از ادبیات بیزارم

استادمان سر کلاس فقط غزلیات مولانا رامی خواند و انتظار داشت ما دانش آموزان معنا ومفهوم این غزلیات بدانیم .
یک روز استاد درحال خواندن این غزل بود.
یار مگو که من منم
من نه منم، نه من منم

گر تو تویی و من منم
من نه منم، نه من منم
تا آخر غزل راخواند وباذوق وشوق گفت ببینید آدم کیف می کند از این غزلیات، آیادراین دوران معاصر شاعری مثل مولانا سراغ دارید. من دستم را بالا کردم و گفتم استاد ما کسی را سراغ نداریم ولی خود من غزلی دارم
بسیار پر معنا وبا مفهوم،
استادگفت:به به، به تودانش آموز فرهیخته، بفرمایید بخوانید.
من هم شروع کردم بخواندن..
من کیستم،اگرهستم پس چه هستم ،اگرنیستم پس چراهستم،پس هستم که هستم ،
استادگفت:من میگویم توکه هستی ،تویک دانش آموز بی ذوق وبی ادبی هستی که جایت توکلاس من نیست ، برو گمشو از کلاس بیرون.
همین شد که من از کلاس اخراج شدم واز ادبیات هم بیزارتر شدم
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

1

طراوت چراغی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

حمید جعفری (مسافر شب) (21/11/1398),هادی هادوی (21/11/1398),طراوت چراغی (23/11/1398),طراوت چراغی (24/11/1398),

نقطه نظرات

نام: حمید جعفری (مسافر شب) کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 21 بهمن 1398 - 11:37

نمایش مشخصات حمید جعفری (مسافر شب) سلام آقای حبیب الهی یان
خاطره زیبایی بود و بنظرم پتانسل مبدل شدن به یک داستان خیلی زیبا را داشت که نیازمند پردازش بیشتری بود.
شعر مولانا و شعر متقابل شما و در نهایت اخراج از کلاس خیلی خوب می توانستند یک داستان ماندگار را خلق کنند.
تصور کنید شاگردی که از معلم ادبیاتش متنفر است که همیشه اشعار مولانا را می خواند تا یک روزی تصمیم به مقابله با او را می گیرد و با ذوف خودش شعری می سراید و این شعر باعث دوری بیشتر او از ادبیات می شود.
چنین طرح و بیرنگی برای داستان عالی است فقط نیاز به پردازش بیشتری دارد و عنوان داستان هم اشاره مستقیم به مضمون نکند بهتر است.
موفق باشید hamidjafari.blogfa.com


@حمید جعفری (مسافر شب) توسط مرتضی حبیب االهی یان Members  ارسال در دوشنبه 21 بهمن 1398 - 18:12

نمایش مشخصات مرتضی حبیب االهی یان با سلام وعرض ادب خدمت شما جناب آقای حمید جعفری
از این که وقت گذاشتید وداستان مرا خواندید ونظر دادید ممنون هستم
موفق وسربلند باشید.


نام: هادی هادوی کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 21 بهمن 1398 - 22:11

نمایش مشخصات هادی هادوی سلام آقای الهیان عزیز
گفتنی ها را آقای جعفری گفتند به نظرم نیاز به نطق بنده نباشه
موفق و پیروز باشید@};-


نام: مرتضی حبیب االهی یان کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 22 بهمن 1398 - 11:01

نمایش مشخصات مرتضی حبیب االهی یان سلام جناب آقای هادوی
خیلی ممنون از شما
شماهم موفق و سربلند باشید@};-



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.