اذان

❤️ به نام خالق مهربانی ها ❤️
گاهی بعضی چیزها آرامش خاصی به انسان می دهد، مثل اینکه بدانی یک نفر با وجود تمام بزرگی و عظمتش منتطر تو است، منتطر سخن گفتنت و درد دل کردنت.صدایت می زند برای سخن گفتن با خودش، پس به دیدار او برو و به او اعتماد کن.
همین طور که درگیر این افکار بودم احساس کردم که صدایی گوش هایم را نوازش می کند، صدای اذان بود که از مسجد به گوش می رسید. از روی صندلی برخاستم و به سوی حیاط رفتم و کنار حوض نشستم و وضو گرفتم. با خود می اندیشیدم که پاک کردن آلودگی ها به وسیله ی آب چقدر به پاک شدن گناهان به وسیله ی نماز شباهت دارد ، در همین افکار بودم که ناگهان به خود آمدم ، اذان رو به اتمام بود، برخاستم و به اتاق رفتم؛ چادر سفید و سجاده ام را برداشتم. سجاده را پهن کردم وشروع کردم به خواندن نماز. وقتی نماز می خواندم احساس می کردم بویی به مشامم می رسد، بوی گل اقاقیا که با بوی گل رز آمیخته شده بود.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

حمید جعفری (مسافر شب) ,بهروزعامری ,نرجس علیرضایی سروستانی ,"صابرخوشبین صفت" ,


این داستان را خواندند (اعضا)

حمید جعفری (مسافر شب) (15/6/1396),کوثر علیزاده (15/6/1396),همایون طراح (15/6/1396),حمید جعفری (مسافر شب) (16/6/1396),بهروزعامری (16/6/1396),محدثه یعقوبی (16/6/1396),زهرا بانو (17/6/1396),نرجس علیرضایی سروستانی (17/6/1396),سارینامعالی (18/6/1396),"صابرخوشبین صفت" (18/6/1396),رها تمیمی (19/6/1396),سعیده پهلوان کندر شریفی (27/6/1396),کوثر علیزاده (27/6/1396),

نقطه نظرات

نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 15 شهريور 1396 - 07:29

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام و درود
دلنوشته ي بسيار بسيار زيبا و پر محتوايي بود.
واقعا بخوبي حس مي شود كه رسالت قلم به اوج خودش رسيده و به خوبي نمايان شده است.
موفق باشيد


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط کوثر علیزاده Members  ارسال در چهار شنبه 15 شهريور 1396 - 10:38

نمایش مشخصات کوثر علیزاده سلام و سپاس فراوان از اینکه وقت گذاشتید و خواندید.متشکرم از نظر زیبایتان.موفق و بانشاط باشید.@};- :)


نام: بهروزعامری کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 16 شهريور 1396 - 14:57

نمایش مشخصات بهروزعامری سلام و درود
بروان زلال وپاکتون
بازهم بنویسید

@};- @};- @};-


@بهروزعامری توسط کوثر علیزاده Members  ارسال در پنجشنبه 16 شهريور 1396 - 17:40

نمایش مشخصات کوثر علیزاده سلام بر استاد عامری گرامی. متشکرم از اینکه خواندید و سپاس فراوان از نظر زیبایتان.@};- @};- @};- @};-


نام: محدثه یعقوبی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 16 شهريور 1396 - 16:59

نمایش مشخصات محدثه یعقوبی عالی و پر از احساس


@محدثه یعقوبی توسط کوثر علیزاده Members  ارسال در پنجشنبه 16 شهريور 1396 - 17:47

نمایش مشخصات کوثر علیزاده سلام بانو محدثه عزیز. متشکرم از اینکه خوندی و سپاس از نظر زیبایت .موفق و بانشاط باشی عزیزم. @};- @};- @};- @};- :x :* :x :*


نام: نرجس علیرضایی سروستانی کاربر عضو  ارسال در جمعه 17 شهريور 1396 - 23:34

نمایش مشخصات نرجس علیرضایی سروستانی بوی گل اقاقیا میاد که با گل رز آمیخته شده
:) :)
یه سلام گرم و پر مهر
کوثر خانوم نازنین و اهل دل :x

هیچی بیشتر از این خوشحالم نمیکنه که دوستی خوش قلم داشته باشم و ببینم از این استعدادش توی مسیر درست استفاده میکنه و از همه مهمتر پشتکار داره برای نوشتن و نوشتن و نوشتن :)
عالیه
محتوای داستان عالیه .. من به شخصه داستان هایی که حرفی برای گفتن دارن رو دوست دارم .. حتی اگرنویسنده روی قالب و نثر داستان زیاد وقت نگذاشته باشه .. چون میدونم که نویسنده اش هدف داشته از اینکه قلم به دست گرفته ... کلا به قول معرف زرد نوشتن یا فانتزی نوشتن رو دوست ندارم .. داستانی که محتوا نداشته باشه پوچ پوچه
اسم سجاده و چادر سفید اومد :D :) یاد جشن تکلیفم افتادم.. از مدرسه که اومدم خونه با ذوق چادر پوشیدم که نماز بخونم .. اینقدر داداشم اذیتم داد که حد و حساب نداشت .. مثل گزارشگر های فوتبال لحظه به لحظه گزارش میداد که الان دارم چه کار میکنم .. منم وسط های نماز میرفتم دعوا دوباره می اومدم بقیه نماز رو می خوندم

خوشحالم که بودم و داستانت رو خوندم و لذت بردم از خوندنش و خوشحالم که هستی و مینویسی :)
به قول یه رفیق قدیمی ... دست گلت درد نکنه :D :)

دم قلمت همیشه گرم @};- @};- @};- :x


@نرجس علیرضایی سروستانی توسط کوثر علیزاده Members  ارسال در شنبه 18 شهريور 1396 - 10:00

نمایش مشخصات کوثر علیزاده سلام به نرجس بانوی عزیز و مهربونم . ممنونم ازت که داستانم رو خوندی و بانظر زیبات بهم انرژی زیادی دادی.:x :* @};- :) . خوشحالم که داستان مورد پسندت بوده .هزاران سپاس از اینکه در کنارم هستی،داستانهام رو می خونی و نظر می دی و اشتباهاتم رو بهم گوشزد می کنی و کلی انرژی بهم میدی@};- :x :* . دوستت دارم خیلی زیاد نرجس عزیز و دوست داشتنی.:x :* :x :* .



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.