نامه ای به زیباترین راز آفرینش **

(تو همان هرمی هستی که فرعون تخیل میتواند در ذهن بسازد)
تو کیستی؟
بگویم آدمی !!! نه خیلی بالا تری .......
چند وقت پیش هراسان از عابری در میان در میان کوچه های غم زده ی پاییز پرسیدم ، او هم تو را نمی شناخت ، سرش را تکان داد و رفت .
دیشب زیر نور مهتاب به آسمان خیره شدم ، ما اشرف مخلوقاتیم ولی انگار درختان ، بلبلان ، مرغان و کل آفرینش خیلی زیباتر از ما تو را پرستش میکنند، آنها تو را خوب میشناسند.چندی پیش از پشت پنجره کوچک اتاق صدای هیاهوی باد را شنیدم ، که به سراغ برگ های خزان آمده بود،
آن ها را با خود برد.
یک جای دور .... آنقدر بردشان که از دیده ها محو شدند .
میدانی آن لحظه چه آرزویی کردم؟ خنده دار است!!!!
آرزو کردم که ای کاش من به جای آن برگ بودم
کاش میشد دستت را سفت بگیرم و میان کوچه و پس کوچه های دنیا بچرخانمت، با تو اندکی گپ بزنم .....
از تنهایی ها از درد ها و حتی از شادی ها ....
بعد هم آرام زیر درختی بنشینیم و به دنیایی که ساختی بنگریم آنقدر عمیق.....
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.8 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

علیرضااشرفی مهابادی ,طراوت چراغی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (25/2/1399),نوریه هاشمی (26/2/1399),علیرضااشرفی مهابادی (27/2/1399),حمید جعفری (مسافر شب) (2/3/1399),سعید کیوانپور (2/3/1399),حمید جعفری (26/3/1399),طراوت چراغی (4/4/1399),

نقطه نظرات

نام: حسن ایمانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 27 ارديبهشت 1399 - 09:52

نمایش مشخصات حسن ایمانی درود بر خانم چراغي...
اين متن گيرايي خاصي داره. خيلي پر احساس و منسجم... در يك خط سير خوبي قرار گرفته كه به راحتي مي تونه حرفش رو بزنه. شايد به جرات بگم كه هفت - هشت - ده دفعه مرورش كردم. درسته كه از ساختار داستاني برخوردار نيست اما كشش هاي جالبي داره. ميشه همين متن رو بصورت داستناوره نوشتش. مخصوصا همون جايي كه به يك عابر اشاره مي كنيد و يا خلوت هاي شبانه. اين ها رگه هاي از وجود داستان توي متن مي تونه باشه.
ما توي داستان هاي فلسفي از اين جور استعاره ها زياد مي تونيم ببينيم كه خب سنگين و حجيم هم هستند. اين متن قطع به يقين برخاسته از احساسات شورانگيز نسبت به يك موجوديت خاص هستش كه خب روي كاغذ تراوش شده. يك نوشتهِ از دل برخاسته بي شك بر دل هم مي نشينه... مرحبا بر شما...
حسن ايماني@};- @};-


نام: طراوت چراغی کاربر عضو  ارسال در شنبه 27 ارديبهشت 1399 - 10:26

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام خدمت آقای ایمانی خیلی خیلی ممنونم از نظرتون .


نام: نوریه هاشمی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 29 ارديبهشت 1399 - 18:38

نمایش مشخصات نوریه هاشمی سلام خدمت شما خانم چراغی خیلی داستان تان عالی بود. ازش لذت بردم:x :x


@نوریه هاشمی توسط طراوت چراغی Members  ارسال در سه شنبه 30 ارديبهشت 1399 - 09:22

نمایش مشخصات طراوت چراغی درود خدمت شما دوست عزیز خانم هاشمی ، ممنون از نظرتون .


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 1 خرداد 1399 - 05:07

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام دوست گرامی
جمله شروعت ؛تو همان هرمی هستی...؛ این جملت خیلی زیبا بود و من تا بحال نه جایی دیده و نخوانده بودم. این جملت سه امتیازی بود.
قالب نوشتت شبیه دلنوشته است و چون مبتنی بر حرفای دلنشین است و خیلی داستان در آن مشهود نیست پس دلنوشته است.
خوب می تونی به اشیای بی جان، جان بدهی فقط این هنرتان نیاز به تقویت و گسترش دارد و برای تقویت آثار بیژن نجدی را بخوانید. بیژن نجدی هم در این کار تبحر خاصی داشت البته روحش شاد. مثلا داستان سه شنبه خیسش رو حتما بخونید.
از نظر علائم نگارشی حتما نیاز به تقویت دارید چون اشکال علائم نگارشی زیاد دارید مراجعه کنید به کتب ویراستاری و تصحیح متن مثل کاربرد و جایگاه غلائم در جملات مثلا سه علامت تعجب پشت سر هم نداریم و...
دلنوشته تون جدید بود و نگرش جدید به خداوند و نگاه یک بنده داشت که این زاویه دید تحسین داشت. من بشخصه لذت بردم.
با آرزوی موفقیت بیشتر
حمید جعفری


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط طراوت چراغی Members  ارسال در پنجشنبه 1 خرداد 1399 - 14:35

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام خدمت شما آقای جعفری ، ممنون از نکته های ریزی که گفتید ، بله حتما مطالعه میکنم .


نام: علیرضاهزاره کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 8 خرداد 1399 - 21:45

نمایش مشخصات علیرضاهزاره با سلام
ساختار نوشته تان بسیار خوب است
تغییر صحنه ها به نحو عالی ای صورت گرفته
شما میتوانید نثر و داستان های عاطفی زیبایی بنویسید
امیدوارم روزی کتابی از شما را بخوانم
موفق و پیروز باشید
علیرضا هزاره


@علیرضاهزاره توسط طراوت چراغی Members  ارسال در جمعه 9 خرداد 1399 - 10:42

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام خدمت شما خیلی ممنونم از اینکه وقت گذاشتید و متن منو خوندید .



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.