عاشق که میشی

وقتی عاشق میشی دلت تنگه برای یک شب بخیر ساده، دلت تنگه برای یک پرسش "حالت چطوره" در حالی که اصلا برای طرف مقابل هم مهم نیست که تو اصلا حالت خوبه ؟ اصلا زنده ای لاکردار؟! ولی خب این دلت دیگه حالیش نمیشه به همین خوشه
وقتی عاشق میشی دلت لک میزنه برای یک صبح بخیر یا شب بخیر ساده، حتی اگه میلیون ها ایمیل و پیام نیاد که شب بخیر یا صبح بخیر، بازم ترجیح میدیش به یک صبح بخیر خشک و سرد دلبرت...
اره جونم دل که عاشق میشه از همه چی فارغ میشه،
توی دنیای خودش هیچکسی مثل اون نمیشه...

✍مجتبی زمانی
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

زهرابادره (آنا) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

مجتبی زمانی نیشابور (23/9/1399),سامان امیریان (27/9/1399), ک جعفری (29/9/1399),زهرابادره (آنا) (2/10/1399),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.