آداماشین


خوب عملن انسان باهوشه، اما هوشش نیازمنده تجربست، تجربه هم نیازمند زمان و گذر عمره، عمر نیازمنده بودنه، بودن هم نیازمند شرایط. اگه شرایط به سمتی بره که ما نیازهامون رو با ماشین‌الات بدست بیاریم اون موقع شرایط حکم می‌کنه که ما آدم ها کنار ماشین‌الات زندگی کنیم بعدش جا کم میاد برای آدما پس تعداد آدما کم میشه. بعدش ما به بودن ماشین‌الات کنارمون بیشتر عادت می‌کنیم تا آدما. بعدش چی می شه؟! ترجیح می‌دیم از یه ماشین صاحب بچه شیم بعدش بچمون می‌شه آداماشین.آداماشین اصولان دچار فراموشی نمی‌شه مثل ما آدم‌ها پس تصمیم می‌گیره قبل از اینکه آدم دچار فراموشی بشه و دلیل اختراع ماشین‌الات از یادش بره آدم رو نابود کنه چرا که آدم برای پس گرفتن شرایط و روحیه انسانیش تصمیم گرفته آداماشین رو نابود کنه. این وسط جنگ شروع می‌شه بین آداماشین‌ها و آدم‌ها و ماشین‌ها. ماشین‌ها نخودی می‌شن، یه عده ساخت آدم‌ها برای کمک به آدم‌ها در جنگ و یه عده ساخت آداماشین‌ها برای کمک به اون‌ها. اون وقت بیا و درستش کن. شیر در عقرب می‌شه و اینگونه انسان خود را به نابودی می‌کشد.


لی کو
پ.ن: بدون پشت بانه ذهنی خط به خط نوشتم که شد این
نیاز به اصلاح داره اما بنظرم اینجوری بکر تره ;-)
4 اردیبهشت 93

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

مریم مقدسی ,زهرابادره ,آرمیتا مولوی ,احمد دولت آبادی ,م.فرياد ,م.ماندگار ,


این داستان را خواندند (اعضا)

م.ماندگار (20/4/1394),لیلا کوت آبادی (20/4/1394),حسین روحانی (20/4/1394),زهرابادره (20/4/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (20/4/1394),ف. سکوت (20/4/1394),رضا فرازمند (20/4/1394),سارینا معالی (20/4/1394),فرهاد جوان (20/4/1394),عبدالله عمیدی (20/4/1394),آرمیتا مولوی (20/4/1394),احمد دولت آبادی (20/4/1394),منصور دیبا (20/4/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (20/4/1394),لیلا کوت آبادی (20/4/1394),الف.اندیشه (21/4/1394),بهروزعامری (21/4/1394),احمد دولت آبادی (21/4/1394),مریم مقدسی (21/4/1394),حمیدرضا محدثی (22/4/1394),فاطمه مددی (23/4/1394),علی غفاری دوست (مارتین) (23/4/1394),آرش پرتو (25/4/1394),لیلا کوت آبادی (2/9/1394),کیمیا کاظمی (10/9/1395),

نقطه نظرات

نام: حسین روحانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 20 تير 1394 - 09:40

نمایش مشخصات حسین روحانی سلام
ایده خوبی بود ولی اینکه بکر بمونه که یه توهم بود.یعنی چی بکر بمونه؟یه سری از جاهاش اصلن جمله بندیش ناقص رو رد کرده بود قناص شده بود. نمیدونم کجا و کی اولین بار راجع به یه نوشته بکر حرف زده ولی بکر به جنگل و کویر و طبیعت برمیگرده نه یه سری اوهامات که نیاز به اصلاح داره.
باتشکر


@حسین روحانی توسط لی کو   ارسال در شنبه 20 تير 1394 - 23:06

اوهامات.. همین اوهامات بکر رو دوست دارم
بکر یعنی اصلاح نشه.. همین که هست.. مثل جنگل که دستکاری نشه.. مثل هر چیزی که اولین بار خودش ایجاد شه و دیگه اصلاحی درش وارد نشده .. دستکاری و تغییر
خوب البته این نوشته میتونه ایده یه رمان ناب شه.. اما داستانکش دوست دارم همینجوری بمونه

نوشته اوتومات ذهن و هر انچه از ناخود اگاه تراوش میکنه بدون فکر قبلی که یک روش داستان نویسی محسوب میشه. برای همین گفتم نمیخوام اصلاحش کنم چون اصلش همینه.


