تاکسی تک مسافر

شهر بزرگ و شلوغیه، خیابونی داره که انتهاش یه سه راهیه و یه بازار، پر از رفت و آمد ماشین ها و آدمایی که برای خرید میان و میرن!
یه ردیف مغازه از گوشت فروش گرفته ،تا سوپرمارکت و میوه فروش!
جلوشونم یه ردیف ماشین که پارک شده!
چندتا پراید از مدل قدیمی تا مدل جدید دوبله منتظر مسافر، البته مسافرایی که همیشه عجله دارن، خوب اگه عجله هم نداشته باشن اونجا خیلی کم پیش میاد تا ماشین پرمسافربشه،به هرحال راننده با همون یه مسافر مجبوره حرکت کنه و بره تا ته خیابون و کرایشو که هزار تومنه بگیره و دوباره برگرده به جای اولش، بعضیا میگن چطور میشه!؟ مگه میشه اینجوری مسافرکشی کرد!؟ خوب کار خداست روزی رسون اونه و با اینکه یه جورایی سخته و مزدش کمه بازم این چرخ زندگیو میچرخونه!
حالا بماند که هر روز گوشت فروش و سوپرمارکتو میوه فروش شاکین میگن مزاحم کاسبی مایین ویا اینکه هر چند وقت جریمه میشن، ولی با این همه بازم راضین به رضای خدا!!
ع.و

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

0


این داستان را خواندند (اعضا)

حسین شعیبی (24/1/1396),مسعود کوشانی (25/1/1396),م.ماندگار (26/1/1396),داوود فرخ زاديان (26/1/1396),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.