عید گلباران

عید امسال خیلی  دیدنی  است چون برای اولین بار همه  دور هم جمع می شوند جای هیچ کی خالی نیست.به یک فامیل پر جمعیت تبدیل شده خانواده ی ده نفره.
عکس می گیریم بیشتر قیافه ها  تغییر کرده و اگر با رنگ و لعاب نباشند همه کمی پیر شدیم.
میانگین سنی ما سی تا چهل سالگی ست.مادر و پدر هم شکسته تر از قبل به نظر می رسند اما مثل چراغ خانه موجب دلگرمی و نورخانه می مانند.همیشه سایه شان بر سر ما باشد.
سفره ی هفت سین ما همیشه لحظات پایانی سال تکمیل می شود.شاید امسال با حضور خواهرم سحر زودتر کامل شود.
آخر چند سال است او در جمع ما نیست.و حالا از سفر خارج از کشور برگشته و مادر خیلی خوشحال است.
کاش همیشه گل خنده بر لبانش بروید.
ما خیلی او را اذیت کردیم.برای خوشبختی  ما ار درگاه خداوند  دعا می کرد
امسال عید خانه رنگ و بوی دیگری به خود گرفته چون همگی دور هم جمع می شویم و گل می گوییم و گل می شنویم.
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

ابوالحسن اکبری ,ماریه آزاد ,


این داستان را خواندند (اعضا)

بهار قمر (25/12/1397),مهدی عزیزی حرمت (25/12/1397),ماریه آزاد (25/12/1397),ابوالحسن اکبری (16/1/1398),

نقطه نظرات

نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در جمعه 16 فروردين 1398 - 22:34

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام .درود.@};- @};- @};- @};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.