داستان عشق


R.k
سال ها پیش, دربین راه دیوانه ای دیدم .....
روی تکه فرشی کهنه نشسته بود. گاه ساز میزد ,گاه نانی خشک دندان میزد!
با غرور مقابلش ایستادم و دستم را درجیب بردم, تا اسکناسی به اوبدهم.
نیم نگاهی به من انداخت وآرام گفت:
من گدا نیستم!!!!
متعجب,نگاهش کردم وگفتم:
خواستم کمکت کنم!
انگشت اشاره اش را به آن طرف خیابان گرفت وگفت:
آنجاست!
گفتم:چه آنجاست!؟!
گفت:
صندوق صدقات!!!!
متعجب گفتم:
اما من خواستم کمکت کنم! دیدم نان خشک میخوری....
خنده ای تلخ کردوگفت:
خدا را به آنچه داد,شکر!
باتمسخر خندیدم وگفتم:
بله,خدا راشکر!
کمی گذشت, گفتم:
میخواهی برایت لباس بیاورم؟
هوا سرداست!
جوابی نداد.
سازش را بردهان گذاشت ونواخت.....
چه زیبا می نواخت.....
مات ومبهوت نگاهش میکردم.
گفتم:
هی دیوانه!!! ازچه این گونه ساز می نوازی؟
دلت خوش است؟!
حال و روزت راببین!!!!!! نشسته ای ساز میزنی؟!
خندیدوگفت:
تو از عشق چه میدانی جوان پرادعا؟!؟!
گفتم:عشق؟!؟
عشق دیگر چیست!؟
گفت:
عشق چیزی ست که نداند هرکس!
پخته داند,کاین سخن باخام نیست!
برو...... برو که, تا درد نکشی دردمند نمیشوی!برو!

سال ها گذشت........
روزی دوباره آن دیوانه را دیدم.
به طرفش رفتم......
نگاهی به او انداختم وگفتم:
مرا بخاطر داری؟
خندید وبدون انکه نگاهم کند,باچشم های بسته گفت:
تو همان جوان مغروری!
متعجب گفتم:
ازکجا میدانی؟
باچشم های بسته؟؟؟؟؟
خندید وگفت:
سالهاست چشم سر رابسته ام, باچشم دل میبینم!!!!!
مبهوت ماندم.......
گفت:
نکند بازهم امدی که صدقه بدهی؟
گفتم:نه! آمده ام که بگویم,
نان خشک داری؟
قدری,میخواهم!
دوباره خندید وگفت:
موهایت سفید شده !!!!!
چهره ات پیر!
باخودت چه کرده ای جوان؟
بابغض گفتم:
سالها پیش,نمیدانستم عشق چیست......
بعدها,درگیر دردی شدم که درمانی نداشت!
دستش را بطرفم دراز کرد وگفت:بیا بنشین......
بیا که مدتها پیش منتظرت بودم.....
به جمع دیوانگان خوش آمدی!!!!!!!
R.k

شکل قلم:F اندازه قلم:  A A   رنگ قلم:                       پس زمینه:                    
امتیاز: 4.0 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این داستان با نامه  گذاشتن این داستان در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال داستان لینک ثابت این داستان  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این داستان

2

ناصرباران دوست ,ابوالحسن اکبری ,


این داستان را خواندند (اعضا)

داوود فرخ زاديان (1/8/1395),همایون به آیین (1/8/1395),ツ فریماه خسته ツ (1/8/1395),رضا فرازمند (1/8/1395),حسین شعیبی (1/8/1395),حدیث کوهی (2/8/1395),ابوالحسن اکبری (2/8/1395), ناصرباران دوست (3/8/1395),پیام رنجبران(اکنون) (6/8/1395),روح انگیز ثبوتی (6/8/1395),

نقطه نظرات

نام: همایون به آیین کاربر عضو  ارسال در شنبه 1 آبان 1395 - 14:08

نمایش مشخصات همایون به آیین درود بر شما
وقتی به کامنت جواب نمیدی، یعنی دیگه چیزی نباید نوشت!


@همایون به آیین توسط رکسانا کویره Members  ارسال در یکشنبه 2 آبان 1395 - 00:25

نمایش مشخصات رکسانا کویره درود برشما همراه گرامی وبزرگوار.
از داشتن همراهی مانند شما خرسندو از شما دوست گرامی سپاسگزارم


@رکسانا کویره توسط همایون به آیین Members  ارسال در سه شنبه 4 آبان 1395 - 12:20

نمایش مشخصات همایون به آیین @};- @};- @};-


@همایون به آیین توسط رکسانا کویره Members  ارسال در یکشنبه 2 آبان 1395 - 00:25

نمایش مشخصات رکسانا کویره درود برشما همراه گرامی وبزرگوار.
از داشتن همراهی مانند شما خرسندو از شما دوست گرامی سپاسگزارم


نام: نرم افزار erp   ارسال در شنبه 1 آبان 1395 - 16:54

با سلام
ممنون از سایت خوبتون


@نرم افزار erp توسط رکسانا کویره Members  ارسال در یکشنبه 2 آبان 1395 - 00:26

نمایش مشخصات رکسانا کویره ازشما سپاسگزارم


نام: رضا فرازمند کاربر عضو  ارسال در شنبه 1 آبان 1395 - 22:15

نمایش مشخصات رضا فرازمند سلام
بانوی ادیب

ساز عشق را خوش نواختی

بهره بردم

احسنت@};- @};-


@رضا فرازمند توسط رکسانا کویره Members  ارسال در یکشنبه 2 آبان 1395 - 00:23

نمایش مشخصات رکسانا کویره باسلام. سپاسگزارم ازهمراهیِ شما بزرگوار


نام: ابوالحسن اکبری کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 2 آبان 1395 - 22:18

نمایش مشخصات ابوالحسن اکبری سلام .@};- @};- @};- @};- @};-


@ابوالحسن اکبری توسط رکسانا کویره Members  ارسال در یکشنبه 2 آبان 1395 - 00:27

نمایش مشخصات رکسانا کویره سلامی پرازمهر تقدیم به شما همراهِ گرامی.


نام: ناصرباران دوست کاربر عضو  ارسال در دوشنبه 3 آبان 1395 - 20:10

نمایش مشخصات ناصرباران دوست سلام و عرض ادب
خوب بود و می توانست بهتر هم باشد اگر زبانش یکدست بود
پاینده باشید
@};- @};- @};- @};- @};- @};-


@ ناصرباران دوست توسط رکسانا کویره Members  ارسال در دوشنبه 3 آبان 1395 - 21:52

نمایش مشخصات رکسانا کویره باسلام وتشکر ازنظرات شمادوست عزیز.
نظرشما قابل احترام هستش.
ممنونم



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.