفت و گو میکنیم دیگههههههههه! ولی خو نه رفیق ... این گفت و گو نیست ! نارنجک بستین به هم دارین همدیگه رو میترکــونین ...
انگشت های اشاره ای که به سمت هم گرفتین رو بیارین پایین و باهم رفیق باشین. :)
افرین بچه های خوب...
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط شیدا محجوب Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:22

فرزانه !جان تو نه، جان خودم من از همون اولش لبخند ژکوند داشتم!:D
فقط همچین پنهانه!


@فرزانه رازي توسط مریم مقدسی Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:46

اتفاقا فرزانه جان بحث هم الکی شروع شده چون کامنت شیدا توهین آمیز نبود اما آقای پرتو کلا بلدن جو بدن
چیه آقای پرتو نگاه می کنی ?! مگه دروغ می گم ?! اصلا همینی که هست :D
ماشالا خانم شهره و اندیشه و ماندگار هم خوب بلدن بیان جو بیشترش کنن.
چیه شما هم نگاه می کنی?!:D


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 30 تير 1394 - 00:32

نمایش مشخصات ناصرباران دوست تولد
تولد
تولدت مبارک
مبارک
مبارک
تولدت مبارک

بیا شمعارا فوت کن
که صد سال زنده باشی

تولدتون را تبریک عرض می کنم
الهی صد ساله شوید @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط ناصرباران دوست Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 09:09

نمایش مشخصات ناصرباران دوست خب دیشب عجله داشتم کیک بخورم و تبریک عرض کنم سلام یادم رفت حالا سلام و عرض ادب و احترام
خوبید که انشا الله و روزگار هم که جرات نداره بر وفق مرادتون نباشه . شما بودید فرمودید :
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد؟
داستانتون هم که شاعرانه بود با توصیفات عالی و زیبا و بیشتر شبیه به افسانه های یونانی فرزندان خدایان!
یعنی من کف بر اون ؛بشکنم؛ که همه را ساکت می کنه تا بانوی تاج گل به سر به خواب شیرین رود
فقط نمی فهمم چرا وقتی ما بشکن می زنیم آخرش بشکن بشکن میشه و به حرکات موزون شتری ختم میشه که معلومم نیست ختم به خیر شده باشه ظاهرا!!
به هر روی و در هر صورت مجددا تبریکات بنده را بخاطر ورود به دنیای 20ساله ها بپذیرید . دعا می کنم همیشه نمرات دفتر زندگیتون حوالی بیست سیر کنه .
برقرار باشید


گل و دست و هورا هم که دیشب تو جمع کیک خواران تقدیم شد
@};- @};- @};- @};- @};- @};-
اینم تتمه ی گلها


@ ناصرباران دوست توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:30

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
عاقا دیشب کف برمون کردین اصن اووووووووووف ! :D
درود بر عاقای معاون خان جان عزیز . کیف حالک عاقا ؟؟؟
دقیقا عاقا ... مگه جرات داره همچین خبطی بکنه ؟؟؟ :D
:D اگر ریا نباشه بعله ... من عرض کردم !
( عجب مصراعی بود... باید طلا گرفتش ! دمتون گرم عاقا... )
:D عاقا چی بگیم عاقا... :D
عاقا من خودم با بشکن زندگی میکنم ! خیلی حال میده جانِ... جان کی ؟؟؟؟ چش سفید ! :D
عاقا من خیلی خیلی تشکر میکنم از شما ... :)
ممنون واقعا...
لطف کردین...

عاقا دلتون به نشاط.
مرسی که اومدین و خوندین و نوشتین.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:D


@ ناصرباران دوست توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:24

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
کف بریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم غش کن ، در محــــــــــضرِ انـــــــــــــــورِ اکــــــــبرِ اعظـــمِ حجیمِ کریمِ جناب عاقای معاون خان جاااااااااااااان ! کف بریم عاقا... کف بر !:D
عاقا ممنون... :D
به جان خودم غافلگیرم !
ملت یه طرف دارن دس میزنن گاهی وختا هم دستاشون به سر و کله هم میگیره !!! :D
ایشالا که جشن تولد 100 سالیگم رو همه باهم دور هم بگیریم حالشو ببریم ! :D
عاقا دلتون به نشاط
شادیم به مولا از بودنتان !
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: کیمیا مرادی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 04:44

سلام فرزانه خانم گل
تولدت مُباااااااااااااااااارَکککککک
تولدت مُباااااااااااااااااارَکککککک

ایشالله همیشه همیشه لبت خندوون باشه
و دلت از غم به دووور

:x :x :x :x :x :x
@};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x :x
@};- @};- @};-
:x :x
@};-
:*
:* :*
:* :* :*
:* :* :* :*
:* :* :* :* :*
:* :* :* :* :* :*


@کیمیا مرادی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:32

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو...
کیمیا کولاک میفرمایــــــــــــــــــــــــــــــــــد!!!
سلااااااااااااااااااااااام دختر گلم...خوبی عایا ؟؟؟
باو از این ورا ؟؟؟ ;)
مرسی مرسی مرسی عزیزم...
ممنون که با همه اونایی که خودت میدونی و من نمیدونم ، گاهی بهم سر میزنی ...
کیمیا خیلی دوستت دارم. :*
دلت به نشاط.
مرسی که اومدی و خوندی و نوشتی.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 08:51

نمایش مشخصات زهرابادره سلام بر نوه دلبند ما قند و عسل نازنينم
تولدت مبارك دخترم :x :* @};- :x :* @};- :x :* @};- :* @};-
هديه من به تو درياست كه درخشش آسمان ها بر صورتت افتد و تلالو ستارگانش چراغ زنگيت باشد .
موج هايش خاطره هاي زيبايت شود و ساحل آن آرامش را در روح و جسم تو روان سازد
انشالله صدها سال به خوشي زندگي كني و آسمان قلبت هميشه سفيد و روشن باشد .
با آرزوي سعادتي روز افزون و موفقيت در تمامي لحظات
@};- @};- @};- @};- :*
@};- @};- @};- :x
@};- @};- :*
@};- :x


@زهرابادره توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:35

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
به به به آنا جان... :)
خوبین ؟؟ سلام.
خیلی ممنون واقعا ! چه طوفانی کردین بانو ! غش کنیم ! :D
خیلی خیلی تشکر میکنم . ممنون واقعا ...
مرسی مرسی مرسی آنا جونم . دوستتون دارم خیلی زیاد.
:x :x :x
:* :* :*
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 08:55

نمایش مشخصات زهرابادره سلامي دوباره بر عزيز دلم فرزانه نازنينم
داستان خيلي زيبا و سرشار از توصيفات دل نشين است
مثل هميشه برايت ازراه دور آفرين ها مي گويم و براي قلم راز گونه ات آرزوي موفقيت ها دارم
شما محشريد
زندگي همواره بدون ملال و لبريز از خوشي
بخته ور اولاسان عزيزيم @};- @};- @};- @};- @};- :x :* :x :* :x :* @};- @};- @};- @};- @};-


@زهرابادره توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:37

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درودی دوباره بر انای عزیزم. خوبین عایا ؟؟؟
من الان کلا اینطوریم => :D
دیگه خودتون تا تهش برین دیگههههه... :D
محشر وجودتونه بانو...
دلتون به نشاط.
مرسی که اومدین و خوندین و نوشتین بانو.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*
خعلی دوستتون دارم.


نام: حمیدرضا محدثی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 09:32

نمایش مشخصات حمیدرضا محدثی سلام . و تولدتان مبارک و پر از سعادت انشااله. هر روزتان هم بهتر از دیروز .
...از تصویر پردازی های خوب و جاندار لذت بردم . یک داستان شاعرانه و نمادین . این طریقه ی " آزاد دادن به اصوات " هم ابداع جالبی بود !
شادمانه باشید و برقرار.


@حمیدرضا محدثی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:39

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درود بر عاقای محدثی عزیز . خوبین ؟؟؟
عاقا داستان بلند بعدی رو کی خدمت برسیم بخونیم ؟؟؟ :-/
تشکر میکنم بابت تبریک تولدم . خیلی ممنون. منت گذاشتین عاقا...
خوشحالم که دوست داشتین
و اینکهههههههه... دلتون به نشاط.
مرسی که اومدین و خوندین و نوشتین.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 10:37

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آفرینش

و چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودن

و چه اندازه شیرین است امروز ،
روز میلادت ، روزی که تو آغاز شدی …

میلادت مبارک
دلنوشته بسیار زیبایی بود ماهدخت داستانک
وقتی جهان سکوت می کند به احترام تولد فرشته ای
:x :x :x :x :x :x :x :x :x :x :x :x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
ما چون رخص بلت نیستیم فقط گل میاریم :D


@شهره کبودوندپور توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:51

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
زحمت شد بانو ... واسه بار دوم... دونخته جخاااااااااااااااااالت !!! :">
خیلی ممنون بابت تبریک تولدم.مرسی مرسی... :D ;) :* :x
بانو جان؟؟؟ حتی اگه شبیه داستان هم نیس بگین داستان ! از اسم دلنوشته خوشم نمیاد ! :-s
سپاس از شمااااااااااااااااااااااااااا...
بوس بوس ماچ موچ
ما رخص بلدیم فقط در حد نشسته !!! سر پایی بلد نیستیم !
ممنون از حضورتون.
دلتون به نشاط.
مرسی که اومدین و خوندین و نوشتین.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*
راستی ! سلام... :D


نام: اذرمهرصداقت کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 11:16

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت مدیر سایتو دیدین بگید شماره عمه شو واسه من بفرسته یخته باهم اختلاط کنیم

واست تولد گرفته بودم


تولد قشنگت مبارک

شاه بدونه که بــــــــــاس قدر ملکه شوبدونه;)

دوست دارم آباجی@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@اذرمهرصداقت توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:55

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
سلااااااااام دختره ی ناز اردیبهشتی ! خوبی ؟؟؟
کاری با مدیر سایت نداشته باش که حالش یه حالیه ! بیخیالش شو ! :D
الهییییییییییییی بگردممممممممم... :* :* :*
مرسی عزیزم . مرسی.... ;)
عاقای شاه لطفا با دقت حرفای دختره رو گوش کن ... نبینم بعدا به مشکل بر بخوریما سرورم ! :D
دوستت دارم جیگر ... عاباجی به قوربونت !
ماچ بده !
:x :x :x
:* :* :*
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: شیدا سهرابی   ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 11:22

سلام بانو فرزانه ی عزیز:x
دلستانتون مملوء از احساسات قشنگ بود...
از اواسط داستان بیشتر جذبش شدم...از خنکی هوا ببعد...

