می روم

R.k:
شبی ازاین شب ها برای همیشه خواهم رفت!
دور می شوم آنقدر دور که دیگر نباشد اثری ازمن و ازنامم!
تمام رد پاهایم را می پوشانم....
و همه ی خاطراتم را می سوزانم..!
همه ی آنچه گذشت برمن را آتش میکشم!
ومیروم!
آنقدر دور می شوم که نباشد ازمن خبری!
آنقدر دور که هرگز مزاحم لحظه هایت نشوم...!
بعد از رفتنم خوشحال باش!
و بسوزان هرآنچه ازمن باقی ست!
میروم تا نکند تورا آزار دهد ,دوست داشتن های وقت وبی وقت من!
دلتنگی های عمیقم را نابود میکنم!
و قلبم را می سوزانم وخاکسترش رابرایت می فرستم ومی روم!
ومیدانم....
یکروز تو هم برایم دلتنگ میشوی!
روزی که من دیگر نیستم...
آن روز برمزارم اشک نریز!
گریه نکن!
خوشحال باش که دیگر دلتنگی های وقت وبی وقتِ من ,عذابت نمی دهند!
R.k
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 1 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

سبحان بامداد ,رضا فرازمند ,


این داستان را خواندند (اعضا)

حسین شعیبی (25/8/1395),سبحان بامداد (25/8/1395),رضا فرازمند (25/8/1395),ترنم سرخسی (26/8/1395),همایون به آیین (26/8/1395),مسعود کوشانی (26/8/1395),عاطفه حجابی دخت ایمن (27/8/1395),رکسانا کویره (27/8/1395),نرجس علیرضایی سروستانی (29/8/1395),شیوا خان آبادی (3/9/1395),کیمیا کاظمی (9/9/1395),

نقطه نظرات

نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 25 آبان 1395 - 20:53

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام

دلنوشته ای فاخر

دست مریزاد@};- [-(



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.