اعلامیه 103: گزارش هواشناسی دل

همه اینجا قاتلن
برگ زرد میگفت...
............
من و یک دوش آب گرم و حسی که از من فرار می کرد
جای مجرم روی چوبه دار است
قاضی آنطرف داشت سوال می پرسید
و پائیز از درد می گفت

اعلام شد: اینجا همه یک قدم کم ورمیدارند
و محبت یک قدمی قتل است....
...............
یک دستبند و یک تخت برای شب
اما برگ زرد روی زمین می خوابد...
..............
اعلام شد: همه محکومند و
پائیز فرجام خواهی می خواهد...)


نویسنده: سیدمصطفی سراب زاده

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

3

متین یحیی زاده ,هستی مهربان ,فاطمه زهرا یعقوبی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

سعید بیک زاده (25/3/1396),هستی مهربان (25/3/1396),م.ماندگار (26/3/1396),فاطمه زهرا یعقوبی (9/4/1396),کوثر علیزاده (21/4/1396),

نقطه نظرات

نام: متین یحیی زاده کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 24 خرداد 1396 - 13:20

درود
بگذریم که شعر بود ;) ولی خوب بود
موفق باشید @};-


نام: هستی مهربان کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 25 خرداد 1396 - 18:37

نمایش مشخصات هستی مهربان سلام داستان حقوقی بود...خوشم اومد...اخه منم حقوقی ام ...همه محکومند وپاییز فرجامخواهی می خواهد...میشه بیشتر تو ضیح بدید.. اخه فرجامخواهی تقاضای محکوم علیه برای تطبیق حکم صادر شده با قانون یا شرع از دیوان عالی کشوره...اما ربطش به پاییز چی میتونه باشه!؟ نمیدونم شاید واخواهی یا تجدید نظر بهتر بود!؟


نام: کوثر علیزاده کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 21 تير 1396 - 15:06

نمایش مشخصات کوثر علیزاده زیبا بود



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.