تولدتون مبارک باشه@};- @};- @};-
براتون بهترینا رو آرزو دارم
همایون باشید:* :x


@شیدا سهرابی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:58

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
به به یه شیدای دیگه !
سلام شیدای عزیز . خوبی خانومی ؟؟؟
اولین باریه که این حوالی و صد البته تو داستانک میبینمت خانومم.
خوش اومدی . :)
خوشحالم که دوست داشتین داستانمو ...
ممنون بابت تبریک عزیزم .
مرسی واقعا .
جان ؟؟؟ همایون باشم ؟؟؟ والا از من همایون بودن بر نمیاد !!! همایون یه دونه داریم واسه هف جد و عابادمون بسّه بس که یه دونه س !!!
دلت به نشاط عزیزم .
مرسی که اومدی و خوندی و نوشتی .
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


@فرزانه رازي توسط شيدا سهرابى Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 20:41

نمایش مشخصات شيدا سهرابى سلام فرزانه ی عزیزم
مرسی مهربونم . بابت خوش آمد گویتون یه دنیااااااااااااااا سبااااااااااااااااااااس:x :* :x :*
بله اومدن من به جمع داستانکی ها سه چهار روز بیشتر نیستش ک داستانمو گذاشتم در سایت داستانک....مبتدی مبتدی .هق هق .امیدوارم بتونم از جمع خوب و گرم و حرفه ایتون درست استفاده کنم.@};-
هوااااااااااااااااااارتا خوشحالم از برخورد گرمتون @};- مث خودم خون گرمیاولین کسی هستین ک خوش آمد گفتش;)
:x :* :x :* :x :*
موفق باشین@};- @};-


نام: اذرمهرصداقت کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 11:26

نمایش مشخصات اذرمهرصداقت چراراجب داستانت نگفتم؟؟؟؟؟؟؟

عاقا بزارین من یه اعترافی بکنم
منم دل دارم خو یخته قیافم غلط اندازه
من داستان عاشقانه دوست دارم
عالی نوشته بودی
یکی از بهترین کارات بود:* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :* :*


@اذرمهرصداقت توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:59

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
نگفتی !
همه داستان عشقولانه دوس دارن منتها ادا دارن یخده !!! :D
خوشالم که دوس داشتی دختر گل ...
دوست دارم
دلت به نشاط.
مرسی که اومدی و خوندی و نوشتی.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


نام: علی غفاری دوست (مارتین) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 13:20

نمایش مشخصات علی غفاری دوست (مارتین) درود بر فرزانه ی رازی بزرگ

" عید صدا مبارک ....دوباره ها مبارک " (شهیار قنبری)

در باب داستانت باید بگم فوق العاده خوب بود ! شروع

داستان با صوت " بشکن " و پایان داستان هم با صوت "

بشکن " همراه است ! گویی که تمام حوادث مابین همین

دو صوت رخ می دهد ! در سکوتی عاشقانه !

از " سیب " نوشتی که نماد عشق است ! هلو را نمی

دانم نماد چیست اما کاش آن را هم سیب یا انار می

نگاشتی ! (به قول استاد شهیار قنبری : دونه ی سرخ

اناره که خود زیباییه ! ...)

قصه , قصه ی شکارچی است که طعمه ی لذیذش را می

جوید اما در آخرین پیچ خود شکار می شود ! به باور من ,

عشق یک پالس است ! هر جا اوج گرفت , جایی دیگر

سقوط می کند !

از سرزمین آریا ؟!! نمی دانم چرا از این واژه استفاده کردی

! از آن جایی که دوست دارم چنین داستانی بعد

جغرافیایی نداشته باشد می پندارم که " آریا " همان واژه

ی ایتالیایی " Aria " است که در موسیقی به بیان ملودی

با دهان اطلاق می شود ...اینطور به داستان پر اصوات

شما هم نزدیک تر است !

سبز باشید و آفتابی


@علی غفاری دوست (مارتین) توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:09

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
وقتی داشتم کامنت شما رو میخوندم اینطوری بودم کلا : :)
میگم سخ نیس کامل مینویسین ؟؟؟ لابد نیس دیگه ! :D
سلام علیکم و خسته که نیستین پ ولش کن احوالاتم که ماشالا هزا ماشالا معلومه خوبه ! ;)
شهیار دکلمه هاشو خیلی دوس دارم ... :x
در باب داستانم خیلی ممنون واقعا ! خوشحالم که دوس داشتی و ایناااااااااا... :D
میدونی ؟! کلا همه رو گرفتی که میخواستم چیکار کنم و اینا و اینکه دمت گرم !
از بشکن و شکار و هلو و اینا که گفتی کفم برید !
حتی یه چن وخ تصمیم داشتم اسم داستان رو بذارم " شکار " اما پشیمون شدم ! :D
هولو نماد دخترخانومای عزیـــــــــــــــــــــز دو دوران دبیرستان هستش !!! :D =))
به خیلی از میوه ها فک کرده بودم ! اما خب میوه تابستونی که خوشگل باشه و دلبر فقط هولو هستش... :D ;) من عاشق هولو ام ! تا جایی هم که میدونم هولو مال تابستونه ! ببخشین من شناختم از میوه ها و فصلشون صفره صفر !!!
هر وخ یه دختر داستان نوشت ، که دختر داستانش خیلی خوشبخت بود و این حرفا ، اون دختره خودشو نوشته ! :D مام که نژاد عاریایی هستیم دیگهههههه.... ;)
خب من اونقدی که شما از آریای ایتالیایی میدونین نمیدونم ! که اگه میدونستم یه جورایی دو طرفه هدف میگرفتم آریا رو ! ولی خو چه تصادفی ! :D الان میخوام دو طرفه از اریا استفاده کنم !!! ;) ممنون که نشون دادین طرز استفاده شو واقعا...
سپاس از حضورتون که این بار بیشتر از قبل کفمون رو برید !
دلتون به نشاط.
مرسی که اومدین و خوندین و نوشتین.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: بهاره علی پور   ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 13:35

سلام فرزانه جان
واقعا زیبا بود. این تشبیه ها واقعا ادم رو به وجد میاره.
دیگه نمیدونم چی بگم موفق باشین
موفق باشید...


@بهاره علی پور توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:11

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
بهاره ی عزیز سلام. خوش اومدی. خوبی ؟؟؟
تازه دیدمت خانومی ! جدیدی دیگه... خوشحالم که هستی.
خیلی خیلی تشکر میکنم از حضورت خانوم گل...
دلت به نشاط.
مرسی که اومدی و خوندی و نوشتی.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


نام: آزاده اسلامی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 14:00

نمایش مشخصات آزاده اسلامی سلام فرزانه جان
تولدت بسیار بسیار بسیارررررررررررررررررررررر مبارک و خجسته و فرخنده باد

الهی عمر پربرکت و سرسبزی داشته باشی
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:*


@آزاده اسلامی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:12

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
به به قند و نبات و شوکولات و عسل و شیرینی که یهو به دل میشینین همینطوری !
درود بانو جان . خوبین ؟؟؟
تشکر میکنم واقعا ... ممنون که کنارم بودین ! :)
خیلی خیلی ممنون.
دلتون به نشاط.
مرسی که اومدین و خوندین و نوشتین.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


نام: منصور دیبا کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 15:42

نمایش مشخصات منصور دیبا سلام بر فرزانه رازی
داستان پر پیچ و خمی بود ..به نظرم داستانت حکم یک خواب را داشت . یک خواب که از آغازش انسان دچار مرگ می شود و با پایانش دوباره جان میگیرد .
اومدم کامنت دوستانو هم بخونم دیدم یه عده ای با هم بحث می کنن و یه عده ای هم دارن شمع فوت میکنن! من هم به اونا ملحق میشم که شمع فوت میکنن ..تولد شما مبارک

موفق و سربلند باشید


@منصور دیبا توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:17

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درس میبینم ؟؟؟ جناب دیبا ؟؟؟ حوالی ما ؟؟؟ صحبت هم میکنن !!! واااااااااااااای ! مگه میشه ؟؟؟ :D
عاقا درود بر شما . خوبین ؟؟؟
شما سختتون نیس کامل میگین ؟؟؟ لابد سخت نیس دیگه !!!
ها ؟؟ جان ؟؟؟ خواب ! خدایی خواب بود ! مگه اینطوریشم داریم عاخه ؟؟ خوابه دیگه !!! :D
عاقا فوووت بفرمایید... حیفش نی ؟؟؟
دس دس ! :D
خیلی لوس بازی در اوردم دیگه ! بسه!
خیلی ممنون بابت تبریک تولدم .ممنون که همراهم بودین. :)
دلتون به نشاط.
مرسی که اومدین و خوندین و نوشتین.
ببخشین ! این مث بقیه نظرات نشد که قشنگ به دلتون بچسبه ! همون طور که خودتون تو ماشین فرمودین ، نظرات من بیشتر از داستانام خواننده داره و این خودش مشکل بزرگه !!! جم شین حلش کنیم !!!
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 16:29

