بغض غریب

پسرک وارد پرنده فروشی شد و با نگاه عمیقی به تمام پرنده هاچشمش به یک طوطی در قفس افتاد،
دید که پایش انگار لنگ است ،به فروشنده گفت قیمت این طوطی چقدر است ؟
فروشنده جواب داد فروشی نیست ، یک پایش معیوب است.
پسرک اصرار کرد...
فروشنده گفت اگر خوب بود دویست هزار تومان ولی چون ناقص است و ارزش ندارد ده هزار تومان بده..
پسرک آرام پولهای مچاله را روی میز فروشنده گذاشت و طوطی را برداشت و رفت.
فروشنده یک مرتبه متوجه می شودنه طوطی هست و نه پسر بچه و پولها رو دید.
دوید و در پیاد رو نگاه کرد دید که پسرک قفس طوطی را گرفته و لنگ لنگان با پای معیوبش به راه خود ادامه میدهد.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

پیام رنجبران(اکنون) ,مجتبی صمدیار ,نیما فریبرزی ,مینا رسولی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

مبینا صادقی (19/6/1397),مینا رسولی (20/6/1397),جواد حدادپور (20/6/1397),مجتبی صمدیار (20/6/1397),نیما فریبرزی (21/6/1397),پیام رنجبران(اکنون) (25/6/1397),

نقطه نظرات

نام: مینا رسولی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 19 شهريور 1397 - 00:41

نمایش مشخصات مینا رسولی عرض سلام و ادب
سپاس از داستان زیباتوون
تلنگر به جایی بود
موفق باشید@};- @};-


نام: نگین پارسا   ارسال در سه شنبه 20 شهريور 1397 - 15:37

وااااای عالی بود خیلی لذت بردم...الان ی سوال پیش اومد واقعا اگر یک چیز معیوب باشه ارزشش کم میشه؟؟پسرکی ک لنگان رفت ولی دلی سالم داشت!!!چقدر سخته قضاوت



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.