بستنی صورتی

دختر بچه مومشکی چشم هی سیاهش را به بستنی صورتی توی دست های پسرک دوخته که... ماشین پسرک حرکت کرد و از جلوی صورتش رد شد.
دختر عاشق بستنی بود مخصوصا صورتی . تا حالا بستنی صورتی نخورده بود ولی مطمعن بو خوشمزه است. صورتی رنگ مورد علاقه اش بود . تازگی ها یک مداد صورتی جلوی در مهمد کودکی که روبه رویش فال می فروخت پیداکرده بود .
حواسش کاملا پرت شده بود. دیگر فال فروختن برایش مهم نبود. ماشین ها از جلویش رد میشدند ولی دخترک هنوز کنار خیابان نشسته بود و بی حرکت به جای خالی پسرک بستنی بدست خیره شده بود.با تفکر بچه گانه اش همه چیز را صورتی می خواست . دخترک بلند شد و به سمت نزدیک ترین نمیکت آن اطراف دوید. یکی از کاغذ های فالش را برعکس کرد و مداد صورتی تراش نخورده را از جیب لباس کهنه اش بیرون آورد و روی صفحه سفید برای خودش خوشمزه ترین بستنی دنیا را به رنگ صورتی کشید. کاغذ را بغل کرد و روی نیمکت دراز کشید. حالا دخترک فال فروش صاحب خوشمزه ترین بستنی صورتی دنیا بود
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (7/3/1399),حمید جعفری (مسافر شب) (7/3/1399),نوریه هاشمی (7/3/1399),طراوت چراغی (8/3/1399),ساراسطوت (12/3/1399),

نقطه نظرات

نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 7 خرداد 1399 - 20:33

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام دوست گرامی
تبریک ورودتان به جمع نویسندگان داستانک
به رسم ادب اولین داستان نویسندگان سایت را نقد تند نمی کنیم و فقط عرض ادبی می کنیم اما داستان های بعدی تان شامل این قانون نمی شوند البته قانونش رو خودمون درست کردیم.
اینکه از همین ابتدا جهانبینی داری خیلی ارزشمند است و اگر روز به روز خودت را از نظر تفکری و ادبیاتی تقویت کنی بی شک روزی یکی از بهترین ها خواهی بود.
موفق باشی


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط ساراسطوت Members  ارسال در دوشنبه 12 خرداد 1399 - 17:08

نمایش مشخصات ساراسطوت مرسی @};-
ادم انتقاد پذیری هستم و اتفاقا خیلی هم خوشحال میشم اگ واقعا مشکلمو بدونم :)


نام: نوریه هاشمی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 8 خرداد 1399 - 19:15

سلام دوست عزیز. خیلی از داستانت خوشم آومده خیلی عالی بود وقتی می خوندم برام احساس آرامش میدهد به امید موفقیت های بیشترت .@};- @};-


@نوریه هاشمی توسط ساراسطوت Members  ارسال در دوشنبه 12 خرداد 1399 - 17:05

نمایش مشخصات ساراسطوت قربون شما@};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.