عصبانیت و عشق

مرد درحال تمیز كردن اتومبیل تازه خود بود كه متوجه شد پسر 4 ساله اش تكه سنگی برداشته و بر وری ماشین خط می اندازد .

مرد با عصبانیت دست كودك را گرفت و چندین مرتبه ضربات محكمی بر دستان كودك زد بدون اینكه متوجه آچاری كه در دستش بود شود

در بیمارستان كودك به دلیل شكستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .

وقتی كودك پدرخود را دید با چشمانی آكنده از درد از او پرسید : پدر انگشتان من كی دوباره رشد می كنند ؟

مرد بسیار عاجز و ناتوان شده بود و نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین خود بازگشت و شروع كرد به لگد مال كردن ماشین ..

و با این عمل كل ماشین را از بین برد و ناگهان چشمش به خراشیدگی كه كودك ایجاد كرده بود خورد كه نوشته بود :


( دوستت دارم پدر ! )

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.0 از 5 (مجموع 20 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

سجاد میرزاییان دهکردی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

عباس عابد (23/2/1391),حمیدرضا هرندی (23/2/1391),سید داریوش طاهرزاده (23/2/1391),سجاد میرزاییان دهکردی (25/2/1391),عزیز الله ملکپور ‍‍‍‍ (26/2/1391),سجاد میرزاییان دهکردی (26/2/1391),علیرضا نیک زاد (1/3/1391),زهرا فیروزی (19/3/1391),

نقطه نظرات

نام: عباس عابد کاربر عضو  ارسال در شنبه 23 ارديبهشت 1391 - 11:08

نمایش مشخصات عباس عابد سلام
داستان وقتی لذت را به خواننده منتقل می کند حتما؛ موق بوده گیریم که نقایصی هم داشته باشد. گرچه نقصی هم مشاهده نشد.
لذت بردیم. موفق باشید@};-


نام: حمیدرضا هرندی کاربر عضو  ارسال در شنبه 23 ارديبهشت 1391 - 12:07

نمایش مشخصات حمیدرضا هرندی تاثر بر انگیز است - هر چند که در انتها از اینکه کودک 4 ساله می تواند بنویسد کمی غلو شده به نظر می رسد

ممنون


نام: رانا کمالی کاربر عضو  ارسال در شنبه 23 ارديبهشت 1391 - 12:54

با سلام دوست عزیز
قبلا این داستان رو در سایتی دیگر خوانده بودم اما بسیار داستان زیبا و تاثیر گذاریست
موفق باشید


نام: محمد بابایی (نامی) کاربر عضو  ارسال در شنبه 23 ارديبهشت 1391 - 13:46

نمایش مشخصات محمد بابایی (نامی) سلام جناب عباسی
زیبایی در نوشته های شما آشکار است
و احساسم از خواندنش زنده شد
خوشحال میشم به من هم سر بزنید
و نقدم کنید
موفق و سربلند باشین
نامی
@};-


نام: سجاد میرزاییان دهکردی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 25 ارديبهشت 1391 - 00:04

نمایش مشخصات سجاد میرزاییان دهکردی سلام من هم با جناب هرندی موافقم
ولی رای را برای آن دادم که خیلی وقتها ما بزرگترها بچه ها را بیشتر از حد ممکن تنبیه میکنیم و بعد یک عمر‌‌‌بشیمانیم



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.