من قانع نمی شوم!!

من قانع نمی شوم
من قانع نمی شوم
صدای سرفه های پی درپی زمین مرا ترساند!
در طاقچه ی خانه مادر بزرگ پی شربت سینه می گردم
پی یک قاشق استراحت
پی فنجانی پر از خرناسه
من گیج شده ام
من گیج شده ان
تن بیمار زمین هیچ طبيب ی را قبول نمی کند!
تن بیمار زمین حتی از آفتاب م بیزار است
این روز ها زمین فقط از دور دل می برد!
این روز ها زمین به هیچ ستاره ای چشمک نمی زند!
تن تب دار زمین
اشک خدا را هم در آورده است
مسکن هایش را سر موقع بدهید
من قانع نمی شوم
من قانع نمی شوم



با تشکر
دانیال فريادي
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

رضا فرازمند ,نوریه هاشمی ,دانیال فریادی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

نوریه هاشمی (27/4/1399),طراوت چراغی (27/4/1399),طراوت چراغی (28/4/1399),دانیال فریادی (29/4/1399),دانیال فریادی (30/4/1399),رضا فرازمند (30/4/1399),دانیال فریادی (1/5/1399),

نقطه نظرات

نام: نوریه هاشمی کاربر عضو  ارسال در جمعه 27 تير 1399 - 09:52

خیلی عالی، قلم تون نویسا....


نام: دانیال فریادی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 1 مرداد 1399 - 15:57

نمایش مشخصات دانیال فریادی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-




با تشکر@};- @};- @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.