نام: زهرابادره کاربر عضو  ارسال در شنبه 20 تير 1394 - 10:16

نمایش مشخصات زهرابادره سلام
جالب بود بخصوص ازدواج انسان با ماشین ها که تقریبا الان نمونه ای از آن است
موفق و مانا باشید @};- @};- @};-


@زهرابادره توسط لی کو   ارسال در شنبه 20 تير 1394 - 23:09

ممنون زهرای عزیز
که وقت گذاشتی و این داستانک اوتمات ناخود اگاه من رو خوندی
:)


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در شنبه 20 تير 1394 - 12:43

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

زیبا بود

ولی من فکر می کنم هیچوقت ماشین جای انسان را نمی گیره .انسان موجودی فرصت طلب است وتاوقتی دیگران را بر می تابد که بتواند از دیگران بهره کشی کند .البته منظور من از انسان همان 20 -30 درصد نخبه وتصمیم گیرنده هستند بقیه تقریبا نخودی هستند وتابع تصمیم دیگران والبته همین افراد هم فدای ماشین می شوند.@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@رضا فرازمند توسط لی کو   ارسال در شنبه 20 تير 1394 - 23:15

انسان موجود عجیبیه..
ماشین می تونه جای ادمای دیگه رو برای ادم پر کنه.. مثل این روزا و دنیای مجازی و گوشی های اندروید که شده دنیای انسان ها.. گوشی هم برای خودش نوعی ماشینه!
زمانی تلوزیون جمع ما ادم ها رو از هم درید حالا هم شده گوشی و ..
اداماشین رو دوست دارم چرا که انسان رو شناخته و میدونه انسان چه ادم منفعت طلبی که هرچیزی رو برای منافع خودش درست میکنه و باز همون چیز اگر ببینه براش ضرر داره رو نابود میکنه.. همه چیز به نفع خودش باید باشه بود و نبودش.


نام: عبدالله عمیدی کاربر عضو  ارسال در شنبه 20 تير 1394 - 14:54

نمایش مشخصات عبدالله عمیدی سلام
ایده زیبایی است
تلاش خوبی هم شده در تبیین داستانی
اما کافی به نظر نمی رسه
فکنم جا داره روش کار کنی
@};- @};- @};- @};- @};-


@عبدالله عمیدی توسط لی کو   ارسال در شنبه 20 تير 1394 - 23:18

بله مطمئنن اگر روش کار شه بهتر میشه.. اما گاهی دلم میخواد زاده ذهنم همونجوری که هست بمونه.. همون جوری که متولد شده دوستش داشته باشم با هر خوبی و بدیش.. اینجوری یه حس تازه رو تجربه میکنم.. اینکه هر چیزی رو میشه همونجوری که هست دوست داشت.. و ازش لذت برد.. چون هرطوری هم تغییر کنه بازم نیاز به تغییر داره .. اما یجاهایی دلم میخواد کناری بیاستم و تنها دوست داشته باشم. بکر مثل یک سنگ یا تپه .. با تمام کج و معوج بودنش..


نام: احمد دولت آبادی کاربر عضو  ارسال در شنبه 20 تير 1394 - 17:32

نمایش مشخصات احمد دولت آبادی درود بر شما. یک مقاله علمی و در عین زیبایی و طنازی و به محاوره. گو اینکه ژول ورن را بسیار علاقمندی که به آینده می نگری. در هر صورت زیبا بود.


@احمد دولت آبادی توسط لی کو   ارسال در شنبه 20 تير 1394 - 23:19

ژول ورن و تخیلات علمیش فوق العادست
ممنون که داستانک من رو خوندین.. اما مقاله! نمی دونم شاید بشه اسمش رو مقاله هم گذاشت..
ممنون


نام: الف.اندیشه کاربر عضو  ارسال در شنبه 20 تير 1394 - 01:20

نمایش مشخصات الف.اندیشه سلام

خیلی جالب بود .لذت بردم.

