یلی تلی بدنیا میایند

گاهی زمان فرصت نمیدهد ک ما بفهمیم چ شده !
گاهی از تمام ابرها ک با سرعت میگذرند سریعتر بمغز استخوانمان نفوذ میکند
گاهی فقط یه هزارم ثانیه طول میکشد ک بفهمیم چ شده
و ماسرگم یلی و تلی خودمان هستیم ...
این دوعاشق این دو سرگشته بدنیای خودشان آمدند
باهم یک دنیای مشترک پیدا کردن
هرکدام لی لی باخودشان آوردند ولیلی رو باهم ساختند
و چنان محو دنیا آمدشان بودند ک نفهمیدند دیگر دنیا زخمهایش رنجهایش و صدایش چقدر ضمخت هست و بد شکل شبیه همان ایموجی عجیب موفقیت توی استیکرها ...
و ناگهان گاهی گاهی باهم جمع شدن یک شدن یلی تلی شدن همزبان شدن و شروع کردن به یک رسیدن ب یک دنیای جدید دنیای عشق و محبت

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

زهرابادره (آنا) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

ک جعفری (30/9/1399),زهرابادره (آنا) (2/10/1399),حمید جعفری (2/10/1399),طراوت چراغی (3/10/1399),هلیا محمدی (4/10/1399),رضا فرازمند (6/10/1399),توحید فتحی زاده (8/10/1399),

نقطه نظرات

نام: حمید جعفری کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 2 دي 1399 - 18:28

نمایش مشخصات حمید جعفری بازی خوبی با کلمات بود. آفرین.@};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.