امروز

هنوز هم خیره به کتاب در دستش بود.کی زمانش میرسید تا خواندن این کتاب به پایان برسد.هر زمان بهانه ای برای نخواندنش داشت اما امروز باید بیخیال بهانه ها میشد و تمرکزش را برای به پایان رساندن کتاب میگذاشت.صفحه لول کتاب را بازکرد تا شروع به مطالعه بکند اما ناگهان سر و صدای بچه های محله که مشغول فوتبال بازی کردن بودند بلند و بلندتر بگوش رسید.ر چنان داد و فریاد بخاطر گل زدن میکردند که انگار الان حنجره هایشان پاره خواهد شد. حالا که او زمانی برای مطالعه پیدا کرده بود صدای انسان و تولیداتش و صدای طبیعت مزاحمش بودند.ماشین ها چنان با سرعتی از خیابان عبور میکردند که انگار در مسابقه رالی شرکت کرده اند و جام طلا خواهند برد.حتی همسایه اد که هیچوقت سر و صدای بلندش را نشنیده بود امروز صدابش رساتر و مانند نعره بگوش میرسید.انگار او هم امروز با او لج کرده بود.
حتی آن گنجشک روی شاخه ی درخت کنار پنجره هم چنان با ولع اواز میخواند طوریکه قصد ساکت شدن نداشت.زمان زیادی است که ساکت مانند یک مجسمه گوشه ی اتاق نشسته و به صدا های بیرون گوش میداد.یعنی همه ادما بخود قول داده بودن که امروز را از او بگیرند.همه قول ها امروز بود.من چه قولی داده بودم؟ذهنم دوباره به فرار در می اید و سراغ تخدلاتش میرود باید بگیرمش تا دوباره شروع به گشت در میان کتاب بکنم.من به امروز قول دادم.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 3.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

فاطمه گودرزی ,سارا یاسمینی ,مهشید سلیمی نبی ,زهرابادره (آنا) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

همراز محمدی (29/4/1397),نگین پارسا (29/4/1397),کامران غفوری (29/4/1397),فاطمه گودرزی (31/4/1397),زهرابادره (آنا) (1/5/1397),ابوالفضل مولوی (4/5/1397),الهام قلی پور (8/5/1397),زهرا میرزایی (13/5/1397),نگین پارسا (15/5/1397),مهشید سلیمی نبی (17/5/1397),

نقطه نظرات

نام: نگین پارسا کاربر عضو  ارسال در جمعه 29 تير 1397 - 14:22

نمایش مشخصات نگین پارسا @};- @};- @};-


@نگین پارسا توسط الهام قلی پور Members  ارسال در دوشنبه 8 مرداد 1397 - 22:09

مرسسی عزیزم.فدات????????????


نام: فاطمه گودرزی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 31 تير 1397 - 17:41

نمایش مشخصات فاطمه گودرزی @};- @};-


@فاطمه گودرزی توسط الهام قلی پور Members  ارسال در دوشنبه 8 مرداد 1397 - 22:06

سپاس فراوان عزیزم????????????


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 1 مرداد 1397 - 12:39

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) درودها خانم قلی پور عزیز
داستان عبرت آموزی از شما خواندم ، کاش انسان ها دغدغه کتاب خواندن را همیشه داشته باشند و بهانه ها را پشت گوش بیندازند،
توصیفات عالی بودند
برایتان موفقیت آرزومندم


@زهرابادره (آنا) توسط الهام قلی پور Members  ارسال در دوشنبه 8 مرداد 1397 - 22:03

درووود.سپاس فراوان از شما بانو که وقت گذاشتید و داستان منو خواندید.مرسی عزبزم
قربان شما????????????????????????????????????


نام: مهشید سلیمی نبی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 17 مرداد 1397 - 16:00

نمایش مشخصات مهشید سلیمی نبی خیلی خوب بود.تبریک میگم:x



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.