کاش دفترجه یاداشتم به دست خدابرسد....

به خانه پلاک چهار رسیدم!
کسی در راه برایم باز نکرد
به سه قدمی مرگ رسیدم
کسی از پشت دستم را گرفت
به دو راهی زندگی رسیدم
کسي فرمان داد ! راه مسدود است
به یک گلدان شکسته رسیدم
کسی گفت صاحب ش در گور
هر شب سرفه می کند!!!
خدا از پشت گل های بنفشه نگاهم کرد!
جرات یافتن سلام کنم
جرات یافتم از آب عبور کنم
بوی لاشه مترسک های سر راهم
قداست قصه های پدر بزرگم را زیر سؤال میبرد!!
آن شب به بال پروانه های پشت پنجره سنجاق زده بودند
انشب به تراز بودن آن پلی که آب با خودش بردشک کردم
آن شب رمال ها دنبال خاک مرده می گشتند!!
آن شب سایه ماه هم در گل مانده بود
آن شب آن اتوبوس بدون پلاک
مسافران نوروزی را به چاپخانه اموات میبرد!!
من سزاوار این همه محبت نیستم
من سزاوار این همه لبخند نیستم
من سزاوار این همه نگاه های گیرا ی آدم ها نیستم
آب تا خرخره در پوست م نفوذ کرده است!!!
کاش دفترچه ياداشتم به دست خدا برسد....

با تشکر:دانیال فریادی
با سلام به دوست عزیز با نظرات سازنده و زیبای خود مرا خشنود کنید

با سپاس

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

دانیال فریادی ,حمید جعفری (مسافر شب) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

دانیال فریادی (10/2/1398),حمید جعفری (مسافر شب) (11/2/1398),نصرالدین بهاروند (17/2/1398),نگین پارسا (26/2/1398),حسن ایمانی (30/2/1398),دانیال فریادی (1/3/1398),طراوت چراغی (10/6/1398),حمید جعفری (مسافر شب) (10/6/1398),

نقطه نظرات

نام: نصرالدین بهاروند کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 17 ارديبهشت 1398 - 09:26

نمایش مشخصات نصرالدین بهاروند سلام
اول اینکه غلط املایی تو کار وجود داره
دوم اینکه نفهمیدم چیزی که نوشتی شعره یا داستان یا متن ادبی یا...
بد نبود
چیزی که نوشتی برای مخاطب عام حوصله‌سربره چرا که فکر می‌کنه کلمات رو پشت هم ردیف کردی و نوشتی تا هیشکی جز خودت متوجه نشه چی گفتی
معرفی میکنم
من یه مخاطب عامم;)


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 10 شهريور 1398 - 16:10

سلام دوست گرامی. سبک کارتان برایم آشنا نیست. اگر شعر را می خواهید به صورت داستان کنید از هوشنگ گلشیری، ابراهیم گلستان، نادر ابراهیم و در نهایت بیژن نجدی کمک بگیرید. آنها در این وادی تبحر دارند.



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.