ناله های مترسک

نجار پیری سالیان سال در روستایی زندگی میکرد او هر روز برای انجام کار به روستاهای نزدیک می رفت و از مزارع و کشتزارهای فراوانی عبور می کرد.
چند روزی بود که هنگام عبور از مزرعه ی گندمی صدای ناله هایی می شنید اما توجه زیادی به آن نمی کرد و فکر می کرد صدای باد است که درمیان گندم ها می پیچد
روزی هنگام عبور متوجه شد که با وجود وزش باد دیگر صدایی به گوش نمی رسد کنجکاو شد و آهسته از میان گندم ها حرکت کرد و دوباره آن صدا را شنید تعجب کرد چون غیر از او هیچ کس در آن اطراف نبود
فقط کمی دورتر مترسکی چوبی بود که تنش را با مقداری کاه پوشانده بودند پیرمرد به طرف مترسک حرکت کرد صداها بیشتر و بیشتر می شد وقتی کاملا نزدیک شد دیگر صدایی نشنید
پیرمرد فریاد زد کیستی که ناله میکنی؟ صدایی شنید که می گفت منم! پیرمرد گفت تو که هستی و کجایی؟ صدا آمد که من همان مترسکی هستم که تو در کنارش ایستاده ای !
پیرمرد با تعجب گفت چراغمگینی و ناله میکنی ؟ مترسک پاسخ داد : من درختی بلند و سرسبز بودم وسالهای زیادی در این مزرعه زندگی کردم تنها عشق و امیدم پرندگانی بودند که بر شاخه هایم می نشستند و آواز می خواندند .
چند سالی بود که خشک و بدون برگ شده بودم تا اینکه کشاورز مرا برید و از تنم مترسکی برای مزرعه اش ساخت.
حالا مدتهاست که پرندها از من می ترسند و به من نزدیک نمی شوند ومن رنج میکشم وچاره ای جز ناله کردن و گریه کردن ندارم.
پیرمرد کمی فکر کرد و مترسک را از کشاورز خرید و آن را به انباری که در آن کار نجاری میکرد برد.
و ساعتها مشغول کار شد و از چوب های مترسک لانه ای زیبا ساخت و آنرا در نوک بلندترین درخت خانه اش نصب کرد.
پیرمرد دیگر هیچ وقت آن ناله ها را نشنید چون می دانست مترسک خوشحال است زیرا او درجایی سرسبز و در کنار پرندگانیست که هیچ بیمی از او ندارند و او دوستشان دارد.

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 6 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

پیام رنجبران(اکنون) ,داوود فرخ زاديان ,زهرابادره (آنا) ,مریم مقدسی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

داوود فرخ زاديان (8/8/1395),ツ فریماه آرام فر ツ (8/8/1395),حسین شعیبی (8/8/1395),مسعود کوشانی (9/8/1395),همایون به آیین (9/8/1395),نرجس علیرضایی سروستانی (9/8/1395),پیام رنجبران(اکنون) (10/8/1395),مهدی باقری مهارلویی (11/8/1395),زهرابادره (آنا) (19/8/1395),

نقطه نظرات

نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در شنبه 8 آبان 1395 - 19:03

سلام

یه داستان ناتورالیسمی زیبایی بود. از وقایعی که برای درخت افتاد خیلی خوشم اومد و خب این داستان پیام خودش داره که هرکس با شرایط خودش به پیام داستان میرسه

سپاس از داستان و موفق باشید@};-


@مریم مقدسی توسط مسعود کوشانی Members  ارسال در یکشنبه 9 آبان 1395 - 09:16

نمایش مشخصات مسعود کوشانی با سلام و تشکر از شما سرکار خانم مقدسی
خوشحال شدم از اینکه مورد توجه شما قرار گرفت.
همیشه سلامت موفق و پایدار باشید.


نام: حسین شعیبی کاربر عضو  ارسال در شنبه 8 آبان 1395 - 22:17

نمایش مشخصات حسین شعیبی داستان کوتاه زیبایی بود.
از لحاظ علائم سجاوندی، نیاز به ویرایش دارد.
موفق باشید. @};- @};-


@حسین شعیبی توسط مسعود کوشانی Members  ارسال در یکشنبه 9 آبان 1395 - 09:03

نمایش مشخصات مسعود کوشانی با سلام به شما دوست عزیز و گرامی
با تشکر از نقطه نظر مفیدتان
موفق و سربلند باشید.


نام: ح شریفی کاربر عضو  ارسال در شنبه 8 آبان 1395 - 23:43

نمایش مشخصات ح شریفی سلام
به شما خسته نباشید عرض می کنم
می توان گفت با طبیعت مهربان باشید
داستان خوبی بود و تأثیرگذار
موفق باشید


@ح شریفی توسط مسعود کوشانی Members  ارسال در یکشنبه 9 آبان 1395 - 08:55

نمایش مشخصات مسعود کوشانی سلام و تشکر خدمت شما آقای شریفی عزیز
ممنون و تشکر
همیشه موفق و سربلند باشید


نام: زهرابادره (آنا) کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 19 آبان 1395 - 11:57

نمایش مشخصات زهرابادره (آنا) درود بر شما
داستان زیبایی بود باز هم برداشتی دیگر از قلب مهربان مترسک ها
من داستانی در مورد مترسک نوشته ام تقریبا شبیه همین است که یادم افتاد
سپاس
م فق باشید


@زهرابادره (آنا) توسط مسعود کوشانی Members  ارسال در چهار شنبه 19 آبان 1395 - 18:05

نمایش مشخصات مسعود کوشانی با عرض سلام و تشکر از حضور شما نویسنده ی گرامی سرکار خانم بادره (آنا)
داستان نویسی از زبان مترسک را دوست دارم و بدون شک داستانی که با قلم توانای نویسنده ای چون شما نوشته شده باشد بسیار دلچسب و خواندنی خواهد بود.
باز هم از حضور گرم وسبزتان کمال تشکر را دارم.
خوش , سلامت و موفق باشید.



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.