نمایش مشخصات الف.اندیشه فرزانه عزیزم
دختر بااخلاق و متین و مهربان
دختر لبخندهای زیبا
تولدت مبارک
امیدوارم هرچند سال که دوست داری زندگی کنی و عاشق باشی...
این گلا رو واسه تولدت اوردم@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
راستی آی شولوق فرزانه چوخ عشقینن یازیسان عاشق اولوب سان هه؟!آی شولوق
یه کم دلم گرفت از حرفای زیر داستانت و یه کمی دلگیرم ولی مهم نیست همش فدای زیبایی وجودت.
منیم ماچیمی ور گدیم.
قوربان اولوم:x :x :* :* :*


@الف.اندیشه توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:21

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
باز هم بانو اندیشه !سلااااااااااااااام خوشگلم ! داری اشک شوق میریزی ؟؟؟ شبیه شوق نیستااااا... :D
فدات خانومی لوطفون وار ! :* :* :*
مرسی عزیزم ممنون زحمت کشیدی دوباره اومدی... :)
مرسی عزیزم خودت که گلی...
هـــــــــــــــــــــــــــی !!!
عاشق باشی همینه حالت
قلبت آروم یک غذابه
حالت هم خوبه م خرابه ، وای !
یک لحظه حس گریه داری
یک لحظه راحته خیالت
عاشق باشی همینه حالت وای!!!
:D
دلت نگیره خوشگلم... بیخیال ... ;)
فدای خانوم...ماچ ؟؟؟چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشم !
دونخته ماچ دونخته موچ
دلت به نشاط.
مرسی که اومدی و خوندی و نوشتی.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


نام: حسین کاظمی فر کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 16:29

نمایش مشخصات حسین کاظمی فر سلام بر خانم فرزانه ی رازی
1- تولت مبارک برای این که قافله ی عمرت به اینجا رسید و امیدوارم همچنان بره به جاهای دور دور در آینده ای روشن .@};- @};-
2- نوشته ت خیلی خوب ، خیلی جذاب و دلچسب بود . دست مریزاد .
3- به نظر من دستت توی این سبک نوشتن بیشتر می چسبه .
موفق باشی @};- @};-


@حسین کاظمی فر توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:23

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
شما سختتون نیس همه رو میگین ؟؟؟؟
سلام جناب کاظمی فر ! احوال شریف ؟؟؟
1.خیلی ممنون واقعا .. لطف کردین .
2.خوشحالم که دوست داشتین !
3.من همه سبکی بهم میاد ! عاره !!! :D
عاقا دلتون به نشاط.
مرسی که اومدین و خوندین و نوشتین.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: همایون طراح کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:00

نمایش مشخصات همایون طراح درود بر فرزانه رازی عزیز

اول از داستان بگم تا بعد برسم به جاهای خوب! البته که اینم خوبه ولی نه خیلی! بذار اینجور بگم :
دقیقن همین چند ثانیه پیش داشتم به این فکر می کردم که از چه زاویه ای به داستانت نگاه کنم ، کجای داستان را بشکافم ، به کدام نقطه قوت و نقطه ضعفت اشاره کنم! درست توی همون چند ثانیه همه ی اینها از ذهنم گذشت و مرورشان کردم و بعد باز هم در همان چند ثانیه به این نتیجه رسیدم که تمام نقاط قوت و ضعف های داستان هایت مشابه هستند و بعد در همان چند ثانیه با خود گفتم این خوب است که فرزانه رازی نقاط قوتش را در داستان هایش حفظ و تقویت می کند. اما چرا سعی بر رفع نقاط ضعفش نمی کند؟! چرا؟ و بعد در آخرین لحظات آن چند ثانیه به این نتیجه رسیدم که پیامی در باب داستانت نگذارم! چرا که حرف جدیدی نداشتم. و شاید دلیلش هم این است که حرف جدیدی نداشتی! و بعد درست در آخرین لحظه آن چند ثانیه به دلیلی که خود هم ندانستم و نمی دانم ، تصمیم به نوشتن کردم و بعد بدون هیچ فکری شروع کردم به نوشتن تا این لحظه!

و حالا این لحظه :

میلادت مبارک خانم رازی عزیز. اگر بخواهم کلیشه ها را سربلند کنم باید بگویم که برایت سلامتی و موفقیت را آرزو می کنم. اما خارج از کلیشه ، باید بگویم که برایت آرزو می کنم از " هنر " نهایت لذت را ببری و زندگی ت بر پایه ی " موسیقی " پیش برود! چرا که به قول نیچه : زندگی بدون موسیقی ممکن نیست! و حقیقتن همین است...

هدیه میلادت هم همان شعری ست که در ترافیک قولش را داده بودم!


@همایون طراح توسط همایون طراح Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:02

نمایش مشخصات همایون طراح رُستنی ها کم نیست، من و تو کم بودیم
خشک و پژمرده و تا رویِ زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست، من و تو کم گفتیم
مثلِ هذیانِ دمِ مرگ، از آغاز چنین در هم و بر هم گفتیم
دیدنی ها کم نیست، من و تو کم دیدیم
بی سبب از پاییز، جایِ میلادِ اقاقی ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست، من و تو کم چیدیم
وقتِ گل دادنِ عشق، رویِ دار قالی
بی سبب حتی پرتابِ گلِ سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست، من و تو کم خواندیم
من و تو ساده ترین شعرِ سرودن را در معبر باد، با دهانی بسته واماندیم
من و تو کم بودیم
من و تو اما در میدان ها، اینک اندازه ی ما می روییم
ما به اندازه ی ما، می بینیم
ما به اندازه ی ما، می چینیم
ما به اندازه ی ما، می روییم
ما به اندازه ی ما، می گوییم
من و تو... کم نه که باید شبِ بی رحم و گلِ مریم و بیداریِ شبنم باشیم
من و تو... خم نه و در هم نه و کم هم نه که می باید... با هم باشیم
من و تو حق داریم، در شبِ این ********، نبضِ آدم باشیم
من و تو حق داریم، که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم
من و تو حق داریم، که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم
گفتنی ها کم نیست...

" نجواها از شهیار قنبری "

سبز باشی...


@همایون طراح توسط همایون طراح Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:10

نمایش مشخصات همایون طراح ستاره ها را لطفن ج ن ب ش بخوانید! شانس آورده ایم با این وضع " سبز " ستاره دار نمی شود وگرنه تمام پیام های من ستاره دار می شدند!!!:D


@همایون طراح توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:35

نمایش مشخصات فرزانه رازي :D
مهندس شما کلا وختی میای ستاره نمیخوری باید خدا رو شکر کنیم ! یه جـنـبـش که این حرفا رو نداره !!!
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@همایون طراح توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:33

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درود بر شهیار و همایون.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@همایون طراح توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:33

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
واقعا سختتون نیس ؟؟؟ :D
درود بر همایون عزیز. خوبی ؟؟؟
عاپ نمیکنی ؟؟؟ =)) ;)
ینی عاش این صحبت کردناتم مهندس ! خیلی رو پوش دار میزنی منفجر میکنی عادم رو ! بعد ادم میمونه که چی بگه ؟!
بعد ترجیح میده که هیچی نگه !
حرف جدیدی نبود درست ! اما آرزو که بود !
بیخیال...
دمت گرم که اومدی !
ببینم هنوز هم اون مایع ظرف شویی پریل و سیم ظرفشویی رو داری ؟؟؟ :D خیرشو ببینی !
هنو خوبه ... دوست دارم... خوشمزه س !
باور کن نیچه اگه تو عمرش یه حرف درس حسابی زده باشه همینه ! ;)
نیچه رو دوسش ندارم ! کلا ولش کن ! ;)
إإإإ ؟؟ خلاصه شعری که تو ترافیک قولشو داده بودی سر و کله ش پیدا شد ؟؟؟ مرد حسابی دوتا یکی کردی ؟؟؟ باشه ! :) بهم میرسیم !