خسته نباشید.@};- @};- @};-


@الف.اندیشه توسط لی کو   ارسال در یکشنبه 21 تير 1394 - 18:12

ممنون خانم اندیشه عزیز از وقتی که گذاشتین
امیدوارم نشوته های بعدیم رو هم بخونید و البته نقد هم کنید..
هرچند اینجا دوستان اشکالات رو گرفتن
حق هم میدم
چرا که درسته و میpذیرم اشکالاتی داشتم.. اما خصلت نارسیسی خودم رو تو این نوشته حفظ کردم و اصلاحی درش وارد نکردم..
اما نوشته های بعدی رو که گذاشتم منتظر نقد و گوش زد کردن اشتباهاتم هستم تا اصلاح کنم
ممنون
این pاسخی کلی به دوستان عزیز بود


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 21 تير 1394 - 18:01

نمایش مشخصات بهروزعامری خیلی جالبه اینجا تعداد معلماییکه درست ضد هم فکر میکنن زیاده

هرجا میری یکنوشته رو بخونی صدتا معلم میریزه رو سرت بعضی هاشون ..

تخیل مدرن و جالبی بود

@};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط لی کو   ارسال در یکشنبه 21 تير 1394 - 18:15

هر انسان به نوبه ی خود معلمی محسوب میشه
یکی خوب و قوی و یکی ضعیف و .. و به هرحال فرصتی برای اموختن از این معلم ها..
ممنون از تعریف شما از تخیلم
امیدوارم شما هم در نشوته های بعدی مرا نقدی سازنده کنید
منتظر حضور سبز و راهنمایی هاتون هستم..


نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 21 تير 1394 - 21:53

امروز با یکی از دوستام نشسته بودیم و صحبت می کردیم که بحث مون یهو کشیده شد به اینکه چرا میایم یه سک سکی تو این دنیا می کنیم و میریم? دوستم داشت به یکی از مریض هاش می گفت که خانم از فلان دستت اصلا کار نکش تاندوم هاش افتضاح داغونه اما اون خانم فقط یه لبخند عمیق تحویل دوستم می داد. دوستتم دید اینجوریه شوخیش گل کرد و گفت اصلا هر کاری که می تونی از این دستت بکش. ما کلا اومدیم به این دنیا که کار کنیم و کار کنیم آخرم هیچی از یجایی میایم و بعد میریم زیر خاک.
حرف‌های دوستم باعث شد به این فکر کنم که اصلا ما چرا اومدیم ?! دلیلش چیه ?! این نسیان چه چیزیه که هرچقدر تلاش می کنیم
یادمون نمیاد که چی می تونه باشه?! ما فقط برای بندگی اومدیم?! هرگز این نمی تونه باشه. خدا اونقدر بزرگه که بندگی من در برابرش هیچه
حالا فک کن دوران آداماشین نوشته شما هم واقعیت پیدا می کرد دیگه واویلا بود. هرچند الان هم ماشین وار به دنیا میایم و ماشین وار هم می میریم. هیچیو هیچی. نه می فهمیم چرا اومدیم? نه می فهمیم چرا رفتیم.
اول نوشتت گفتی انسان باهوشه اما هوش نیازمند تجربس. و گفتی تجربه هم نیازمند عمره
آره درسته اما عمر انقدر کوتاهه که باید تجربه های بدست اومده اجداد ها و آیندگان پشت سر هم زنجیر بشن که تا شاید یه آدم بزرگ از همه این تجربه های زنجیر شده از میلیارد ها میلیارد ها آدم بوجود بیاد. مثل یه کهکشان تو آسمون که با چشم غیر مسلح شبیه یه ستارس. اما وقتی با تلسکوپ نگاهش می کنی می بینی میلیارد ها میلیارد ستاره تو اون کهکشان نور دادن که حالا یک ستاره پر نور بنظر میاد
زیاد حرف زدم. نوشتت همون حرفهاییه که این روزها فکر من و خیلی ها رو از این تکرار دنیایی درگیر کرده
موفق باشی


@مریم مقدسی توسط لی کو   ارسال در چهار شنبه 24 تير 1394 - 19:11

یک ستاره از دور نتیجه دور هم قرار گرفتن میلیاردها سیاره و شاید ادمها و موجودات دیگست
خیلی خیلی جالب گفتی
دوست داشتم
:)



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.