عشق مرگ

اگر به شما بگویند که امروز آخرین روز عمرتان است چه کار می کنید ؟؟

فکر کردن به این موضوع سخت است چون وقتی عصبانی، یا با مشکلات رو به رو می شویم از خدا آرزوی مرگ می کنیم حال خبر دارید کی وکجا و چه زمان آیا هدفی برای زندگی کردن در خود یافت می کنید ؟؟

مرگ مشکل نیست مرگ یکی از اتفاقات مهم زندگی مثل رفتن به مدرسه یا دانشگاه اولین کلمه ی که به زبانتان می آید این بهترین اتفاقی خواهد بود که شما را از گمراهی نجات می دهد بیاید فکر کنید اگر اخرین روز عمرتان باشد چه کار می کنید من خودم بر ترس هایم غلبه می کنم ماری را لمس می کنم و یا از ارتفاع می پرم شما چه کار می کنید من هیچ وقت به دیدن اشنایانم نمی روم
چون با سلام اول بغضم می تر... و آن دنیا بهانه ی برای دل تنگی هایم ندارم
پس جوری به اطراف نگاه کنید که دیگر قادر به دیدن نیستید آن گونه به دیگران محبت کنید یا کمکشان کنید که دیگر نمی توانید هیچ کاری را انجام دهید آن گونه از صبح های زندگیتان لذت ببرید که دیگر اتفاق نمی افتد پس از حالا بیاید شروع کنید جوری این متن را بخوانید که دیگر قادر به درک مطالب نیستید از زندگی لذت ببرید از همه ی سختی هایش این سختی ها هستند که شما را بزرگ می کنند مرگ را آسان بگیرید چون شما لایق بهترین ها هستید بیاید مرگ را دوست داشته باشید مرگ موضوع قدیمی است ولی غیره عادی مثل اینکه هر روز خورشید طلوع و غروب کند ولی یک صبح که سرتان را با لا می برید می بینید خورشید نیست آیا نگرا ن می شود و می گویید چرا نیست کاش باشد همان خورشیدی که از گرمایی زندگی ببخشش ناراحت می شوید ما انسان ها خیلی پیچیده تر از آن هستیم که تصورش را می کنیم انسان ها می کوشند که از بین می بریم ضربه بزنیم و باز می گوییم مرگ ترسناک است ترسناک ما هستیم ترسناک تر از آنچه که مرگ تصور آن را هم ندارد بیاید مکمل باشیم بیاید مرگ را تکمیل کنیم با مرگ زندگی کنیم مرگ جزء از زندگیست بیاید جوری عاشق شویم که انگار دیگر عاشق نمی شوید .

یک قرار مهم باهم ببندیم زندگی کنیم ولی به هم توجه نکنیم ... شاید این قرار مرگ با زندگیست تا وقتی جان به تو تعلق دارد به جنگ ... عشق چیز جالبیست خیلی قشنگ تر از آنیست که تصورش کرد بیایید عشق را سمبل مرگ/ زمان/ عشق مرگ بدانیم ...
واین قانون ماورای طبیعت است

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.7 از 5 (مجموع 7 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

6

ماریا-لشکری ,نیما فریبرزی ,مینا رسولی , یوسف جمالی(م.اسفند) ,مبینا صادقی ,زهرابادره (آنا) ,


این داستان را خواندند (اعضا)

سروش جنتی (7/6/1397),مینا رسولی (8/6/1397),همراز محمدی (9/6/1397),مجتبی صمدیار (10/6/1397),نیما فریبرزی (10/6/1397),حمید جعفری (مسافر شب) (17/6/1397),زهرابادره (آنا) (18/6/1397),ابوالفضل مولوی (20/6/1397),مبینا صادقی (26/6/1397),ماریا-لشکری (10/7/1397),مبینا صادقی (11/7/1397),مبینا صادقی (26/7/1397), یوسف جمالی(م.اسفند) (4/8/1397),حسن ایمانی (22/8/1397),مبینا صادقی (27/8/1397),

نقطه نظرات

نام: مریم   ارسال در چهار شنبه 7 شهريور 1397 - 16:34

باسلام و خسته نباشید خدمت مبینا عزیزم
داستان خوب و لذت بخشی بود همیشه قلمت خواننده را به فکر کردن وا می دارد امیدوارم موفق باشی


@مریم توسط مبینا صادقی Members  ارسال در چهار شنبه 7 شهريور 1397 - 16:37

نمایش مشخصات مبینا صادقی ممنونم مریم جان هدف من از نوشتن همین که خواننده به فکر فرو بره حتی شده یک دقیقه


نام: احسان   ارسال در چهار شنبه 7 شهريور 1397 - 16:41

داستان زیبا پر معنی بود سپاس گزارم
موفق و پیروز باشید


@احسان توسط مبینا صادقی Members  ارسال در چهار شنبه 7 شهريور 1397 - 16:43

نمایش مشخصات مبینا صادقی ممنون با ارزوی بهترین ها


نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در شنبه 17 شهريور 1397 - 07:27

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام بر خانم صادقی
دلنوشته جالبی را از شما خواندم. تحلیل جالبی از معنای مرگ داشتین. شما مرگ را خروج روح از جسم نمی دانیین بلکه آن را عدم عشق تصور می کنین. این جهان بینی خودش جذاب است اما شاید فقط در یک برهه از زندگی تان این نظریه را بپذیرید و در ادوار دیگر زندگی تان این نظریه را کلا نقض کنین.
هر شخصی برای خودش تعبیر جالبی از مرگ دارد، برخی مرگ را همین معنای مشهور که خروج روح از بدن است برای همیشه می دانند و برخی اندک معانی خاص نیز استفاده می کنند. که معانی دیگر از ذوق سلیم افراد نشاء وجودی می گیرد.
ولی با این حال چالش جالبی بود.
موفق باشین


نام: حسن ایمانی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 آبان 1397 - 14:06

نمایش مشخصات حسن ایمانی سلام و عرض ادب.
متن گيرا و جذابي بود كه قطع به يقين منبعث از احساسات شورانگيز دروني شماست. روايتي كه در ذهن خود ساختيد و سپس بدان پرداختيد يك روايت جاري و ساري در زندگي همه ما آدم هاست. اشاره خوبي بود و تلنگر خوبي به آدم مي زند. اما از بعد داستاني نمي توان رو آن مانور داد. چون ساختارهاي داستان نويسي مثل خلق شخصيت ، تعريف زمان و مكان و تشريح ماجراهايي كه بر قهرمان داستان مي گذرد در متن شما ديده نشد. در هر صورت موضوعيت خوبي داشت و مي شد كه به عنوان يك قالب براي توليد داستان از آن استفاده كرد.
قلمتون همواره در تحرير
حسن ايماني@};- @};- @};- @};-


نام: مبینا صادقی کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 27 آبان 1397 - 21:14

نمایش مشخصات مبینا صادقی با سلام خدمت اقای ایمانی
شاید داستان قهرمانی که من به ان انسان می گوییم به صورت خوبی تحلیل نشده بود ولی من یقین دارم مانور دادن بر روی داستان به فرد بستگی دارد
ممنون از نظر و لطف شما نسبت به بنده



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.