سه، چهار، دوازده؛ یک

یک داستان:
توی ِ پستوی ِ سه‌در‌چاری ِ اتاقم گنجه‌ای دارم که از بی‌بی به مامان به ارث رسیده. و توی ِ گنجه چاقو دارم. چاقوهای ِ بسیار. از همه نوع‌. همه‌گی اصیل و سنّتی. پدرم کابینت‌ساز است و معتاد به افیون و مخدّر. پدرم آدم ِ عبوثی‌ست که چاک ِ یقه‌اش تا ناف باز است و هیچ‌وقت کفش ِ چرم ِ خاکی ِ نوک‌تیز-اش را کامل نمی‌پوشد. قسمت ِ پشتی ِ کفش‌اش همیشه به داخل تاخورده و او از کفش مثل ِ دمپایی استفاده می‌کند. مادرم هم هست. مادرم آدم ِ تنهایی‌ست. هیچ‌کدام از پانزده برادر و خواهر-اش هیچ‌وقت از او خبری نگرفته‌اند و تنها دوست‌اش هم‌سایه‌ی ِ روبه‌رویی ِ ماست. من تنها بچه‌ی ِ این خانواده‌ام و توی ِ پستوی ِ اتاقم گنجه‌ای دارم. گنجه‌ای پر از چاقو. چاقوها را مادرم از مادر-اش به ارث برده و من از مادرم. من هرشب وقتی همه خواب اند پنهانَک چراق ِ نارنجی‌رنگ ِ اتاق‌ام را روشن می‌کنم و می‌روم سراغ ِ گنجه. گنجه‌ای به ابعاد ِ سی‌سانت در چهل‌سانت. و طوری که کسی توی ِ خانه متوجه نشود گنجه را باز می‌کنم و مشغول می‌شوم به تیزکردن ِ چاقوها. من هرشب تا صبح مشغول ِ تیزکردن ِ چاقوها هستم. ازقضا مادرم زمینی هم دارد که به او به ارث رسیده. تنها زمینی که به خانواده‌مان به ارث رسیده. صد و بیست‌متر. و زمین توی ِ پستو است. طور ِ بدی‌. طوری که توی ِ کلّ ِ سال، زمین آفتاب نمی‌بیند. من می‌گویم پانزده برادر و خواهر ِ مادرم، مادرم را گول زده‌اند. همه‌ی زمین‌های ِ همسایه پر از رنگ و میوه‌ اند و ارتباط‌شان با زمین‌های ِ دیگر نیز کاملاً خوب است. امّا زمین ِ مادرم چرا انقدر جدا افتاده و خشکیده‌ست؟ من امشب هم سراغ ِ گنجه‌ام رفتم. و چاقوها را تیز کردم. چه چاقوهای ِ اصیلی.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

سید محمد حسینی متکازینی (26/6/1399),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.