دلت به نشاط.
مرسی که اومدی و خوندی و نوشتی همایون.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 17:01

سلام ببخش دیر شد می خواستم زودتر این متن رو واسه تبریک تولدت تقدیم کنم اما امروز سی یک تیره و ماه، ماهه مالیات و عده ای همیشه هستند که کارهاشونو میذارند دقیقه نود و استرس هم هیچ ندارند چون ما به اندازه کافی براشون حرص می خوریم! توهم که باید بهت بگم دختر مالیاتی چون دقیقا هم آخرین روز تیر بدنیا اومدی. ( بین خودمون بمونه منم دختر تجدیدی ها هستم آخه شهریورم ) خب بگذریم


بیا یکم افسانه ای شویم مانند داستانت
سری به صورت فلکی تیرماهی ات بزنیم و یکی از افسانه های باستانی اش را مرور کنیم
تیرماه را با صورت فلکی خرچنگ می شناسیم چون خورشید در همین حوالی این روزها پرسه می زند و خب قدم قدم برداشتنش تا به امروز که مثلا تیر بوده است ...مثلا!
از بحث نجومیش و در کجای آسمان مستقر است و از این حرفها بگذریم به افسانه های جالب و حیرت‌انگیزش برسیم هرچند که واقعی نیستند اما تصورمان را بد قلقلک می دهد.
یکی از افسانه ها که حس می کنم به داستانت نیز نزدیک باشد این است.
در آن زمان های قدیم بعضی از اقوام باستانی چون صورت فلکی خرچنگ را مانند لکه کم رنگ در آسمان می دیدند و دلیلش هم بخاطر نور کم ستارهای گرد آوردنش بوده آن را یک دروازه تصور می کردند که معتقد بودن روح آدمیان از آن دروازه از آسمان به زمین آمده
حالا فرزانه عزیزم دختر آب ها و آرامش، سفرت به زمین را تبریک می گویم و امیدوارم عمری طولانی و همراه با موفقیت و شادی داشته باشی و روزی ببینم که نویسنده بزرگی شدی
البته نه فقط از نظر یک نویسنده مشهور شدن بلکه از نظر یک نویسنده که حرف حساب و پخته می زند و دردی از دردهای جامعه را حل
نه اینکه دردی بر دردهای دیگر انباشته کند.
تولدت مبارک

@};- :x


@مریم مقدسی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 11:34

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
سلام مریم/متین عزیزم. خوبی گل دختر ؟؟؟
وای وای مرسی ! چقد متن های این مدلی میاد امسال واسه من !!! :D دستت درد نکنه.
بعله دیگه ! اصن دقت کنی من با پول گره خوردم ! مریم/متین مگه تو کار مالیات و اینایی که میگی حرصشون رو میخوری ؟؟؟ :-/
میدونم شهویوری هستی ! اگه اشتباه نکنم 18 شهریور !;)
الان من کف بر اون دروازه هه هستم ! :D تصور کن ! چه باحال بوده ! دمت گرم... ما خعلی دوست داشتیم و صفا فرمودیم ! :D
مریم/متین عزیزم , ممنون که اومدی و تو شادی من باهام شریک شدی خانومی.
دوستت دارم. دلت به نشاط.
:* :* :*
:x :x :x
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: محمود لچی نانی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:02

نمایش مشخصات محمود لچی نانی سلام بر شما فرزانه رازی
قبلن هم گفتم، گرچه نیازی به گفتنم نیست، کامنت هایی که میزارم نیمی بخاطر داستان، و نیم دیگر به خاطر داستان نویسه، راستش و بخای واسه من داستان نویس، و کاراکتر خودش بیش تر از داستان و کاراکترش ارزش داره، آره با داستانت زیاد نتونستم رفیق شم ،...اما داستان هاتو میخونم چون، کاراکتر خودت و دوست دارم، حالا هرچی میخای بنویس .. .
ناگفته نمونه، خیلی از هم سایتی ها هم هستند که تا حالا کامنتی زیر داستانشون نداشتم، خوب، آره دیگه،.... گفتم که...


@محمود لچی نانی توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:03

نمایش مشخصات محمود لچی نانی راستی یادم رفت بگم که، آره دوست دارم امروز با آرش پرتو هم تیمی باشم، همینجوری . .


@محمود لچی نانی توسط شیدا محجوب Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:18

ای بابا شما هم!:D
من که داستان آخرتون رو لایک کرده بودم:D
حالا که همینجوری تیم انتخاب میکنید ما یار کم داریم ها خواستین قبولتون میکنیم! از آرش پرتو هم با مبلغ بیشتری قرار داد امضا میکنم.;)
ببخشید
همینجوری
بی مقدمه
آره!


@شیدا محجوب توسط مریم مقدسی Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:03

شیدا مبلغ بالا بگو یار زیاد میشه. =))


@مریم مقدسی توسط شیدا محجوب Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:10

اره تو مایه های حقوق بر و بچه های رئال!


@شیدا محجوب توسط شیدا محجوب Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:11

مادریدش جا موند!


@شیدا محجوب توسط مریم مقدسی Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 20:22

نه شیدا زیاد بالا نیست دستمزد بالاتر ببر. کم کاری نیست که ، هم تیمیه هم تیمی!


@شیدا محجوب توسط محمود لچی نانی Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:43

نمایش مشخصات محمود لچی نانی شیدا محجوب ، راس میگی جون تو ؟
ای بابا ،تیم چیه؟ یار کشی چیه؟ چه تیمی؟ چه یاری؟ بابا اینجا همه با هم هم تیمی هستیم!!!
اصلا سلام،... چه هوای خوبی،.... چه دل انگیز،.... می گم ساعت چنده؟ ؟؟


@محمود لچی نانی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 11:51

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درود بر جناب لچی نانی . خوبین عاقا ؟؟؟
من شما رو یه بار تو بهار دیدم یه بار تو برداشت آزاد و یه بارم اینجا ! البته یه جا دیگه هم دیده بودمتون منتها من کلا اسم داستانام یادم نمیمونه !!! :D
خیلی ممنون که منت گذاشتین وو کامنت نوشتین واسم ! والا...
اشکالی هم نداره ! حالا با این رفیق نشدین با بقیه ایشالا رفیق میشین... کی به کیه ؟؟؟
خیلی ممنون که اگه حداقل با داستان و کاراکتر هاش صفا نکردین با شخصیت خودم رفیقین ! :)
ممنون که تشریف آوردین و خوندین و نوشتین ... :)
دلتون به نشاط.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: حسین روحانی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 18:16

نمایش مشخصات حسین روحانی سلام خانوم رازی@};-
این روزها حس میکنم بدجور در سراشیبی افتاده ام.عمرم دارد سریعتر میگذرد.خیلی سریع.نمیدونم چرا انقدر سریع.اولا دو روزی یک روز میگذشت و این روزها حس میکنم ده روزی یک روز.نمونش همون داستان آخریم بود.دیدید که بدجور دلم از رفتن عمر پر است .شاید همین دیروز بود که منم هم سن شما بودم و خوشحال از گفتن کلمه تولدت مبارک.این روزها از این کلمه متنفرم و زیبا نمیتونم بگمش.پس بذار یه چیزای دیگه بگم.دلم میخواد به آرزوهات برسی.همیشه شاد و سرزنده باشی.تند تند داستان بنویسی.کارت هرچی که هست موفق باشی.خوش و خرم و سر زنده و همیشه لبخند داشته باشی.امیدوارم سایه پدر و مادرت رو کنارت همیشه حس کنی.
@};-
در مورد داستانت.دلم میخواست ده صفحه دیگه هم بود.این روزها دلم برای توصیفات زیبا تنگ شده بود.دلم میخاست توصیفات بخونم.راستی خیلی زیبا بود توصیفاتت و بیان احساسات واقعا سخته.خوب انجامش دادی.کامنت رو اومدم بذارم یهو یه کامنت دیگه اومد.خلاصه میخوام بهش بگم دل به دل راه داره
موفق و سرحال و سبز و نویسا بمانی@};-


@حسین روحانی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 13:01

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درود بر شما جناب روحانی عزیز . خوبین عایا ؟؟؟
نه خو یه کوچولو خندون تر نگا کنین به زندگی ... چرا حیف تفلدت مبارک نی ؟؟؟ :D
جای اینکه سر عمر غر بزنین که چرا داری میری لپشو ماچ کنین دور هم با هم حال کنین ! والا...
واقعا ممنونم از آرزوهاتون... چسبید ! ;) در مورد کارم بگم که من فعلا تو دسته ی " سایر " هستم !!! :D =))
در مورد داستانم هم خیلی خیلی تشکر میکنم. واقعا لطف کردین... :D
ممنون و متشکررررر از لطفتون.
مرسی که اومدین و خوندین و نوشتین ... :)
دلتون به نشاط.
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 19:37

نمایش مشخصات فرزانه رازي برمیگردم ! أ ...
دونخته سنجد
(ببخشین ! نشد که بقیه رو هم ببندم ! ممنون که همراهم هستین . دلتون به نشاط )
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: فرزانه بارانی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 20:27

نمایش مشخصات فرزانه بارانی نه!!!!!!!!یعنی!!!31 تیر ماه تولد آبجی فرزانه پریم ماست!!!!!! ما اگر این مهم را می دانستیم اینقد امروز با حرص به تاریخ 31 خیره نمی ماندیم و هی دندان قروچه نمی رفتیم که چقدر ما بدشانسیم که این ماه باید 31 روز باشد!!!خب تقصیر تو که نیست که ما مرداد ماه را مرخصی گرفتیم که تا لنگ ظهر بخوابیم و بی صبرانه منتظر افتاب یک مردادماه هستیم.
و باز هم اصلا تقصیر تو نیست که ما امروز نه برق داشتیم نه اینترنت و نه تلفن و نمی دانستیم با این شرایط باید چه گلی سر خودمان و ارباب رجوع ها بگیریم!!و هی زیر لب می گفتیم عجب روز......
ولی الان خیلی نظرم عوض شده!به جان سایه بانو اگر میدانستم امروز تولدت است. پشت چراغ قرمز چند تا بوق به افتخارت می زدم.و چای داغ و تلخ و جوشیده را با کیک خوشمزه تولدت میخوردم.
یه دونه از اون بادکنک بنفش هایت را برای من کنار بذار.میخوام بتروکونمش!! خب بادکنک برای ترکاندن است دیگر!!
جقدر حرف بی ربط زدم!
خلاصه مطلب
تولدت مبارک
و اما داستانت!!مگه میشه تو از عشق بنویسی و ما خوشمان نیاید!!!؟ بگذار درگوشی بگویم!!از داستان نوشتن لذت ببر و بعد دنبال بقیه اصول باش.ما هم از ان بشکن بشکن داستان خوشمان امد.راستی جملاتت قدرت جادو کردن دارند،می دانستی!؟
خودت شکلک های مناسب را جلوی هر جمله قرار بده(چشمک)و در آخر 20 شاخه گل رز آبی!



