دخترک گل فروش

صدای جیک جیک پرندگان، خش خش برگ های خزان دیده و زردی خورشید، فضایِ زیبایی در جنگل به وجود آورده بود.
دخترک گل فروش، با موهای حنایی و قدی بلند به طرف گُلبن و بوته های گل حرکت می کرد. پس از کلی تکاپوی ، دسته ای گل چید و به طرف جاده ی جنگل رفت تا بتواند از آن مسیر به سمت شهر برود و گل هایش را بفروشد.
بعد از کلی راه رفتن ، درختی [را] دید . به سمت آن رفت و زیر سایه اش بر روی سبزه زارهای جنگل نشست.
دستش را درون جیبش و شکلاتی آلبالویی را که مادرش سر صبح به او هدیه داده بود را در دهانش گذاشت .
صدایِ ملچ ملوچ آن دخترک، به صدای طبیعی و وحشی جنگل اضافه شد. برخاست و به راهش ادامه داد. در میان راه چشمه ای زایا را دید .
به طرفشررفت تا دست و رویی بشوید و با چهره ای آراسته به طرف شهر برود.
دخترک گلی را درون چشمه دید. زیاده خواهی افسار، دخترک را بر دست گرفت و آن دخترک ، بدون گل به راهش ادامه داد.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

علیرضااشرفی مهابادی ,نرجس علیرضایی سروستانی ,حمید جعفری (مسافر شب) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

طراوت چراغی (11/8/1398),بهروزعامری (12/8/1398),حمید جعفری (مسافر شب) (12/8/1398),علیرضااشرفی مهابادی (12/8/1398),نرجس علیرضایی سروستانی (15/8/1398),

نقطه نظرات

نام: حسن ایمانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 11 آبان 1398 - 09:45

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام.
داستان خوبي بود. سعي نويسنده بر بكارگيري استعاره ها و واژگان توصيفي و همچنين ايجاد فضاي خاص مرتبط با موضوع زياد بود. اين خود نشان مي دهد كه نويسنده مي داند كه توصيف فضا ، بكارگيري كلمات و نشانه هاي لغوي داستان جزو ابزارهاي مهم و نيازهاي داستان نويسي است و اين خود يك امتياز نويسنده محسوب مي شود. (هر چند در اين جهت خيلي قوي ظاهر نشده است و نشان مي دهد كه قلم جواني دارد)
به اعتقاد من، اصلاح داستان ، ويرايش ادبي و لغوي كار خيلي مهم تر از زود به نتيجه رساندن كار است. زود به نتيجه رساندن، نويسنده را دچار ايجاز مخل مي كند. يعني خلاصه نويسي بي حدي كه منجر به اختلال در فرآيند داستان مي شود. خيلي بايد مراقب چنين آفتي باشيم. بيشتر داستان هاي كوتاه دچار همين مشكل مي شوند...
حسن ايماني
@};- @};- @};- @};-


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 12 آبان 1398 - 08:38

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام همشهری
خیلی حوشحالم که اهل داستان نوشتن هستی بخصوص داستانت رو هم داری حرفه ای شروع می کنی.
تصویرسازی ابتدای داستانت عالی بود صدای جیک جیک خش خش برگ ها. خیلی خوبه حواست به صداها هم هست. اراک هستید جلسات ادبی بروید تا حرفه ای تر شوید. همراهم را برایتان می فرستم، بعد از دریافت، تماس بگیرید تا راهنمایی تان کنم و به محافل ادبی شهر معرفی تان کنم.
موفق باشید



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.