مرد عابد...

عابدی به اشتباه؛ توسط فرشتگان به جهنم فرستاده شد. اما او جز کر الحمدالله کلمه بر زبان نیاورد و زیر شکنجه های نگهبانان جهنم جز این حرف، سخنی نداشت.
- "الحمدالله... الحمدالله"!.
زمان زیادی از این اشتباه نگذشته بود که شیطان فریاد بر آورد و با داد و بی داد، رو به فرشتگان محافظ جهنم کرد و گفت: "جاسوس می‌فرستید به جهنم!؟ از وقتی که این مردک به جهنم آمده مدام با جهنمیان در گفتگو و بحث است و آنان را هدایت و نصیحت می‌کند"!.
و سخن عابد که به جهنم رفته بود این چنین است: "با چنان عشقی زندگی کن که حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند".
و فرشتگان پی به اشتباه خود بردند و مرد عابد را از جهنم بیرون آوردند.


سعید فلاحی
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

سعید فلاحی (18/9/1397),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.