برفی که عاشق خورشید شد.

چشمان زغالی اش را آرام آرام باز کرد، به دنبال ردی از او می گشت ، به اطرافش خیره شد، هراسان به آسمان خیره شد که شاید ردی از صورت سرخ و تپلی اش را ببیند.
برق چشمانش سخت او را گرفته بود ؛در هوای سرد با دهانش بخاری قلبی
به وسعت تمام زمین ساخت و روانه آسمان کرد ، که شاید باز هم باز هم بعد از چندی او را ببیند .
او کور و کر بود نمی دید و نمی شنید انگار در عالم تنها یکی بود ، کوه ها را واسطه کردم ، می دانستم با آمدنش دیگر ( منی ) نیست تمام او میشود .
گرمای مهربانه ات را به سویم روان کن میخواهم آب شوم در گستره هستی انقدر زلال که چهره ی زیبایت را ببینم و باز هم ببینم .
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.8 از 5 (مجموع 6 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

بهروزعامری ,طراوت چراغی ,نوریه هاشمی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (26/5/1399),طراوت چراغی (26/5/1399),نوریه هاشمی (29/5/1399), ک جعفری (2/6/1399),بهروزعامری (6/6/1399),حسن ایمانی (19/6/1399),سید محمد حسینی متکازینی (20/6/1399),علیرضااشرفی مهابادی (4/7/1399),ابوالفضل ابطحی (14/8/1399),طراوت چراغی (19/8/1399),

نقطه نظرات

نام: حسن ایمانی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 27 مرداد 1399 - 15:19

نمایش مشخصات حسن ایمانی درود بر شما خانم چراغي...
بكارگيري كلمات و واژه ها در ساخت يك داستان منهاي فضا و محتوا، خيلي مي تونه مهم باشه. شما در اين بخش از كار خوب عمل كرده ايد كه به حق مي گم در اين كار تبحر داريد. اما خب همونطور كه گفتم عناصر ديگري در داستان بايد موجوديت داشته باشند كه كار رو به يك داستان واقعي تبديل كنه. ما در اين متن بالا ورود خوبي رو شاهد هستيم كه خب ذهن خواننده رو درگير مي كنه اما به مرور از سمت و سوي حقيقي داستان خارج و به ابهام و اينا ختم ميشه و نمي توان خروجي مناسبي رو در كار ديد...
مبدا خوبه اما مقصد داستان در اين كار بسيار گنگ و پيچيده ست. مي شه داستان رو در قالب يك موضوع روان و با رعايت تمام اسلوب هاي داستاني نوشتش اما خب وقتي بيايم ابهام و گره هاي كور رو در كار استفاده كنيم از كشش داستان مي گيره...
داستان شايد نياز به خيلي چيزهاي روايي داره اما خب در واقع همه اين روايت هاي متني بايد ساده بهش پرداخته بشه... ضمن اينكه در چيدمان و پاراگراف بندي كار، كم گذاشتيد...
@};- @};- @};- @};-


@حسن ایمانی توسط طراوت چراغی Members  ارسال در دوشنبه 27 مرداد 1399 - 18:24

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام خدمت شما استاد گرامی خیلی خیلی ممنونم بابت انتقاد هایی که رو متن انجام دادید ، ممنون که وقت گذاشتید .بار بعد سعی میکنم که بهتر تحریر کنم.


نام: نوریه هاشمی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 29 مرداد 1399 - 23:43

خیلی خیلی عالی طروات عزیز موفق باشی گلم


@نوریه هاشمی توسط طراوت چراغی Members  ارسال در پنجشنبه 30 مرداد 1399 - 13:06

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام نوریه جان ممنونم .


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 6 شهريور 1399 - 20:48

نمایش مشخصات بهروزعامری درودها عزیز
@};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط طراوت چراغی Members  ارسال در پنجشنبه 6 شهريور 1399 - 21:13

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام خدمت شما آقای عامری ممنون از اینکه داستانک منو خوندید.



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.