پر پرواز ۵

باز هم بهار حاضریش را روی دفتر سبز خلقت به صدا درآورد ، و سال جدید رسید ، سال جدید را به همه ی داستانکی های عزیز و همچنین نویسندگان در سایت تبریک عرض میکنم امیدوارم سالی پر از مهربانی ، وصال، موفقیت و.. برای همه باشد. امیدوارم گوشه ای دنج از قلبتان همیشه گرمای محبت را احساس کند.

پر پرواز ۵ ( بخش آخر)
در این هیاهو صدایی به گوش می رسید ، - ادوارد ، ادوارد و من خیلی ناگهانی ار خواب پریدم، نفس نفس زنان نگاهی به آرالیا انداختم اثرات نگرانی را به وضوح میتوان در چهره اش دید، خز خز سینه ام امانم را بریده بود. گرمای دست آرالیا را بر روی دستان یخ زده ی خود حس کردم، لیوان آب را به دستم داد .........
لباس های کار را در نایلون همیشگی جا دادم ، نگاهی به آیینه انداختم ، آرالیا با یک لبخند عمیق در آیینه دیدم . کفشهایم را پوشیدم در را محکم بستم.
همسایه های جدید یک دختر بچه دارند آن من را سخت یاد کیت می انداخت، از پله های چوبی قدیمی که صدای کهنگیشان بلند شده بود پایین رفتم ، و در خیابان مشغول قدم زدن شدم تا به کارخانه برسم، چشمانم به یک زن خورد که دست دخترک خود را آرام گرفته بود و در خیابان مشغول قدم زدن بود، یک لحظه در ذهنم زن را آرالیا و دخترک را کیت فرض کردم و چه زیبا می شد ، آنقدر بی اختیار به آن دو خیره شدم که زن متوجه شد و با حالت عصبانی دست دخترک را سفت گرفت و و از جلوی چشمانم دور شدند..........
(کاش ما آن دو پرستو بودیم که همه عمر سفر میکردیم از بهار به بهار دیگر.)
با ضربه نسبتا شدیدی که به سرم وارد شد از خیال درآمدم نگاهی به طلوع انداختم با اخم به من خیره شده بود معلوم است کجایی؟
نزدیک به چند ساعت است که به این تابلو خیره شدی، و تازه متوجه شدم همه ی آن یک خیال پردازی ذهنی بود .
به خودم قول دادم که این خیال پردازی را بنویسم.




با تشکر از شما دوستان عزیز که داستان من را دنبال کردید، جا دارد تشکری کنم از تمام کسانی که درباره ی داستان های من نظر دادند و امیدوارم مورد لطف خوانندگان عزیز قرار گرفته باشد.
یک تشکر ویژه دارم از آقای حسن ایمانی ( استاد بزرگ) که لطف کردند و در این داستانک کوتاه به من کمک کردند ، امیدوارم هر جا که هستید همیشه سلامت و پیروز باشید.
نویسنده: طراوت چراغی

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.3 از 5 (مجموع 4 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

6

نوریه هاشمی ,شیدا محجوب ,زهرابادره (آنا) ,پیام رنجبران(اکنون) ,"صابرخوشبین صفت" ,طراوت چراغی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

شیدا محجوب (15/1/1399),بهروزعامری (16/1/1399),هادی هادوی (18/1/1399),"صابرخوشبین صفت" (22/1/1399),زهرابادره (آنا) (13/2/1399),محدثه رضایی زاده (22/2/1399),علیرضاهزاره (22/4/1399),علیرضاهزاره (1/5/1399),

نقطه نظرات

نام: حسن ایمانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 16 فروردين 1399 - 13:06

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام بر شما خانم چراغي...

سال نو بر شما بر همه دوستان اين سايت مبارك و ميمون باشه ان شالله و سالي همراه با سلامتي و بهروزي در پيش داشته باشيد...
خدمت شما عرض كنم كه داستان، خوب تمام شد. بالاخره نهايتي بايد براي كار فرض كرد. همين چند بند داستان كه در چند بخش تقسيم شده بود توان نگارش شمارو خيلي افزايش داد. شك نكنيد... اميدوارم كارهاي جديد و جذاب ديگري از شما شاهد باشيم...
حسن ايماني


@حسن ایمانی توسط طراوت چراغی   ارسال در شنبه 16 فروردين 1399 - 14:48

سلام آقای ایمانی ، ممنون از اینکه به من کمک کردید ، راستش نگران بودم که شاید آخر داستانو خیلی خوب ننوشتم ولی الان ممنون از شما که داستانو پسندیدید.


نام: هادی هادوی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 18 فروردين 1399 - 10:52

نمایش مشخصات هادی هادوی سلام و عرض تبریک مجدد بابت اعیاد اول سال جدید و همچنین عید بزرگ ما، نیمه شعبان!
داستان خوب با موضوع خوبی بود من اصولا زیاد به کلیشه بودن موضوع اهمیت نمیدم بلکه به طرز نگارش و قلم شخص نگاه میکنم.
قلم خوبی دارید گرچه بعضی از قسمت هاش اصلاح نیاز دارد مثلا: جمله نفس نفس زنان درست نیست بلکه کافیه همون نفس زنان نوشته بشه
و دو نکته مهم؛ اول، پاراگراف بندی مناسب داشته باشید جوری که وقتی موضوع یا شخصیت تغییر میکند پاراگراف جدید شروع شود که معنا را خراب نکند
و دوم اینکه از کاما یا ویرگول استفاده کنید خیلی از جاها کلا معنای درست رو خراب یا کاملا برعکس معنای خراب را درست میکند
به این دو جمله دقت کنید:
بخشش، لازم نیست اعدامش کنید
بخشش لازم نیست، اعدامش کنید.

نویسا باشید


@هادی هادوی توسط طراوت چراغی Members  ارسال در دوشنبه 18 فروردين 1399 - 20:31

نمایش مشخصات طراوت چراغی سلام آقای هادوی ، ممنون از نکته های ریزی که گفتید .


نام: علیرضاهزاره کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 22 تير 1399 - 22:56

نمایش مشخصات علیرضاهزاره به نوشتن ادامه دهید
شما کشش لازم برای تبدیل شدن به یک افسانه را دارید



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.