@فرزانه بارانی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 13:48

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درود بانو جان . خوبین عایا ؟؟؟
بله با اجازه تون ... :D
اظهار نامه رو پر نکردین بانو ؟؟؟ پر نکنین سر 5 سال صداش در میاد پوستتون کنده میشه ها ! :D خدای نکرده البته...
بانو ؟؟ حالا که اینطور شد هر وخ رفتین بیرون دونخته بوق بوق بفرمایید که حال نماییم ! :D
اتفاقا بادکنک بنفش رو با بادکنک زرد پیچیده بودیم و به هم و گذاشته بودیم روی سرمان ! مثلا امروز ینی دیروز روز تاج گذاری ملکه بنفش بودها !!!
تاج بنفشمان تقدیم شما تا بزنید و منفجرش نمایید !!! =))
چقد حرفاتون به دلم میشینه بانو... :x
تشکر میکنم از تبریکتون.ممنون که توی شادیم شریک شدین بانو... ممنون.
بله میشه ! میشه که من از عشق بنویسم و کسی خوشش نیاد ... من خودم اینو درک کردم !!! :D
میدونین بانو ؟؟؟ کلا اصول رو بیخیال ... مینویسم جون دوست دارم و لذت میبرم و اروم میشم... مینویسم چون باید بنویسم. :D
واقعا بانو ؟؟؟ دونخته جادو کنک هستش ؟؟؟ بابا ایول ! :D
چشم بانو . اطاعت امر
اینا گلهاش قرمزه ولی ما آبی پنداری میکنیم :
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
بانو جان ممنون که اومدین و خوندین و نوشتین
دلتون به نشاط
دوستتون دارم.
:* :* :*
:x :x :x
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 15:01

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
تقدیم :

بچه ام عاشق ِ چشم ِ شکلاتی شده ام
پا زمیـــن کوب ِ لب ِ آب نباتی شده ام

بس کــه ایـن عشق درآورده بــه زانـــو من را
چند وقتی ست که دلبسته ی ِ تاتی شده ام

خنده های ِ تو بـــه من سرکشی آموخته است
بی جهت نیست که شورشگر و خاطی شده ام

زیر ِ بازارچه چون قیصر ِ چاقــو در دست
خسته از اینهمه دلتنگی ِ لاتی شده ام

حالی ام نیست فقط دست ِ تو را میخاهم
گم در این شهر ِ شلوغ ِ قر و قاطی شده ام

فکــر ِ من نیستی و من به تو می اندیشم
دلخوش ِ حس ِ قشنگ ِ تله پاتی شده ام!

جای ِ دوری نرود یا بــه کسی برنخورد
دختر ِ خان! تو ببخشم که دهاتی شده ام

قرعه ی ِ من به تـو هرگز نرسیدن افتاد
من که قربانی ِ بغض ِ طبقاتی شده ام


" شهــــــــــــــــــراد "
:x :x :x
:* :* :*
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: محمد حشمتی فر کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 21:15

نمایش مشخصات محمد حشمتی فر درود بر بانو رازی
اول از همه تولدتون مبارک@};- @};- @};-
اما این دیگه چه اصطلاحات و توصیفات زیبایی بود که به کار برده بودید؟ هر چن اهل داستان عشقی نیستم اما همین طور صحنه ها تو ذهنم مجسم می شد.:D
:) @};- @};- @};- @};-


@محمد حشمتی فر توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 15:04

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
جناب حشمتی فر عزیز ، درود بر شما . خوبین عاقا ؟؟؟
اول از همه خیلی تشکر میکنم . لطف کردین واقعا ... :D
جمله تون رو که خوندم اول شوک شدم بعد کلی خندیدم. دمتون گرم... :D =))
خوشحالم با اینکه حس و حال این تیپ داستانا رو دوس ندارین اما خب داستان رو حس کردین ...
ممنونم... :)
ممنون که اومدین و خوندین و نوشتین .
دلتون به نشاط
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 22:22

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

تولدتان مبارک

برای شما روزهای زیبا وشاد -
پر از موفقیت آرزو دارم

داستانی زیبا از عشق نگاشتید

کلمه به کلمه این داستان راما عشاق نوشیدیم ونیوشیدیم



ولذت بردیم. دست مریزاد.مدیریت عشقتان برقرار ودلتان سر فراز

@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 15:10

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
دروووووووووووووووود بر جناب عاقای دکتر فرازمند عزیز. خوبین عاقا ؟؟؟؟
عاقا کف بریم ! :D
سپاس از شما ... :">
ممنون از ارزوهای اوف اوفتون... :D
به به...به به ! ایشالا که همیشه عاشق باشین عاقا ... حیفش نی ؟؟؟
نمیدونم چرا اینا انقد از عشق و عاشقی در میرن ! تیریپ ورداشتن فقط ! من که باورشون نمیکنم ! ;) :D
خوشحالم که دوست داشتین عاقا ...
سپاس از شما .
عشقتون بر فراز ، جناب فرازمند
ارادتمندیم عاقا... ارادت مدیریتی ! ;)
ممنون که اومدین و خوندین و نوشتین .
دلتون به نشاط
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: فاطمه مددی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 22:57

نمایش مشخصات فاطمه مددی میگم اون وسط مسطاچه خبربود؟؟جنگ جهانی 3هم شروع شد؟:D مثلامااومده بودیم جشن تولداااا:D
راستی فرزانه، میگم هرکدوم ازکامنتات خودش یه داستانه ها:) :D


@فاطمه مددی توسط فاطمه مددی Members  ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 22:59

نمایش مشخصات فاطمه مددی چقددونخته دی گذاشتم!:D


@فاطمه مددی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 15:15

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
دعوا نمک زندگیه ! اینی هم که میگن دعوا زن و شوعری نمکه دروغه ! خو اون دل نمکه ، اما دعواهای این مدلی نمک تصفیه شده ید دار هستش ! :D
اصن هر جشنی که باشه همیشه باید یه دعوایی باشه که بشه نگاش کرد و تخمه شکست ! :D
هر کودوم یه داستانه ؟؟؟ ینی چطوری ؟؟؟ :D
دمت گرم که انقد دونخته دی زدی !
به افتخار همه دونخته دی هااااااااااااااااا کف مرتب !







نام: مانی. ا.   ارسال در چهار شنبه 31 تير 1394 - 01:51

دوستان، یک‌بار دیگر نقد و تحلیل خود را برای این قطعه مرقوم بفرمایید. فقط این بار با این فرض که نویسنده ‏جناب آقای «بیوک گلچمنی اصل» هستند!‏


@مانی. ا. توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 15:19

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
جناب مانی الف . بار اولیه که زیارتتون میکنم . البته اینجا ...
البته درود بر شما. خوش اومدین...
به گمونم تشریف اوردین که داستان ها رو کلا کن فیکون بفرمایید ! :D چن جا دیدمتون امروز !
به هر شکل ، سپاسگذارم از وقتی که صرف فرمودین و پیشنهادی که دادین . ;)
ممنون که اومدین و خوندین و نوشتین .
دلتون به نشاط
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط مانی. ا.   ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 16:07

من هم ممنونم. فقط دوستان لطفاً با «ز» از همدیگر «سپاسگزاری» فرمایید.


@مانی. ا. توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 16:16

نمایش مشخصات فرزانه رازي ببخشین من کاری با بقیه ندارم ، ولی کلا نمیدونم این دال ذ کجا استفاده میشه ، این ر ز کجا نوشته میشه ! :D اینه که با هر کودوم که دم دس تر بود مینویسم !
همین دیگه !
بعد اینکه دفه ی بعد خواستین اسم بذارین یه اسم شیک تر بذارین ! بیوک گلچمنی اصل دیگه چیه عاقا ؟؟؟[-(
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: م.فرياد کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 08:58

نمایش مشخصات م.فرياد سلام دخترم@};-
اول: تولدت مبارك@};- انشاءالله روح و جسمت همواره سرشار از شادي و نشاط و سلامتي باشه@};- ببخشيد يه كم دير شد:( به قول تهروونيا توي ترافيك گير كرده بودم;) ولي در واقع توي بيابون:-/
داستانت لطيف و با احساس بود@};- @};- @};- به قول سهراب: هركجا برگي هست، شور من مي شكفد@};-
برگهاي لطيف احساست چنان دست در دست نسيم واژه هات مي رقصه كه روح آدم رو به رقص مياره، و البته روح حوا هم همينطور;)
يه شعر به اسم(تولد) دارم كه يه جاهائيشو تغيير ميدم كه به حال و هوات بخوره;)
...خداوندا تو يادت هست؟
كه در يك روز تابستان
فرستادي مرا كنج خراباتت-به خاكستان-
نمي دانم براي گفتن چيزي،
و يا انجام يك كاري،
و يا شايد
براي بردن باري...
تنم رنجور بود و ديده ام گريان
تو دست مهربانت را
نهادي بر دل و گفتي:
مخور غصه!
برايت مي فرستم همدمي، ياري...همدستي
و من آرام گشتم
با تو خنديدم
و دل بر وعده ات بستم...
خدايا! بيست سالم شد
نديدم هيچ همدستي
ببخش! اما
هنوز آيا سر قول خودت هستي؟!...(م.فرياد)
@};- سرزمين وجودت سبز! باغ آرزوهات پر ميوه@};-


