مرگ قطار

مرگ قطار

در حادثه ى ويرانىِ قطار ، تمام ريل ها بى پناه ماندند....
آنها ديگر چشم انتظار قطارى كه سالها هر صبحدم با صداى پايش از خواب بيدار ميشدند نبودند....
افسرده شده بودند ، گاه گاهى با بغض چشمان يكديگر را تسلى ميدادند....
نااميد مانده بودند از براى شايد روزى نوازشِ دوباره ى قطارِ بى حاصل... همان قطارى كه سال ها جور دردها و رنج هاى ايستگاه هاى بى مسافر را ميكشيد ....
قطره قطره اشكِ ريل ها سنگ فرشِ سال ها بودنشان در كنار هم را با حس عشقى ماندگار غسل ميداد و همه به احترام قطار ابدى ساكت ماندند...
احساس خطر لحظه به لحظه وجودشان را در هم ميتنيد....
تا آنكه بالاخره روز كَزايى فرا رسيد .... سالهاست از آن اتفاق ميگذرد...
حالا ايستگاه پر شده از مردمانى كه به انتظار قطارى تازه نفس به صف ايستاده اند...
ريل ها همان ريل هاى قديمى و قطار ، قطار ديگريست...
اين ديگر همان دوست قديمى نيست، همان صداى پاى هميشگى را نميدهد انگار...
اين بار هم ريل ها سر به زير مى اندازند و از جفاى آدمى ، مويه كنان شيون ميكنند....
كهنه زخمى به جا مانده از روزگارانِ قطار ابدى يادِ همه خاطراتِ شيرين و عشق بازى هاى هر روزه را تداعى ميكرد...
اين بار روزگار داستانى ديگر سر داد ، داستانى از جنس تكبر ، از جنس شكست....
و اين واژهِ آزادى چه مفت سرِ سود خود ، ضررِ بجا مانده از آن همه رفاقت هاى قديمى را به يك مشت بشرِ بى احساس باخت....
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

متین یحیی زاده ,فاطمه زهرا یعقوبی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

متین یحیی زاده (22/3/1396),الهام آزده (22/3/1396),سعید بیک زاده (23/3/1396),فاطمه زهرا یعقوبی (7/4/1396),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.