دلنوشته ای کوتاه


خسته ام ازاین واژه های دلتنگی...
میتوانی بفهمی حالم را؟
از واژه های صبرکردن ....
ازتحمل کردن وطاقت آوردن!
ازنبودن ها....
از اینکه کسی نباشد تا بااو کلامی حرف بزنی...!
تا دردی از دلت را برایش بگویی!
خسته ام ...
میتوانی بفهمی حس مرا!؟
از دلتنگی هایم خسته ام!
از واژه های منفی !
می خواهم دور شوم....
فرسخ ها دور....
آنقدر که نباشد رد پایی ازمن برای هیچکس!
خودم باشم
و خودم...
لا اقل میدانم آنجاهیچکس نبوده و نیست!
تا اینکه اینجا بمانم و تحمل کنم سردیِ رفتارها را....
لا اقل میگویم آنجا کسی نیست تا دلتنگش شوم...
اما اینجا ...
غصه ی دلتنگی دیوانه ام میکند گهگاهی!
لا اقل می دانم آنجا درتنهایی وغربت می میرم...
اما اینجا کم کم دارم با زندگی وداع میکنم وکسی نیست تابفهمد که من اصلا چه میگویم!!!!!
می توانی این حالِ مرا درک کنی؟
خسته ام.... خسته ازاین واژه ها!
خسته ازاین تحمل ها....
که باید یک نفره غمِ همه را به دوش بکشم!
میتوانی بفهمی حالم را؟؟؟؟
خسته ام حتی از ندیدن تو!
خسته ام از محدودیت های رابطه!
خسته....
R.k
شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

ابوالحسن اکبری ,کیمیا کاظمی ,


این داستان را خواندند (اعضا)

تینا قدسی (22/8/1395),ابوالحسن اکبری (22/8/1395),رکسانا کویره (22/8/1395),ترنم سرخسی (23/8/1395), ناصرباران دوست (23/8/1395),م.ماندگار (24/8/1395),شیوا خان آبادی (3/9/1395),کیمیا کاظمی (9/9/1395), ツفریماه آرام فر ツ (1/9/1396),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.