@م.فرياد توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 15:27

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
سلاااااااااااااااااااااااااام بابابزرگم . خوبی عایا ؟؟؟
اول تشکر میکنم بابت تبریک تولدم . :x
بعد تشکر میکنم از بابت عارزوها ! :D
بعد اینکه خواهش میکنم بابا این چه حرفیه ؟؟؟ شما که قبلا تفلدت مبارک خونده بودی واس ما ! :D
بعد اینکه کلا هرررر جا هستی چه تو ترافیک چه تو بیابون کلا سلامت باشی ...
بعد اینکه خوشحالم که داستانمو دوست داشتی ! :)
بعد اینکه من دختر حوام و عاشق عادم !اینجا ممکنه یخده مشکل پیش بیاد اما شما بدون مشکل فکر کنین ! ای بابا... :D
وااااااااااااااااااااااااای به به شعر ! من عاشق شعراتم بابابزرگی !
دمت گرم عجب شعری بود ! :D
=)) بابابزرگ جرات داره سر قولش نباشه ! کاعناتشو میریزم بهم !
مرسی بابابزرگ . دمت گرم . روحم شاد شد شااااااااااااااد...
ممنون که اومدی و خوندی و نوشتی .
دلت به نشاط
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: آرش شهنواز کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 12:43

نمایش مشخصات آرش شهنواز سلام.قشنگ بود@};- @};-


@آرش شهنواز توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 15:28

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درود بر شما . خوبین عاقای شهنواز عزیز ؟؟؟
واقعا ؟؟؟؟ :D
ممنون که اومدین و خوندین و نوشتین .
دلتون به نشاط
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: آرمیتا مولوی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 14:50

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی سلام فرزانه عزیزم
آخر از همه اومدم که دیرتر از همه برم و کیک تولدتو تا ته بخورم :D
خب قشنگی تولد به کیک دیگه;)
تولدت مبـــــــــــــــــــــــــــارک
تولدت مبـــــــــــــــــــــــــــارک@};- @};- @};- @};-
با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک

با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک

یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و کوچک

فقط می خواد بهت بگه تولدت مبارک

فرزانه جون داستانت هم عالی بود پر از توصیفات زیبا و شاعرانه
لذت بردم .....شاد و سربلند باشی

@};- @};- @};- @};- @};-


@آرمیتا مولوی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 15:33

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
سلاااااااااااااااااااام دختر خوشگلم ! خوبی ؟؟؟
نوش جان خانومم ... نوش جان . :D
مرسی عزیزم . ممنون بابت تبریک تولدم . :x :*
خوشحالم که داستانمو دوست داشتی عزیزم.
ممنون که اومدی و خوندی و نوشتی .
دلت به نشاط
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


نام: عاطفه حجابی دخت ایمن کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 15:46

نمایش مشخصات عاطفه حجابی دخت ایمن آخیییییییی:) چقد خوب بود داستان....من دوست داشتم خوشم میاد حال و هوای مامانیتو به رشته تحریر در میاری:D
و بعد اینکه...سلاممممممم:D
جون مامانی نتم قطع بود و به هیچ عنوان نتونستم بیام دیروز
خیلی دلم پیشت بود...می خواستم مامانیت اولین کسی باشه که تبریک می گه....ولی خب....
الانم کلی بادکنک بنفش آورده بودم که باهم تولد بگیریم ولی خب رگ اعصابم گرفت دونه دونه ترکوندمشون( انقققد دوست دارم این عمل لذت بخش رو )
تولدت مبارک عزیزدلم..خوشگلم...مهربونم...گل دخترم...فرزانم خیلی دوست دارم..ایشالا هر آرزویی داری خدای مهربونمون برات برآورده کنه و همیشه لبت خندون باشه و قلبت خالی از هرچی غصه س باشه:x :x :x
به حرف هیشکی هم گوش نده.پرچمت همیشه بالاست;) چه تو داستانات چه درون شخصیت مهربونت:x
یکم زیادی مادر و دختری شد:D
من دیگه این موردو ننوشتم که تولدت با تاخیر مبارک چون واقعا دلم می خواست اولین نفر تبریک بگم بهت تو هم این کامنت مامانی تو برا دیروز حساب کن البته لطفا...
بزار بوس کنم فرزانمو:* :* :* :* :* :* :* :*
عاشششقتم عزیزم:x


@عاطفه حجابی دخت ایمن توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 16:24

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
سلااااااااااااااااااام مامان جونم . خوبی عایا ؟؟؟
مامان نمیدونم خودمم چرا جدیدا اینطوری شدم ! :D :( هی یه چی میگه بنویس... بعد اینطوری میشه !
عیبی نداره مامان جون . کی به کیه ؟؟؟ ایشالا سال بعد !
;)
دم مامانیم گرم ! همین که یادت بود به خدا خیلیه !
مرسی مامان جونم. :* :* :*
مامان من صدای بادکنک رو مخمه هااااااااااااا...اگه چیزی از یاقوتهای بنقش مونده نگهدار بعدا بترکـون ! :D
فدات مامانی . ممنون واقعا .منم خیلی دوستت دارم عزیزم. :D
مامان من کلا بچه ی حرف گوش نکنی هستم ! ;)
ایشگالی نداره مامان جون . همین که یادت بود خیلی ارزش داشت و مرسی که اومدی گولوم... :* :* :*
بوس بده !
:* :* :*
عاشقتم مامان جونم.
دوستت دارم.
مرسی که شریک شادیم بودی.
دمت قیژ
ممنون که اومدی و خوندی و نوشتی
دلت به نشاط
:x :x :x
:* :* :*
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: فرزانه رازي کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 16:28

نمایش مشخصات فرزانه رازي دونخته هوایی

دوستان نوش جون همگی !
دیگه کاریه که از دستم بر میاد ! :D
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط مریم مقدسی Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 19:09

خیلی میسی. وقتی تولد مجازی باشه کیکشم میشه عکس با تصور باید لذت برد فدات :x


@مریم مقدسی توسط آرمیتا مولوی Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 20:14

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی گل گفتی متین جان
کیک مجازی
چقدر هم خوشمزه است
:x :x :x


@آرمیتا مولوی توسط مریم مقدسی Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 20:31

فدات :x
آدرس خونشم نداریم که سرش خراب شیم =))


@مریم مقدسی توسط آرمیتا مولوی Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 21:02

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی دیر شده ....

انگار همین یه تیکه مونده :D

منم کیک می خوام :-s :-s


@آرمیتا مولوی توسط مریم مقدسی Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 21:53

وقتی این خانم فرزانه خانم تو ماه مالیات به دنیا میاد پ حتما پوله هزارتا کیکو که دیگه داره یه کیکم به ما بده مگه چیه ? =))


@مریم مقدسی توسط آرمیتا مولوی Members  ارسال در جمعه 2 مرداد 1394 - 08:19

نمایش مشخصات آرمیتا مولوی =)) =)) =)) =)) =))


@فرزانه رازي توسط عاطفه حجابی دخت ایمن Members  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 20:26

نمایش مشخصات عاطفه حجابی دخت ایمن آخ جون کیک....منم می خوام:D


@فرزانه رازي توسط فرزانه رازي Members  ارسال در شنبه 3 مرداد 1394 - 17:58

نمایش مشخصات فرزانه رازي د نه دددددددد... ببین هر کودوم شما که پروفایل منو وا کردین با یه تیکه کیک و به رو شدین که فقط مال خودتون بود ! :D
انگار من یه تیکه کیکو به چن نفر دادم ! :D
دونخته کلاه برداری !!!
خخخخخخخخخخخخ
رفقا دم همه تون گرم.
:x :x :x
:* :* :*
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: هستی مهربان کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 17:29

نمایش مشخصات هستی مهربان @};- @};- @};- عالی وشاعرانه


@هستی مهربان توسط فرزانه رازي Members  ارسال در شنبه 3 مرداد 1394 - 17:59

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درود بر هستی عزیزم.خوبی ؟
دوستت دارم.
ممنون که اومدی و خوندی و نوشتی
دلت به نشاط و موفق باشی
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


نام: ف. سکوت کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 1 مرداد 1394 - 03:34

نمایش مشخصات ف. سکوت سلام فرزانه جان،
تولدتان مبارک! ★☆★♡♥♡
شرمنده بابت تاخیر.
با آرزوی بهترین ها برای شما. @};- @};- @};-


@ف. سکوت توسط فرزانه رازي Members  ارسال در شنبه 3 مرداد 1394 - 18:00

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درود بر بانو سکوت عزیز . ایشالا که حالتون خوب خوب خوب باشه !
سپاسگزارم از شما بانو . ایشالا تو شادیاتون ... والا ! :D
اختیار دارین خانوم ... :)
ممنون که اومدین و خوندین و نوشتین
دلتون به نشاط
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


نام: ویدا   ارسال در جمعه 2 مرداد 1394 - 23:42

سلام
بسیار جالب
به امید آثار بهتر


@ویدا توسط فرزانه رازي Members  ارسال در شنبه 3 مرداد 1394 - 18:01

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درود بر شما بانو . انشالا...
ممنون که اومدین و خوندین و نوشتین
دلتون به نشاط
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


نام: عباس پیرمرادی کاربر عضو  ارسال در شنبه 3 مرداد 1394 - 19:05

نمایش مشخصات عباس پیرمرادی

درود@};-


داستان رو خونده بودم.


