یاد خدا

روزی بود،روزگاری در زمان های خیلی خیلی قدیم پسری بود به اسم محمد ،محمد یک پسر درس خوان بود او همیشه درس هایش را به موقع می خواند و مشق ها تکلیف های مدرسه اش را به موقع انجام میداد و بسیار پسر با برنامه ای بود .روزی بود که محمد به مدرسه رفت و در نیمکت مشخص شده خود در کلاس نشست که یکی از بچه های کلاس که هنوز معلم سر کلاس نیامده بو پیش محمد آمد،اسم آن پسر امیرعلی بود.امیر علی پسر خوبی بود و فقط کمی درس هایش ضعیف بود او آمد پیش محمد تا از آن در باره یک مسئله که مربوط به درس علوم می شد صحبت کند و مشکل خود را در درس علوم تجربی رفع نماید محمد به او گفت چی شده امیر علی چرا امروز اومدی پیش من و می خوای من این را به تو یادبدم انگار خبری شده امیر علی.آره چرا وز های دیگر نمی آمدی . امیر علی گفت: آخه امروز امتحان علوم داریم تا این سخن را امیر علی گفت آشوب و غوغایی هولناک در دل محمد جاری شد و او داشت از درون سرد می شد خیلی ترسیده بود آنقدر که می خواست ... بعد از باددان درس علوم به محمد علی چون که می دانست امتحان علوم زنگ سوم بود از زنگ تفریح اول تا دوم خیلی خیلی کتاب علوم را خواند تا اینکه زنگ سوم فرا رسید . محمد خیلی دل شوره داشت انگار که یخی به اندازه و پهنا و وسعت قطب جنوب در بدنش قرار داده اند .امیر علی که از حال استرس بالای امحمد با خبر شد سریع پیش آن رفت تا آنرا دلداری دهد او گفت:محمد تو میتونی این امتحان را نمره20بگیری امیدوار باش و توکل به خدا کن در اواخر زنگ دوم بود و زنگ کلاس زده شد. معلم علوم سرکلاس آمد و برگه ها را پخش کرد محمد هم با حرفی که امیر علی به او زتده بود عمل کرد و با گفتن عبارت"بسم الله الرحمن الرحیم" امتحان شروع کرد و به تمام سوال ها پاسخ صحیح داد و فهمید که چگونه خدوند دلهای رمیده را آرمیده می کند و برای همین هم وقتی به خانه رفت از خداوند تبارک و تعالی تشکر کرد.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.2 از 5 (مجموع 104 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0

مجتبی گودرزی ,محمد حسین مهدی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

علی فرج نژاد (4/1/1391),سار امظلومي زاده (18/1/1391),رانا کمالی (22/1/1391),مرتضی وقف الحسین (14/10/1396),

نقطه نظرات


ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.