دزد

دختر روستایی ، به همراه مرد غریبه برای همیشه روستا را ترک کرد. گرفتار شد. برای نجات خود، گفت : این مرد مرا دزدیده است. همه باور کردند. قاضی در حکم نوشت مرد دزد نیست.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 2.6 از 5 (مجموع 5 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

حمید جعفری (مسافر شب) (5/9/1396),نرجس علیرضایی سروستانی (5/9/1396),منوچهر عزیزی (6/9/1396),سید محمد علی وکیلی شهربابکی (6/9/1396),داوود فرخ زاديان (7/9/1396),فاطمه رنجبر (7/9/1396),نیلوفر روشن (17/9/1396),

نقطه نظرات


ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.