تولدت مبارک فرزانه خانم@};-



@عباس پیرمرادی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در یکشنبه 4 مرداد 1394 - 15:07

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درود بر شما جناب پیر مرادی . خوبین که ؟!
عاقا این مدلی قبول نیستااااااااااا... داستان نوشتن واسه داستانک رو تعطیل کردی کلی جیغ جیغ کردیم ترتیب اثر ندادی ... اما اینکه هوایی بخوای از سر داستان رد بشی این دیگه تو کت من نمیره !x-(
سپاس از تبریکات و اینااااا... اما این رسمش نیس عباس عاقا ... این رسمش نیس ! [-(
ممنون که اومدی و خوندی و نوشتی
دلت به نشاط
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: خودم ...!!!   ارسال در یکشنبه 4 مرداد 1394 - 16:22

گاهی آنقدر دیر میرسم که هم خودم و هم خودت کف بر میشویم ! :D
خودت که خوب میدانی این روزها چقد شرمان شلوغ شده و چقدر خوشحالیم که انقدر شلوغ شده ایم .
راستش را بخواهی ، این روزها که توی ایینه نگاهت میکنم ، احساس میکنم واقعا بزرگتر شده ای ! این موضوع را اول امرداد نود و چهار که رو به روی آیینه ایستاده بودی ، آرام توی گوشت زمزمه کردم !
حالا که چهره ات حس و حال بانو ها را گرفته ، بیا و خوبی در حق هر دویمان کن و بزرگ تر بیندیش ! میدانم که قیافه حرفم به شعار میزند ، اما تو بیا و شعارم را عملی کن ! یادت باشد ، 20 ساله شدی ! میدانم هیچوقت 20 نگرفتی ، میدانم ! اما باور کن که اگر بخواهی میتوانی 20 زندگی کنی !
یادت باشد 20 سالگی ات چقدر خاص بود ! یادت باشد که نفهمیدی چه شد و چگونه گذشت که فندق بابا یک باره گردو شد ! نمیگویم زیاد از حد فکرش را بکن ! نه ... لذت ببر از لحظه به لحظه زندگانیت ! اما یادت باشد که گاهی ، آنچه که باید یادت باشد ، از یادت میرود !!!
من هم مثل تو " یادت باشد " ها را دوست ندارم . میدانم که خودت توی خاطرت هزااااااااااااااار چیز را کنار هم ردیف کرده ای که هرگز گم نمیشوند !
راستی ! تو هرگز پیر نمیشوی ، تو بزرگ میشوی !
عاشق باش فرزانه !
تولدمان مبارک !

جهان اردی جهنم بود پیش از آمدن هایت
نمی گنجید در باور شود روزی تو پیدایت

خدا یک شب گل مینا به دست مهر داد و بعد
چکید از آسمان باران به گلبرگ نفس هایت

نسیم از کوچه باغ سبز نامت آمد و رد شد
شمیم گریه ای پیچید در آغوش دنیایت

کشید آن گونه نازت را به روی بوم نقاشی
که حیران ماند حتا خود از آن تصویر زیبایت

پری بانوی من! ای مهردخت روح انگیزم !
مرا بگذار تا دلخوش بمانم غرق رویایت

کسی فکرش نمی کرد این همه دیوانه ات باشم
که بعد از قرنها دوری کنم در شعر پیدایت

ستاره در ستاره شمع روشن کرده ام امشب
بیا و فوت کن ای ماه من در جشن فردایت

هر آن شعری که می گویم برای توست بانویم!
تمـــــــــــــام واژه ها ارزانی خاک کف پایت

" شهــــراد "
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:x :x :x
:* :* :*


@خودم ...!!! توسط فرزانه رازي Members  ارسال در یکشنبه 4 مرداد 1394 - 17:26

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
میدانم که حس و حال تو هم درست مثل حس و حال من است ! به هر شکل من توام و تو منی ! و خودت میدانی که من بی تو ، تومنی نمی ارزد !
این روزها چقد شبیه آن دو بیت علی بحرینی هستیم !
من نمیدونم چرا حس میکنم
این روزا احوال من بهتر شده
فرق گرده خنده هام و گریه هام
عکس من تو آیینه واضح تر شده !
نمیدانم آمدنمان را چگونه تبریک بگویم ! به خودم... به تو ! نه آهنگی به ناممان است ، نه غزلی به یادمان سروده شده و نه کسی دلدار و هوا خواهمان است ! میدانی ؟! بیا ساده باشیم !
تولدت مبارک .
میگویم ، حالا که در خم 20 هستیم ، بیا و با من همراه تر از قبل باش !

دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادن
به از آن است که در دام نگاه افتادن

سیب شیرین لبت باشد و آدم نخورد؟
تو بهشتی و چه بیم از به گناه افتادن

لاک پشتانه به دنبال تو می آیم و آه
چه امیدی که پی باد به راه افتادن؟

آخر قصه ی هر بچه پلنگی این است:
پنجه بر خالی و در حسرت ماه... افتادن

با دلی پاک، دلی مثل پر قو سخت است
سر و کارت به خط و چشم سیاه افتادن

من همان مهره ی سرباز سفیدم که ازل
قسمتم کرده به سر در پی شاه افتادن

عشق ابریست که یک سایه ی آبی دارد
سایه اش کاش به دل گاه به گاه افتادن

" حامد عسگری "
:x :x :x
:* :* :*
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: عطیه امیری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 4 مرداد 1394 - 02:06

نمایش مشخصات عطیه امیری فرزانه ی نازنین... :)
انقدر از داستان زیبات حس خوبی گرفتم که بعد از مدت ها دلم نیومد نظری ندم و بیخیال از صفحه ی داستان بیرون برم... عالی بود... زیبا قلم زدی...
تولدت هم با هزاران آرزوی خوب و شادی تبریک... زمینی شدنت مبارک بانو...البته با تاخیر خیلی زیاد..... پوزش!
امیدوارم تو تمام مراحل زندگیت خوش بدرخشی.@};- @};-


@عطیه امیری توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 7 مرداد 1394 - 22:12

نمایش مشخصات فرزانه رازي :) عطیه نازنیم سلام. خوبی خانومی ؟؟؟
چرا خیلی وخته نیستی و نمینویسی از "یادداشت های یک زن" ؟؟؟
خوشحالم که دوست داشتی خانومی ...:*
بابت تبریک تولدم هم خیلی خیلی ازت تشکر میکنم عزیزدلم .
خوشحال شدم که زیر داستانم درخشیدی...
ممنون که اومدی و خوندی و نوشتی ...
دمت گرم.
دلت به نشاط


@فرزانه رازي توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 7 مرداد 1394 - 22:13

نمایش مشخصات فرزانه رازي اضافه میکنم :
:x :x :x
:* :* :*
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
:D


نام: ک جعفری کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 7 مرداد 1394 - 23:02

نمایش مشخصات ک جعفری آری!!
آدمها عاشق می شوند!
با مضحک ترین و بی منطق ترین دلایل ، عاشق می شوند!
.
.
.
.
راستی فرزانه، عشق یعنی چه؟؟
عشق را با کدام ش می نویسند ؟؟ !!!


درود بر فرزانه بانو،
یکی یک دانه قلب وروحم!
خوبی؟؟
از پارک معلم شهرتان چه خبر؟;) :D

واینکه:

دوستت میداریم ، همچنان وتا همیشه...

@};- @};- @};-
@};- @};-
@};-


@ ک جعفری توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 8 مرداد 1394 - 15:13

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
دونخته بال باااااااااااااااااال
درود بانو جان ! خوبین ؟؟؟
شما هم ته دیگ خور تشریف داشتین و ما نمیدونستیم ؟؟؟
راستی ! شما بلدین چطوری میشه عاشق شد ؟؟؟ :-/ من عاشق شدنم میاد ... میدونین " این روزا احول من بهتر شده ! " :D عشقم میاد ! ;)
عشق ... نمیدونم ! فقط میدونم که خیلی قشنگه و یه مفهوم ذهنی برام داره !خدا همه رو عاشق کنه... :x
:D الان خو من غششششش میکنم اینطوری که برچسب یکی یک دانه میچسبونین رو پیشونیم خوووو !!! :D :x :*
پارک معلممان دلتنگی میکند ، پل عشق ( هفت چشمه نه هااااا...پل عشق یکی دیگه س ) انتظارت را میکشد . نیمکت با هم بودنمان بی تاب است بانو .. دوباره به دیدنم بیا ! :D دونخته غشششششششششششششش :x :*
همین بانو ؟؟؟:-/ نقد؟؟؟:-/ بررسی ؟؟؟:-/ تحلیل ؟؟؟:-/ مچ گیری ؟؟؟:-/ هیچی ؟؟؟ :-/

و اینکه :
دوستت میدارم و دوباره با تو نفس کشیدن را دل دل میکنم !

