نیمکت

روی نیمکت، خیلی کارها میشود کرد. من برای خودم نیمکتی توی باغچه‌ ساختم. زیر یک درخت خرمالو که چند سال پیش کاشته بودم، و حالا دو سال است دارد خرمالوهای درشتی می‌دهد.
گاهی اوقات روی همان نیمکت چوبی می‌نشینم و زُل می‌زنم به علف‌های وحشی و کتاب می‌خوانم.
یکبار آوایی شنیدم که آهسته به من گفت: گوش بسپار تا برایت قصّه بگویم؛ هرچند کوتاهند و ناتمام، اما دهان بگشا تا قصه‌هایمان یکی شود. گاه می‌توان به حقایق ناب رسید!

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

4

"صابرخوشبین صفت" ,مریم حسین پور ,مریم مقدسی ,م.فرياد ,


این داستان را خواندند (اعضا)

غزل سادات پورنسایی (13/7/1395),مهدی دارویی (13/7/1395),م.ماندگار (13/7/1395),مریم مقدسی (14/7/1395),م.فرياد (14/7/1395),"صابرخوشبین صفت" (15/7/1395),حیدر شجاعی (15/7/1395),داوود فرخ زاديان (15/7/1395),مریم حسین پور (18/7/1395),حیدر شجاعی (22/7/1395),حیدر شجاعی (3/8/1395),

نقطه نظرات

نام: مریم مقدسی کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 14 مهر 1395 - 12:17

سلام
چه حس خوبی نوشتتون داشت
یک نیمکت اختصاصی
خیلی جالبه
اختصاصی ها همیشه جالبند موفق باشید@};-


نام: "صابرخوشبین صفت" کاربر عضو  ارسال در چهار شنبه 14 مهر 1395 - 01:38

نمایش مشخصات "صابرخوشبین صفت" سلام
درودها بر شما و احساس سبزتان
داستانک زیبا و روانی از شما خواندم .
کوتاه بود و با دنیایی حرف .
سرسبز باشید.@};- @};-


@"صابرخوشبین صفت" توسط حیدر شجاعی Members  ارسال در پنجشنبه 22 مهر 1395 - 18:33

نمایش مشخصات حیدر شجاعی با سلام. از نظر خواهی جنابعالی ممنونم. منتظر انتقادات سازنده تان هستم.



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.