دعا میکنم.!

دعا میکنم..!
روز و شب.!
شب و روز.!
برای تو، برای خنده هایت ، برای چشمان روشن تر از عسلت.!
برای دل و حالت ، برای همه چیز.!
دعا میکنم ، هر روز صبح که از خواب بیدار می شوی ، اول از همه ، قبل از اینکه به ساعت نگاه کنی ، بخندی.!
دعا میکنم هر روزت بهتر از دیروزت باشد.!
دعا میکنم تو باشی و یک دنیا خوشحالی ، تو باشی و یک راز نهان من که تو میدانی و خدایت.!
تو باشی و تمام آرزوهایت که هر روز برآورده می شوند و تو هنوزآرزوی منی.!
دعا میکنم.!
برای تو و خوشبختی ات.!
برای تو و تو..!
اما بین خودمان بماند، در این اثنا دعای دیگری هم دارم.
اما باز هم برای تو دعا میکنم.
دعا میکنم تو باشی و یک من و یک نور ماه.!
برای یک همیشه، یک عمر و یک ابد الدهر با تو بودن.!
دعا میکنم تو باشی و من و چشمانت.!
آری.!
من دعا میکنم.
هر روز و هر لحظه...
فقط هم برای تو ، تو فقط آمین بگو.!
شهر زاد من.!
آمین بگو تا مرغ آمین ، عشقمان را ابدی کند...!

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

مجتبی صمدیار (20/7/1397),مبینا صادقی (20/7/1397),محمد رضا بادره (21/7/1397),مینا رسولی (23/7/1397),سجاد نوروزی (25/7/1397), یوسف جمالی(م.اسفند) (4/8/1397),

نقطه نظرات

نام: محمد رضا بادره کاربر عضو  ارسال در شنبه 21 مهر 1397 - 19:53

نمایش مشخصات محمد رضا بادره آمین



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.