ممنون که اومدین و خوندین و نوشتین !
دلتون به نشاط
:x :x :x
:* :* :*
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: فرهاد کوهکن کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 7 مرداد 1394 - 01:32

نمایش مشخصات فرهاد کوهکن من اومدم
ا


@فرهاد کوهکن توسط فرزانه رازي Members  ارسال در پنجشنبه 8 مرداد 1394 - 15:15

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
محسن ؟!
کوجایی بابا ؟؟؟
من اومدم قبول نیس که ! درس حسابی شرحه شرحه کن داستانو... :D ;)
ممنون که اومدی و خوندی و نوشتی محسن جان .
دلت به نشاط
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: میثم فکوری کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 21 مرداد 1394 - 20:17

نمایش مشخصات میثم فکوری حرف نداشت براووووو


@میثم فکوری توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 21 مرداد 1394 - 23:35

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
سپاسگزارم.
ممنون که اومدین و خوندین و نوشتین.
دلتون به نشاط
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: شهره کبودوندپور کاربر عضو  ارسال در شنبه 24 مرداد 1394 - 20:44

نمایش مشخصات شهره کبودوندپور سلام فرزانه عزیزم
روز دختر بر ماهدخت سرزمینم مبارک@};-
بافتن کار شاهدختهای سرزمین من است...
بافتن قالی...
گیسو و
عشق (شهره ..ک )


@شهره کبودوندپور توسط فرزانه رازي Members  ارسال در دوشنبه 26 مرداد 1394 - 16:18

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
درود بانو جان .
سپاسگزارم به شدت .
ممنون که هستین و میاین و مینویسین .
دلتون به نشاط
سرتون سلامت
جف شیشتون ارزومه
:* :* :*
:x :x :x
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: م.آنزان کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 6 مهر 1394 - 11:48

نمایش مشخصات م.آنزان چی نوشتیه تو رو خدا.نمیدونم اینا که تعریف داستانو میدن اصلا داستان خوندنه یا اصلا چیزی هم از داستان نویسی بلدن یا هدفشون چیز دیگه ای:-/


@م.آنزان توسط فرزانه رازي Members  ارسال در دوشنبه 6 مهر 1394 - 14:35

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
به رسم ادب سلام .
این صفحه حرمت داره دوست محترم . :) اگر قصد دارین حرمت بشکنین جاش اینجا نیست . همه ی کسایی که اومدن اینجا و داستان من رو " خوندن " و برای من نوشتن ، دوستای من هستن و احترامشون واجبه و من هرگز به شما اجازه نمیدم که با این لحن بخواین صحبت کنین . :)
اگر شما تعریف بهتری از داستان دارین ، خجالت نکشین و بگین .
اما اگر تعریف اختصاصی ای ندارین و حرمت شکستن کار همیشگیتونه ، توصیه میکنم این حوالی نیاین . شما مجبور نیستین همه ی داستان ها رو بخونین . مفهومه ؟!
به امید " داستان نویسی " شما . :)
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط م.آنزان Members  ارسال در دوشنبه 6 مهر 1394 - 15:27

نمایش مشخصات م.آنزان از اونجایی که تو قسمت داستان های برتر از نظر امتیاز این داستان دوم بود من خوندمش.
چطوره زیر داستانت بنویسی فقط دوستای خودم نظر بدن و کسی هم حق نداره بگه بد نوشتیه.وقتی داستانت رو میزاری یه جای عمومی هر کسی حق داره بخونه و نظر بده و شما هم مجبور نیستی جوابشو بدی.بعدشم من بی حرمتی به شما و صفحتووون نکردم منظورم از هدفشون این بود که نخواستن روحیتون رو خراب کنن.
الان وقت ندارم ولی بعدا نقد داستانتو برای خودت میفرستم چون خودت خواستی.به امید پیشرفت شما تو نویسندگی


@م.آنزان توسط فرزانه رازي Members  ارسال در دوشنبه 6 مهر 1394 - 16:09

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
باز هم " سلام "
شما اول کار یا باید قدمتون رو محکم بردارین که طرف مقابلتون چیزی برای گفتن نداشته باشه ، یا اینکه کلا قدم بر ندارین . :)
باور کنین اینکه به کسی بگین بد نوشتی هم راه و روش خودشو داره . :)
نظر همه دوستان ارزشمند هستش . اما کسی که نظر میده ، باید اینو بدونه که اگه مخالفت میکنه با داستانی ، باید دلیل محکم داشته باشه و انگشت بذاره روی ضعف داستان . :)
من هرگز قبول نمیکنم نظری رو که بخواد بگه " این چیه نوشتی ؟! " . :) این نظر هیچ عمقی نداره . :) از این نظرات کم ندیدم . انقدر آدمهای مختلفی اومدن و برای من نوشتن که این چیه که نوشتی و من بهشون گفتم : خب ایرادشو نشونم بده . یه سری از همون دوستان در رفتن و بقیه اگر خیلی جَنَم داشتن اومدن و گفتن در حدی نیس که بخوام ایراد بگیرم و ، اونام در رفتن !!! :) جالبه هیچ وقت از این دوستان مطلبی به اشتراک گذاشته نشده و من هنوز منتظرم که تشریف بیارن و یه دو خط داستان بنویسن تا ببینیم چن چندن با داستان نوشتن . :) تنها کسی که گفت این چیه نوشتی و دلیل درس حسابی هم بعدش آورد دکتر روحانی بود . که هم چنان تو این سایت داره قلم میزنه و خدایی هم خیلی خوب مینویسه .
به نظرم بهتره شما هم اول چند تا داستان به اشتراک بذارین و قدرت قلمتون رو به همه نشون بدین و بعد وارد حیطه ی نقد کردن بشین . :) وگرنه بعید میدونم اینطوری بتونین ادامه بدین ... :) اگه این کار رو بکنین به همه ثابت میشه که اومدین یاد بدین ، یا یاد بگیرین .
یه چیز دیگه ! همیشه سعی کنین وقتی صحبت میکنین منظورتون رو کامل و روشن برسونین که بعدا مجبور نشین دوباره تلاش کنین . :)
شما خیلی آتیشی هستین . ما فقط داریم بحث میکنیم . چرا عصبانی میشین ؟؟؟ :) در یک بحث منطقی طرفین باید با ارامش با هم صحبت کنن ...
ممنون از اظهار امیدواری تون جناب .
آ... فقط امیدوارم شما جز اون دسته از دوستانی نباشین که در میرن . :)
سپاس که اینقدر پیگیرید . :)
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


@فرزانه رازي توسط م.آنزان Members  ارسال در دوشنبه 6 مهر 1394 - 16:32

نمایش مشخصات م.آنزان اونوقت شما به خودتون هم میگید نویسنده !!!خوب برا هم نوشابه باز میکنید ها...
نترس من در نمیرم ولی اینجا برای نقد وبررسی داستان مناسب نیست من تازه واردم این سایت جایی برای گفتگو و نقد نداره؟؟؟


@م.آنزان توسط فرزانه رازي Members  ارسال در دوشنبه 6 مهر 1394 - 19:17

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
سلامی دوباره .
ما به خودمون نمیگیم نویسنده . درضمن ، نوشابه هم برای هم باز نمیکنیم ! :) هر چی باشه ، نوشابه برای سلامتی ضرر داره ...
جالبه ! شما حرفاتون چقد ضد و نقیض داره ! :) در نمیرین ، اینجا برای نقد و بررسی مناسب نیست ، جایی برای گفتگو و نقد میگردین ... شما واقعا آدم جالبی هستین جناب !
از وجناتتون کاملا مشخصه که تازه واردین . :)
چرا ! من چن جا میشناسم که خیلی مناسبه برای گفتگو و نقد . فیسبوک ، گوگل پلاس ! لاین ، وایبر ، تلگرام ... خیلی مناسبن برای این کار ... بالاخره جاییه که یه سری آدم جم شدن و اکثرا هیچی از خودشون ندارن و فقط کپی پیست میکنن . اونجا انقد آثار بی صاحب هست که بتونین در موردشون گفتگو و نقد کنین . :)
م.آنزان 11:48 :)
من 14:35 :)
م.آنزان 15:27 :)
من 16:09 :)
م.آنزان 16:32 :)
ادعا میکنین وقت ندارین که نقد کنین ، اما سه تا کامنت گذاشتین که خودتون رو توجیه کنین و اثری از نقد توش نیست !!! تازه ! تایم هایی که برای کامنت گذاشتن انتخاب میکنین فاصله ی کمی با کامنت های من داره ! البته این یه موضوع خیلی اتفاقیه و خب تقصیر شما نیست ! گاهی پیش میاد . :)
حرفی برای گفتن نمونده .
واقعا این روحیه پیگیر شما ستودنیه .
تشکر میکنم که تا اینجا همراه من بودین . بضاعت من در این حده . اجباری هم برای دنبال کردن کارام نیست .
موفق باشین . :)


نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 12 آبان 1394 - 18:34

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی سلام و عرض ادب فراوون :)
اگه بگم تولدتون مبارک ک خیلی خنده دار میشه ...آخه تیرماه کجا و آبان ماه کجا ...ولی اگه میدونید ک باعث خنده رو لبتون میشه ...میگم تولدت مبارک :)
اومدم داستان بخونم و انرژی بگیرم ... مطمئن بودم از آدمی ک این همه انرژی داره و اینقدر خوش اخلاق و مهربونه ...مطمئنا از نوشته هاش هم میشه انرژی گرفت
خداییش عجب تصویر سازی داشت .... این همه کلمات قشنگ کنار هم ... چی از این بهتر
فول انرژی:) در حد بی نهایت
دم قلمتان همیشه گرم گرم


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط فرزانه رازي Members  ارسال در چهار شنبه 13 آبان 1394 - 17:45

نمایش مشخصات فرزانه رازي :)
دروغ چرا ؟! یه ذره تعجب کردم ! همش یه ذره ! عاخه یادمه سوم راهنمایی که بودم ، دوستام دی ماه تو مدرسه واسم جشن تولد گرفتن ! :D
سلام نرجس بانو . خوبی میدونم .
بار اولیه که حوالی خودم میبینمت . پس به شدت خوش اومدین میگم بت خانومی . :)
مرسی بابت تبریک تولدم ! :D خدایی چسبید !
مرسی که واقعا انقد تعریف رفتی برام عزیزم !!! :D اصن دونخته کف بر ینی !!!!
مث اینکه خوشت اومده و من خیلی خیلی خوشحالم که دوس داشتی عزیزم . :*
ممنون که اومدی و خوندی و نوشتی ...
دمت گرم.
دلت به نشاط
سرت سلامت
جف شیشتو میخوام .
:x :x :x
:* :* :*
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: کوثر علیزاده کاربر عضو  ارسال در شنبه 24 تير 1396 - 14:29

نمایش مشخصات کوثر علیزاده زیبا و بسیار احساسی.امیدوارم همیشه موفق باشی عزیزم.خوش حال میشم داستانهای من رو مطالعه کنی و نظر بدی.@};- @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.