دروغ !!!

همیشه سعی میکنه خودشو پشت دروغ هاش قایم کنه ، پرخاشگره وقتی میگم دروغ میگی با صدای بلند فریاد میزنه بهم حمله میکنه و همیشه پر اضطراب دنبال گرفتن پول از دیگران برای خرج زندگی شخصی خودشه ؛ بهش اعتماد ندارم نه من هیچکس اعتماد نداره ؛ تمام خصوصیات اخلاقی زشت رو که فکر کنی بهم نشون داده ، اره اون شوهرمه ؛ با هم ازدواج کردیم اما همه چیز رو به من دروغ گفته مقصر خودمم میدونم ، من میدونستم داره نقش بازی میکنه اما نتونستم بگم نه . جلسه دادگاه تعطیل شد و قاضی تمام راه به این فکر میکرد که هر روز چند نفر بخاطر بی هویتی همسرشون و دروغ و تظاهر و . . . . تقاضای طلاق دارن به نسل جوانی فکر میکرد که دچار بی هویتی عمیقی شدن تنها درد یه قاضی با وجدان اخلاقی این بود که نسل مردها در حال انقراضه !!!!
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

م.فرياد ,سعید بیک زاده ,فاطمه زهرا یعقوبی ,معصومه هوشمندیان ,


این داستان را خواندند (اعضا)

م.فرياد (4/4/1396),بهمن نوروززاده (4/4/1396),سعید بیک زاده (5/4/1396),هستی مهربان (5/4/1396),فاطمه زهرا یعقوبی (8/4/1396),معصومه هوشمندیان (18/4/1396),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.